یک نوجوان 16 ساله به نام ژاکوب پورتمن که یک پناهگاه سری در یک جزیره کشف میکند که در آنجا، کودکان غیرعادی که دارای توانایی های خاصی هستند توسط یک زن نگهداری می شوند. ژاکوب قصد دارد با کودکان و افراد ساکن در این جزیره آشنا شود ولی متوجه می شود که اتفاقاتی درحال وقوع است که ممکن است برای آنها خطرناک باشد…
یک نوجوان 16 ساله به نام ژاکوب پورتمن که یک پناهگاه سری در یک جزیره کشف میکند که در آنجا، کودکان غیرعادی که دارای توانایی های خاصی هستند توسط یک زن نگهداری می شوند. ژاکوب قصد دارد با کودکان و افراد ساکن در این جزیره آشنا شود ولی متوجه می شود که اتفاقاتی درحال وقوع است که ممکن است برای آنها خطرناک باشد…
فیلم Miss Peregrine’s میتوانست کمی عجیبتر باشد. میفهمم که قهرمان داستان در واقع درِ ورود ما به این جهان فانتزی است، اما یک شخصیت میتواند قابللمس باشد بدون اینکه خیلی خستهکننده باشد. فیلم بدی نیست اما قطعاً آن اثرِ بازگرداننده تیم برتون به مسیرِ همیشگیاش نیست.
ایوا گرین بازی درخشانی دارد ولی استفادهاش کم است، ساموئل ال. جکسون با دندانهای مصنوعیاش بهسختی حرف میزند، طراحی موجودات...
فیلم Miss Peregrine’s میتوانست کمی عجیبتر باشد. میفهمم که قهرمان داستان در واقع درِ ورود ما به این جهان فانتزی است، اما یک شخصیت میتواند قابللمس باشد بدون اینکه خیلی خستهکننده باشد. فیلم بدی نیست اما قطعاً آن اثرِ بازگرداننده تیم برتون به مسیرِ همیشگیاش نیست.
ایوا گرین بازی درخشانی دارد ولی استفادهاش کم است، ساموئل ال. جکسون با دندانهای مصنوعیاش بهسختی حرف میزند، طراحی موجودات عالی است اما اجرایشان با جلوههای ویژهٔ کامپیوتری ضعیف خراب شده است. مقدار کمی استاپموشن هم هست تا جبران کند، ولی باز هم به اندازهٔ لازم به کار نرفته. این توصیف درستی است برای کل فیلم؛ Miss Peregrine’s بارها اشاره میکند که فیلم فوقالعادهای در دل خودش دارد، اما چیزی که به دست میآوریم، یک اثر ناموزون و بدقواره است. تنها لحظات واقعاً جذاب داستان همین چند صحنهٔ کوتاهاند که به محض ظاهر شدن رها میشوند و به نفعِ گفتارِ همیشگی «خیر در برابر شر» کنار گذاشته میشوند.
امتیاز نهایی: 2.5 از 4 ستاره — چیزهای زیادی داشت که برایم جذاب بود، اما بهعنوان یک کل کار نمیکرد.
---
نمیتوان به سازندهٔ فیلم، تیم برتون، اتهام زد که از سبک عجیب و غریبِ معروفش فاصله گرفته باشد. شاید مهمترین دارایی برتون این است که آن حس ثابتی از عجیبی را در نحوهٔ ارائهٔ روایتهایِ پرجنبوجوش و نامتقارنش حفظ میکند. همیشه این درک وجود داشته که برتون با علاقهٔ فراوان خصوصیات خیالپردازانه و کموبیش بامزهٔ شخصیتهایش را میپذیرد. طبیعی است که کارگردانِ عجیب و غریبِ ما به پروژهای نامتعادل جذب شود که دقیقاً در قلمرو تخیلات عجیب او قرار دارد. بنابراین در Miss Peregrine’s Home for Peculiar Children، او به سبک همیشگیاش وفادار است و باز هم نمایشِ دلانگیز و تا حدی ماکابر و عجیبوغریبی ارائه میدهد که قطعاً برای کسانی که از آثار تیرهٔ کودکان لذت میبرند جذاب خواهد بود.
این فیلم اقتباسی سینمایی از سهگانهٔ محبوبِ رانسون ریگ برای نوجوانان است و پیش از هر چیز میدانِ عملِ برتون برای تخیلاتِ قوی و عجیبش است. فانتزیِ علمی-تخیلیِ کودکانه با تزئینات صحنهٔ بصری جذاب، جلوههای ویژهٔ CGI خیرهکننده، لباسهای چشمگیر و گروهی از نوجوانانِ بههمریخته اما توانمند که هرکدام قدرتهای غیرمعمولی دارند، برجسته میشود. نویسندهٔ فیلمنامه، جین گلدمن، تا حد زیادی جادوی گمراهکنندهٔ رمان پرفروش ریگ را زنده کرده است؛ فضایی که یادآورِ جهانی با حالوهوای بسیار شبیه هری پاتر است و آن حسِ قلعهمانند و جادویی را دارد. نقدی که میتوان بر Miss Peregrine’s وارد کرد این است که برتون پیشتر این سرزمینهای پیچخورده را کاوش کرده و این حس را به وجود میآورد که او همان فیلم را دوباره میسازد با برخی تغییرات ظاهری. با این حال اثرِ سورئالِ برتون کافی است تا این فیلم نامنظم را بهعنوان داستانی سرگرمکننده و شیطنتآمیز توصیه کند.
ساختار فیلم ترکیبی عجیب است که اجزای قبلیِ آثار گوتیکمانندِ برتون را کنار هم میگذارد؛ المانهایی که تا حدودی یادآورِ مری پاپینز، مجموعهٔ هری پاتر، و Willy Wonka و حتی کمی حسِ ابرقهرمانیِ جوانانِ X-Men است. اساساً برتون نوعِ خودِ از فرارِ خیالپردازانه را ارائه میدهد که تماشاگر را به هزارتویی از لذتِ ناپایدار، ترسِ ملایم و آشفتگی رنگارنگ میبرد. او ترکیبی از عجیبی، دوستداشتنی بودن، ترس ملایم و شوخطبعی را وارد میکند که عمدتاً روی حواس مخاطب کار میکند.
در نقشِ عنوان، ایوا گرین بازی میکند (که قبلاً در فیلم Dark Shadows با برتون همکاری داشت). داستان گذشتهٔ نوستالژیکِ خانم پِرِگرین و گروه یتیمانش از زبان بازنشستهای به نام اِیب پورتمن روایت میشود که برای نوهاش جِیک (آسا باترفیلد) از شگفتیهای آن دوران میگوید. جیک بهخاطرِ رفتار متفاوت خانوادهاش دچار حسِ بیگانگی است و وقتی پدربزرگِ مسن و بیمارِ او دربارهٔ هیولاها و دنیاِ خانم پِرِگرین حرف میزند، کنجکاویِ جیک برانگیخته میشود. او قانع است که پدربزرگش با دستِ هیولاها کشته شده و تصمیم میگیرد به جزیرهٔ رازآلودِ مورد اشاره سفر کند تا حقیقت را پی بگیرد. مفهوم «حلقههای زمانی» یا همان لوپها که خانم پِرِگرین برای حفاظت از بچهها ایجاد کرده نیز در قصه نقش اساسی دارد.
فیلم جلوههای تصویریِ چشمنوازی دارد: خانه، اسکلتها و کشتیها بهخوبی به تصویر کشیده شدهاند، فیلمبرداری، صحنهها، لباسها و آرایشها همه مخاطب را به دههٔ چهل میبرند. بازیها متفاوتاند؛ ساموئل ال. جکسون نقشی پرانرژی بهعنوان آنتاگونیستِ بارون دارد، ترنس استمپ در نقش پدربزرگ قانعکننده ظاهر میشود و یارانِ بازیگری دیگر مثل جودی دنچ، روپرت اورت و آلِسون جنی نقشهایی مکمل دارند اگرچه برخی از آنها زمان نمایش کمی دارند. در کل Miss Peregrine’s فیلمی درخشان از لحاظ بصری است اما فیلمنامه نیمپختگی دارد و داستان گاهی بیجهت جهش میکند.
امتیاز منتقد: نیمِ ستاره از 4
---
کودکان peculiar بیگناه در برابر بزرگسالان عجیب و ترسناک.
فکر میکردم این فیلم باید کارِ استیون اسپیلبرگ باشد، اما او احتمالاً از نمایشِ بصریِ شخصیتهای منفی میکاست. مخصوصاً از دیدِ مخاطبِ کودک که هدف اصلیِ چنین اثری است. حتی در The BFG هم میدانید که غولها چگونه نشان داده شدند. بنابراین انتخابِ تیم برتون درست بود و او بهترین تلاشش را کرد. اما همه با این نظر موافق نیستند؛ حتی من هم کمی ناامید شدم. از لحاظ فنی خیلی خوب به نظر میآمد، اما داستان آنقدرها تأثیرگذار نبود — بهخاطرِ آشناییِ زیاد عناصر، بهجز خودِ شخصیتهای peculiar.
فیلم بر اساس رمان نوجوانان ساخته شده و دربارهٔ پسر جوانی به نام جیک است. پس از قتل پدربزرگش، او به ولز میرود تا بچههای همان جزیرهٔ خانم پِرِگرین را بیابد؛ بچههایی که در یک حلقهٔ زمانی گیر افتادهاند تا از دشمنانشان در امان بمانند. تهدیدی در شرف وقوع است و بقیهٔ ماجرا دربارهٔ برنامهٔ آنها برای مقابله پس از نیمقرن مخفیشدن است.
بهعنوان طرفدار فیلمهای کودکانه، دوست داشتم از آن لذت ببرم، اما کاملاً راضی نشدم. فیلم دو ساعت است؛ نیمهٔ اول مقدمه است و خیلی چیزها را از تریلرها دیده بودیم، بنابراین در این بخشها علاقهام را از دست دادم، اما وقتی درگیری میان خوبها و بدها آغاز شد، فیلم چیزهای جدیدی ارائه داد. نبرد نهایی در نمایشگاه باید بهتر طراحی میشد. همچنین فکر میکنم از ساموئل ال. جکسون خوب استفاده نشده بود.
مشکل اصلی فیلم این است که روایت تمایل ندارد قدم بزرگی در توسعهٔ داستان بردارد. انگار هدفشان ساختن دنباله بوده و برای همین همه چیز را اینجا فاش نمیکنند. شبیهِ فیلمِ اولِ Twilight که خیلی درام و کند بود. نقدها فیلم را نشانه گرفتند، اما به نظر میرسد بسیاری از مردم و علاقهمندان از آن لذت بردند. امیدوارم قسمت «Hallow City» ساخته شود؛ من منتظرش خواهم ماند.
امتیاز: 6 از 10
---
قبل از هر چیز باید بگویم که هرچند من این را فیلمی خانوادگی میدانم، احتمالاً برای کوچکترین اعضای خانواده کمی ترسناک باشد. بههرحال شخصاً از فیلم خوشم آمد و بچههایم هم دوست داشتند.
فیلم سفر در زمان دارد که معمولاً اصلاً از آن خوشم نمیآید، اما این یک فیلمِ تیم برتون است و انتظار میرفت کمی عجیب باشد، ضمن اینکه ایوا گرین در آن بازی میکند که از بازیگران موردعلاقهام است و همین تا حدی کاستیهای داستانی را جبران میکند.
فیلم با صحنهای آغاز میشود که جیک شاهد قتلِ پدربزرگش توسط موجودی مرموز است که فقط او میبیند. طبیعتاً همه خیالپردازی او را قبول دارند و ما وارد بیمارستان و جلساتِ رواندرمانی میشویم. در نهایت والدینش اجازه میدهند او به جزیرهٔ Cairnholm برود تا دنبالِ خانم پِرِگرین بگردد.
از آنجا وارد دنیای «برتونوار»ِ عجیب و فانتزی میشویم. جیک با خانم پِرِگرین و بچههایش آشنا میشود؛ هر یک استعدادهای عجیبوغریبی دارند. بدیهی است که ضدقهرمانانی هم در سایهها کمین کردهاند که قصد نابودی پناهگاه را دارند و اصلاً بهخیالِ سلامتیِ بچهها نیستند. من از بدمنها خوشم آمد؛ هم در شکلِ نیمهانسانِشان و هم در شکلِ هیولاییِ ترسناکشان. بهویژه ساموئل ال. جکسون در نقش بارون عملکرد بسیار خوبی نشان داد.
کسی که دوست نداشتم نقشِ پدرِ جیک بود؛ علاوه بر اینکه آدمی خودخواه به نظر میرسید، در تمام فیلم شبیه کسی بود که مدام دارو مصرف کرده یا خوابآلود است.
در کل شاید بهترین فیلم تیم برتون نباشد اما فیلم خوبی و لذتبخشی است. جلوههای ویژه قابلقبولاند، داستان با وجود پارادوکسهای سفر در زمان کار میکند، بازیها رضایتبخشاند و از صرف ۲+ ساعت تماشای آن پشیمان نشدم.
---
با وجود عیوب و تفسیرهای نهچندان مثبت، فیلم خوبی است.
تیم برتون ما را به سبک سورئال و فانتزیاش عادت داده و تقریباً همیشه فیلمهای خوبی ارائه میدهد. این فیلم هم از آن دسته است و سرگرمی قابلقبولی فراهم میکند. فیلم براساس رمانی است که من نخواندهام، اما شنیدهام رمان از فیلم جالبتر است. برتون قبلاً نشان داده که چندان به وفاداری کامل به منبع اهمیت نمیدهد.
طرحِ کلی فیلم دربارهٔ سفر نوجوانی به جزیرهٔ منشأ پدربزرگش است که تازه فوت شده. او ویرانههای یتیمخانهای را مییابد که در جنگ جهانی دوم بمباران شده و بعدها متوجه میشود دوستان کودکیِ پدربزرگ و سرپرستِ یتیمخانه هنوز زندهاند و در یک حلقهٔ زمانی گیر کردهاند. خطر بزرگی این جمع را تهدید میکند.
در مجموع فیلم رضایتبخش است، خوب سرگرم میکند و داستانی زیبا و خوشساخت دارد. بخشی از این موفقیت به نحوهٔ پرداختن به موضوعات دشواری مثل سوگواری و رابطهٔ پدر و پسر برمیگردد. البته جزییاتِ کمتوضیح، گرههای باز و صحنههایی که میتوانستند بیشتر پرداخت شوند دیده میشود، و حس میکنم فیلم کمی طول میکشد تا واقعاً به حرکت بیفتد و توجهمان را جلب کند.
در میان بازیگران، ایوا گرین شاخص است و میداند چگونه از کاریزما و متریالِ خوب بهره ببرد. ترنس استمپ هم عملکرد مناسبی دارد. از میان بازیگران جوان، اِلا پِرنل بیش از بقیه میدرخشد. متأسفانه دیگران مثل جودی دنچ، روپرت اورت و کریس اوداوْد فرصت و زمان کافی برای درخشش ندارند. ساموئل ال. جکسون لحظاتی خوب دارد اما در اثر حسِ بیرونی بودن ایجاد میکند. اما بدترین انتخاب برای نقشِ اصلی، آسا باترفیلد است؛ او کاریزما ندارد و نتوانسته به اندازهٔ لازم نقش را حمل کند — بخشی از این مشکل هم متوجه فیلمنامه و شکل پردازش شخصیت است.
دیگر نقطهٔ قوت فیلم جلوههای بصری و CGI عالی است. خانه بسیار واقعی به نظر میرسد و اسکلتها و کشتیها هم خوب اجرا شدهاند. فیلمبرداری، صحنهپردازی و خصوصاً لباسها و آرایشها عالیاند و بیننده را به دههٔ چهل میبرند. موسیقی هم مؤثر است هرچند غافلگیری بزرگی ندارد.
---
این فیلم اندکی مرا به The Golden Compass یادآوری کرد: آسا باترفیلد در نقش جیک به جزیرهای کمجنبوجوش کشیده میشود که در آن ایوا گرینِ جادویی گروهی از بچهها را میزبانی میکند؛ بچههایی با ویژگیهای ویژه که در یک حلقهٔ زمانی (همان روز 1943) گیر افتادهاند تا از دستِ بارونِ شکارچی و هیولاهایش در امان بمانند. فیلم کمی کشدار است، اما وقتی سرعت میگیرد باترفیلد بهعنوان قهرمانی جذاب عمل میکند و پشتیبانیهایی از جنس جودی دنچ، روپرت اورت، پدرش کریس اوداوْد و پدربزرگِ الهامبخشِ ترنس استمپ دارد. قصهها اپیزودیک و جذاباند؛ هر کودک فرصت نمایش توانایی و شخصیتش را دارد، مقدار کمی رومنس، کمی شرارت نوجوانی و حسادت هم هست، و حتی ایوا گرین معمولاً خشن هم کمی کاریزما به نمایش میگذارد. پایانبندی همه چیز را خوب کنار هم میبافد. خوشحالم که این فیلم میکوشد داستانی نسبتاً پیچیدهتر برای جوانترها روایت کند. بعضی مسائل — مثل جنگ جهانی دوم — فراتر از یک داستان سطحی تأثیر دارند و حسِ تهدید بهخوبی توسط برتون توسعه مییابد بدون اینکه خیلی کابوسوار شود.
---
گروهی از نوجوانان و کودکانی با تواناییهای عجیب مثل ابرقهرمانها همه در یک خانه گرد آمدهاند؛ خانم پِرِگرین عملاً نقشِ مادر را برایشان دارد. امیدوارم دنبالهای ساخته شود چون دوست دارم بیشتر ببینم چه تواناییهایی دارند؛ حس میشد خیلی کم از قابلیتهایشان نشان داده شد، گویی فقط طعمهای از آنچه میتوانستند انجام دهند دیدیم.
---
Miss Peregrine’s Home for Peculiar Children یک فانتزی جذابِ سفر در زمان است با جلوههای بصری قوی و بازیهای قابلقبول، اگرچه از کندی ریتم و تعارضِ نهچندان قدرتمند رنج میبرد. ناسازگاریهای منطقی و جزئیاتی که نادیده گرفته شدهاند — بهخصوص دربارهٔ پیامدهای سفر در زمان — از باورپذیری داستان کم میکنند. با این حال، با وجود کاستیها، فیلم برای دوستداران فانتزی تماشای لذتبخشی است و جا برای بهبود در عمقِ روایی باقی میگذارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران