این چه مزخرفیه؟ منطق کجاست؟ توصیه نمیکنم — صرفاً اتلاف وقت.
مشکل اکنون این است که فرمول موفق فیلمها حول نوستالژی میچرخد: تکرار سکانسها و روایتهای آشنا و بازگرداندن بازماندگان برای رویارویی نهایی. این شیوه به ویژه در دوران پاندمی فروش گیشه را نابود کرده و باعث شده خلاقیت و اصالت تقریبا از بین برود؛ فقط تکرار همان چیزهایی است که قبلاً دیدهایم. تا زمانی که...
این چه مزخرفیه؟ منطق کجاست؟ توصیه نمیکنم — صرفاً اتلاف وقت.
مشکل اکنون این است که فرمول موفق فیلمها حول نوستالژی میچرخد: تکرار سکانسها و روایتهای آشنا و بازگرداندن بازماندگان برای رویارویی نهایی. این شیوه به ویژه در دوران پاندمی فروش گیشه را نابود کرده و باعث شده خلاقیت و اصالت تقریبا از بین برود؛ فقط تکرار همان چیزهایی است که قبلاً دیدهایم. تا زمانی که لدرفیس چهرهای تازه برای پوشیدن پیدا نکند، مجموعه Texas Chainsaw Massacre محکوم است در حلقهای معیوب بچرخد — با ارهبرقیای که در جادهای تقریباً متروکه بهزور میچرخد و هیچکس نمیخواهد آن راه را ادامه دهد.
من مدتی منتظر Texas Chainsaw Massacre (2022) بودم، اگرچه دلیلش را دقیقاً نمیدانستم. از چند افزودنی قبلی این مجموعه ناامید شده بودم، بنابراین میدانستم احتمالاً این یکی هم تفاوتی نخواهد داشت. فیلم را روز اکران دیدم و دقیقاً همان چیزی را گرفتم که انتظارش را داشتم: خوشم نیامد. البته کمی بیشتر از چیزی که فکر میکردم پسندیدم، اما هنوز کافی نبود. بازیها ضعیف بود، فرضیهی فیلم احمقانه بود و شخصیت محبوب ارثی را به توهینآمیزترین شکل ممکن حذف کردند. نکات مثبت فیلم، فیلمبرداری چشمنواز و جلوههای خونین بسیار خوب است. با این حال، با وجود همه اینها مشتاق دیدن قسمت بعدی هستم — و خودم هم نمیدانم چرا. 3.5/5
فیلم اصلی Texas Chainsaw Massacre چهار سال قبل از Halloween ساخته شد، اما حالا این فیلم است که راهپیمایی دنبالهروی Halloween را در پیش گرفته و حاصلش شده هدایت کورکورانهی کور. این نسخهی جدید از Halloween و Halloween Kills الهام گرفته و حتی «آخرین دختر» اصلی مجموعه را — یعنی شخصیتِ سلی — بازگردانده؛ بازیگر اصلیِ آن نقش، مارلین برنز، در ۲۰۱۴ درگذشت و خوشبختانه دیگر در این فیلم حضور ندارد.
به طور کلی، چیزی که این فیلم را از تقریباً هر اسلشر دیگری متمایز میکند این است که بهجای «فیلم نوجوانان مرده»، شاید بتوان آن را اولین «فیلم نسل هزارههای مرده» دانست. صحنههای قتل که معمولاً ناجی دنبالههای کلیشهای ترسناک هستند، باز هم ناامیدکنندهاند؛ تنها قتل اول — که از تیزهی استخوان بیرونزده از شکستگیِ مرکب استفاده خلاقانهای میکند — نوآوری نشان میدهد.
بهترین چیز دربارهی این تلاش بیالهام این است که کوتاه است (حدود ۸۱ دقیقه که نزدیک به ده دقیقهاش را پای تیتراژ پایانی میگیرند)؛ البته فیلمهایی که پایان درستی ندارند معمولاً کوتاه بهنظر میرسند — و منظورم این نیست که وقتی سلی، کسی که «برای بیش از ۳۰، ۴۰ سال» دنبال لدرفیس بوده، بالاخره او را در مخمصه گیر میاندازد ناگهان تصمیم میگیرد بعد از انتظار چند دهه کمی بیشتر صبر کند؛ این تصمیم دردناکاً احمقانه است، اما حتی اگر فیلم همانجا تمام میشد، پایان واقعی بهاندازهی حالتی که داریم از آن رنج میبریم، ناامیدکننده بود.
بدترین نکته این فیلم این است که شجاعتِ نامحترمانهای دارد و بین قتل با ارهبرقی و شلیک در دبیرستان («استونبروک های»، اسم ناراحتکنندهای که بهطرز ناخوشایندی یادآور Stoneman Douglas است) ارتباطی برقرار میکند، انگار یک فیلم احمقانه و خشونتآمیز که حتی ظرفیتِ تخلیهی عاطفی درست را هم ندارد بتواند ارتباط احساسی با قربانیان واقعهای واقعی پیدا کند. این کار پایینترین سطح بهرهبرداری از موضوع است، حتی در استانداردهای سینمای استثمارگرایانه.
فهمیدم السی فیشر و من دقیقاً یک سال اختلاف سنی داریم — عجیب. فیلم جذابی بود!
این مجموعهی متزلزل «Texas Chainsaw Massacre» دوباره ریبوت/بازسازی/دنبالهای دیگر گرفته، اما اینبار راه Halloween/Kills/Ends را میپیماید و یک شخصیت بازمانده از فیلم اصلی را بازمیگرداند. نتیجه اینجا آنچنان موفق نیست.
چهار دوست ایدهآلگرا یا سادهلوح شهری یک شهر متروکه در تگزاس میخرند تا آن را بازسازی کنند و آن را به مکانی پیشرو تبدیل کنند. خواهران ملودی (سارا یارکین) و لیلا (السی فیشر) و زوج دانته (جیکوب لاتایمور) و راث (نل هادسون) با نیروهای انتظامی محلی و برخی اراذل شهر درگیر میشوند؛ فیلمسازان بلافاصله قضاوت میکنند — نسل زد/هزارهها بهصورت خوشبین و بیدار تصویر شدهاند در حالی که تگزاسیهای ملاقاتشده آدمهای کشداری با اسلحه و نژادپرست نشان داده میشوند. لیلا در یک تیراندازی مدرسه زخمی شده و ملودی مرتباً نگران اوست. گروه دربارهی لدرفیسِ فیلم ۱۹۷۴ میشنوند و میفهمیم که آخرین دختر بازماندهی آن فیلم، سلی (با بازی اولون فوئره در نقشی که مارلین برنز ابتدا آن را بازی کرده بود)، به رنجر تگزاس تبدیل شده و هنوز منتظر خبری است که شاید دشمن دیرینش پیدا شود چون قتلهای دوستانش رسماً «حلنشده» مانده.
گروه برای انتظار اتوبوسی از سرمایهگذاران وارد شهر متروکه میشوند و درمییابند پیرزنی و پسرخواندهاش هنوز در یک یتیمخانهی متروکه زندگی میکنند. مردی به نام ریختر (مو دونفورد) قرار است همهچیز را بازسازی کند اما با گروه مشکل دارد. لدرفیس بالاخره حضور مشکوکی نشان میدهد، سوالات زیادی مطرح است و قتل و خونریزی آغاز میشود.
خط زمانی این مجموعه حتی پیچیدهتر از سری Halloween است. فیلم فقط حدود هشتاد دقیقه است، بنابراین توسعهی شخصیت یا ساختار میراث چندانی در آن نیست، هرچند فیلمساز گاهی ادای احترام به برخی اسلشرهای معروف در میآورد. فیلمنامه سعی میکند چیزی متفاوت وارد کند و به تبِ اینفلوئنسرها اشارهای بیاغراق دارد. کارگردانی گارسیا با تدوین فیلم هماهنگ است و فیلم بهصورت فشرده فیلمبرداری شده، اگرچه بلغارستان جایگزین بدی برای تگزاس است — من خودم تولد چهارمین نسل در تگزاس هستم و ایالتم را خوب میشناسم.
مشکل، البته، فیلمنامه است. شخصیتها نه تنها تصمیمات بد، بلکه تصمیمات احمقانهای میگیرند که عملاً خود و دیگران را به کشتن میدهند. برخی از آنها پیشرفت میکنند و علیه لدرفیس میایستند، اما همین مقاومتشان آنها را در معرض نابودی قرار میدهد چون اگر اینطور نبود فیلم حتی کوتاهتر میشد. خونریزی و خشونت اغراقشده و من از اینکه فیلم ردهی R گرفته تعجب کردم. جلوههای ویژه خیلی خوب و قانعکنندهاند، تا جایی که این فیلم «ترسناکِ لذتبخش» نیست. فیلمی مثل Terrifier هم خونین بود اما تنش و تعلیق داشت؛ اینجا تنش اندکی هست و بیننده مرتباً با خودش میپرسد «چرا این کار را کردند؟» یکی از سکانسها در اتوبوس شاید میخواست نقطهی اوجِ قتل دستهجمعی باشد، اما تبدیل به نمایشی ناهیدیاگرایانه از یکنواختی میشود. در این دوره حساس، تأسفبار است که ما اینقدر کر شدهایم که این نوع نمایش خشونت دوباره و دوباره «سرگرمی» تلقی شود، در حالی که فیلم اصلی، صرفنظر از یکی از بهترین عنوانها، آنقدرها هم خشن نبود.
فکر میکنم وقتش باشد این مجموعه را کنار بگذارند؛ فیلم به خاطر نمایشهای قبل از اکران نامطلوب مستقیم روی پلتفرمهای پخش عرضه شد، پس بهزودی نسخهی فیزیکی آن را نخواهید دید. من آن را بهاندازهی بعضی منتقدان و بینندگان نفرتانگیز نیافتم؛ احتمالاً من از آن نوع تماشاگران قدیمیام که دنبال وحشت در فیلمهای وحشت میگردم.
در مجموع بازسازی قابل قبولی از اصلی است که بیشتر از ارزش شوکآور خود چیز دیگری نداشت. این اقتباس شخصیتها، پیامی دربارهی نوسازی شهری (gentrification)، آدمهای روستایی و شهرکهای متروکه را در هم میبافد تا بیش از «آدم ترسناک با ارهبرقی» باشد. فکر میکنم فیلم این کار را نسبتاً خوب انجام میدهد. مواد اولیه کم است ولی فیلم پیش میرود؛ بازیگران همه وظیفهشان را انجام میدهند، کارگردانی محکم است و فیلمبرداری ماهرانه است. این فیلم از نظر هنری سطح بالا نیست، اما از بسیاری نسخههای دیگر همین داستان بهتر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران