فرودو و سم با راهنمایی گالوم، به مسیرشان به سمت کوه نابودی ادامه میدهند، در حالی که مطمئن نیستند او به چه سمتی هدایتشان می کند. باقیمانده یاران حلقه، مردم گاندور و روهان را در نبردی عظیم علیه نیروهای سائورون، یاری می کنند.
فرودو و سم با راهنمایی گالوم، به مسیرشان به سمت کوه نابودی ادامه میدهند، در حالی که مطمئن نیستند او به چه سمتی هدایتشان می کند. باقیمانده یاران حلقه، مردم گاندور و روهان را در نبردی عظیم علیه نیروهای سائورون، یاری می کنند.
برندهٔ ۱۱ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۲۱۵ جایزه و ۱۲۴ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان6
و بالاخره هر چیز خوبی یک روز به پایان میرسد. برای سه سال متوالی، پیتر جکسون با هر قسمت جداگانه از سهگانه تالرین، افسردگیهای زمستانی ما را دور کرده و عملاً تمرکز هیجان سینماییمان را از فصل تابستان به پایان سال منتقل کرده است. اما حال که حماسهٔ او بهطور کامل پردهبرداری شده، آثار ماندگار این دستاورد چه خواهند بود؟
فیلمسازی فانتزی در ابعاد بزرگ دوباره...
و بالاخره هر چیز خوبی یک روز به پایان میرسد. برای سه سال متوالی، پیتر جکسون با هر قسمت جداگانه از سهگانه تالرین، افسردگیهای زمستانی ما را دور کرده و عملاً تمرکز هیجان سینماییمان را از فصل تابستان به پایان سال منتقل کرده است. اما حال که حماسهٔ او بهطور کامل پردهبرداری شده، آثار ماندگار این دستاورد چه خواهند بود؟
فیلمسازی فانتزی در ابعاد بزرگ دوباره به صحنه برگشته و چالشی را مقابل جورج لوکاس و قسمت سوم جنگ ستارگان گذاشته است. جکسون نشان داده که ریسک و بلندپروازی لازم نیست محدود به آثار کمهزینه و مستقل باشد؛ و کالیفرنیا انحصار مطلق بر جلوههای ویژهٔ پیشگام ندارد.
عامل DVD هم نباید دستکم گرفته شود. همزمان با بالا رفتن سطح فیلم در سینماها، الگوی انتشار دیویدیهای این مجموعه تعیینکنندهٔ آن شد که برای آثار بزرگ سینمایی چه چیزهایی میتواند (و باید) روی دیسک ارائه شود.
بهویژه نسخههای چهار دیسکیِ گسترشیافته موجب شدهاند نوعی آزادی در تفکر کارگردان دربارهٔ آنچه میتواند در نسخهٔ نهایی سینماییاش بگنجاند، پدید آید. به همین دلیل هم بود که کریستوفر لی نسبت به ظاهر نشدن سارومان در این قسمت نهایی گلهمند شد. هرچند شاید شایسته بود به لی فرصتی برای بدرقه داده شود، جکسون بهدرستی میفهمد که این سائرون است، نه سارومان، که چشم آتشینش تمامی رشتههای روایی اوج را دربرمیگیرد.
بازگشت پادشاه برای اولینبار در این سری ریشههای جکسون در فیلمهای وحشت را نشان میدهد. زمانی که اورکها سرهای جداشدهٔ گوندوری را از دیوارهای میناس تیرث پرتاب میکنند، ارواح پوسیده با شمشیر برمیخیزند تا در کنار آراگورن بجنگند و عنکبوت غولآسا شلوب در تونلهای تاریک و آغشته به تار، فرودو را دنبال میکند، فیلم حدود صدور گواهی ۱۲A را جابهجا میکند.
و باید هم همینطور باشد، چون ظاهر و لحن اثر لزوماً باید هرچه تاریکتر شود، وقتی هابیتها به کوه سرنوشت نزدیک میشوند و دست شوم موردور میانزمین را محکمتر میفشارد.
بافتِ شخصیتها در بیش از ده ساعتِ بیسابقهٔ روایت سینمایی پرداخت شده است: از استرایدر که در کنج سایهها کمین کرده بود تا آراگورن که سربازان را جمع میکند؛ از مری و پیپین که در آغاز احمقنما ولی در نهایت جنگجویان کوچک و دلیر میشوند. تنها لِگولاس و گیملی بهنظر میرسد (حداقل از نظر زمان نمایش) به نقشهای کلیشهای تیرانداز صحنه و همراه کمدی برگردانده شدهاند. خوشبختانه اندی سرکیس برای اجرای صدای گالوم پاداش میگیرد: یک فلشبک زودهنگام که چهرهاش را روی پرده نشان میدهد و هشدار میدهد که تحت قدرت حلقه، اسمئَگول میتواند به اندازهٔ گالوم قتلطلب باشد.
جکسون جریان سری را از میانهٔ بهاصطلاح «دشوار» و پایانِ «ضعیف» معمول عبور داده و اوجی را ارائه کرده که از آنچه تالکین روی کاغذ انجام داده منظمتر و تأثیرگذارتر است. برخی بینندگان ممکن است احساس کنند کارگردان در پایان بلندش کمی آبنبات چسبان اضافه کرده و حداقل یک پایانِ دروغی بیش از حد گنجانده است (هرچند او پاکسازی شایر در کتاب را نادیده میگیرد).
اما کسانی که در چنین سفری طولانی گامبهگام همراه این قهرمانان بودهاند، شایستهٔ دستاوردهای احساسی همانقدر که شایستهٔ اوجهای اکشناند، هستند و وقتی تیتراژ نهایی میآید، از ته دل تحت تأثیر قرار میگیرند. بله، حلقه مرد. زندهباد کینگ کونگ.
حکم نهایی — اوجی طنینانداز برای نقطهعطفی در تاریخ سینما. اما پادشاه بازگشته است، داستان به پایان رسیده و کشتیها میانزمین را ترک میکنند. خانمها و آقایان، زبان الفی ساختمان را ترک کرد.
امتیاز: ۵/۵
— آلن موریسون، مجله Empire
کمی بیش از حد CGI، تکراری، کلیشهای و صحنههای کشآمدهٔ «نگاه عاشقانه» برای ذائقهام.
این فیلم که در ۲۰۰۳ منتشر شد و کارگردانیاش بر عهدهٔ پیتر جکسون بود، قسمت سوم سهگانهٔ محبوب تالکین را اقتباس میکند: فرودو (الیجاه وود)، سم (شان آستین) و گالوم (اندی سرکیس) همچنان تلاش میکنند خود را به کوه سرنوشت برسانند تا حلقهٔ یگانه را نابود کنند. در همینحال آراگورن (ویگو مورتنسن)، لِگولاسِ الف (اورلاندو بلوم)، گیملی کوتوله (جان رایس-دیویس)، گاندالف جادوگر (ایان مککلن)، پادشاه تئودن (برنارد هیل) و فارامیر (دیوید ونهام) متحد میشوند تا با سپاه سائورون در شهر سنگی میناس تیرث بجنگند و سپس نیروهای موردور را به عنوان حواسپرتی بهکار گیرند تا فرودو به هدفش برسد. بیلی بوید و دومینیک موناگان هم در نقشهای پیپین و مری حضور دارند.
من طرفدار معمول فانتزی/ماجراجویی هستم و کتابهای زیادی از این ژانر خواندهام، ولی هرگز تالکین را نخواندهام—احتمالاً چون جذب هابیتها، الفها و کوتولهها نمیشوم. پس از دیدن سه فیلم، ارباب حلقهها برایم ترکیبی از رابین هود، کونان و جادوگر شهر اُز است که احتمالاً در نوشتن سهگانهٔ تالکین تأثیر داشتهاند. اگر ترکیب «کونانِ بربر» و «رابین هود: شاهزادهٔ دزدها» با «جادوگر شهر اُز» برایتان جذاب است، احتمالاً این فیلمها را بیشتر از من خواهید پسندید.
بازگشت پادشاه بیشتر همان چیزی است که در دو فیلم قبلی دیدیم، اما حتی طولانیتر. مثلاً نبرد میناس تیرث اساساً شبیه نبرد هلمز دیپ در فیلم قبلی است، با این تفاوت که موجوداتی شبیه فیلهای عظیم و ارتش مردگان هم اضافه شدهاند. این دو نبرد بهقدری شبیهاند که میشد آنها را در یک درگیری خلاصه کرد. از سوی دیگر، ارتش مردگان و عنکبوت ترسناکی که فرودو و سم در غارها با آن روبهرو میشوند، المانهای جدید و جالبی بودند.
مانند دو فیلم قبلی، شخصیتها متنوعاند، داستان خلاقانه است، صحنههای اکشن تاریک با لحظات لطیف ترکیب شده و همهچیز از نظر بصری و صوتی باشکوه به نظر میرسد. متأسفانه مثل «دو برج»، استفادهٔ بیش از حد از CGI (یا بهقول برخی «پورن CGI») آزاردهنده است. اگر CGI کارتونی را میپسندید، احتمالاً این قسمت را بیشتر از من خواهید دوست داشت.
مشکل دیگری هم هست: شخصیتها هرچند الهامبخشاند، اما کمعمق و نسبتاً بیهیجان برای کسانی که به عمق بیشتری نیاز دارند. مثالِ لِگولاس—ما هرگز او را واقعاً نمیشناسیم. یا آراگورن: مورتنسن نقش جنگجوی نجیب را عالی بازی میکند، ولی در کل سهگانه دیالوگهای چندان بلندی ندارد. همچنین داستان برایم چندان گیرا نبود؛ هیچوقت کاملاً مجذوب شخصیتها و اهدافشان نشدم، هرچند طرفداران تالکین ممکن است اینگونه نباشند.
بعد هم تعداد زیادی «نگاه عاشقانه» بین شخصیتها وجود دارد، مخصوصاً بین فرودو و سم (خیلی خوشحال شدم که دیدم یکی از شخصیتها ازدواج میکند و بچهدار میشود، اگر منظوری از حرفم برداشت کنید). حس تکرار و کلیشه هم هست؛ مثلاً آویزان شدن از یک صخره با انگشتان—این قبلاً با گندالف در پایان بخش اول و شروع بخش دوم انجام شده بود. آیا واقعاً لازم بود سهگانه به این نوع کلیشهها ختم شود؟
مشکل دیگر فقدان قهرمانان زن برجسته است. میرآندا اتو در نقش اِووین هست که شیفتهٔ آراگورن میشود و بهعنوان جنگجو نقاب میزند. غیر از او، تنها حضورهای کوتاه لیو تایلر (آروون)، کیت بلانشت (گالادریل) و همسر یک هابیت را داریم. فیلمهای کمهزینهتر هم میدانند که چند قهرمان زن شاخص در داستان بگنجانند.
همانطور که گفته شد، فیلم بیجهت طولانی است و میشد خیلی چیزها را کوتاهتر یا حذف کرد. وقتی داستان اصلی در کوه سرنوشت به پایان میرسد، فکر میکردم شاید ۱۲–۱۵ دقیقهٔ باقیمانده باشد، نیمی از آن هم تیتراژ. اما نه—۳۰ دقیقهٔ دیگر هم هست که در آن خداحافظیهای کسلکننده و «نگاههای عاشقانه» اضافه شدهاند.
با وجود این ایرادها، «بازگشت پادشاه» و بهطور کلی سهگانه تلاشی بسیار جاهطلبانه بوده و برای دوستداران فانتزی/ماجراجویی، بهویژه کسانی که تالکین، هابیتها، الفها و مشابه آنها را دوست دارند، اثری ضروری است.
مدت زمان فیلم: ۳ ساعت و ۲۱ دقیقه. فیلمبرداری در نیوزیلند انجام شده است.
نمره: C
انتهای فوقالعاده برای یک سهگانهٔ عالی. صحنههای اکشن و جنگی شگفتانگیز بودند و حتی با وجود اینکه این فیلم را چندبار در طول سالها دیدهام، تا پایان هیجانانگیز باقی میماند. چندپایانیهای متعدد هم برایم مشکلی نداشت؛ خوشحالم که هر شخصیت سهم خودش را دریافت کرد. امتیاز: ۴.۷۵/۵
پایانی درخشان برای سهگانه.
انتظار زیادی از «بازگشت پادشاه» داشتم و خوشحالم میبینم در سطوح زیادی پاسخگو بود. بهخندهآوری، نمیگویم اجرای فیلم بینقصترین است—با توجه به همزمانیهای داستانی و زرههای اغراقشدهٔ شخصیتها میتوان ایرادات کوچکی گرفت. اما اینها اصلاً مهم نیست؛ داستان به شیوهای که برای تماشاگر بهترین است بسته میشود و سرشار از احساس و دل است.
داستان مربوط به الیجاه وود، شان آستین و اندی سرکیس برای من جذابتر بود و از پایانشان رضایت داشتم. همچنین از بخشهای مربوط به ویگو مورتنسن، ایان مککلن و دیگران لذت بردم. همهٔ اینها به زیبایی بصری فیلم افزود و جهان داستان بهخوبی جان گرفت.
اگر بخواهم ایراد بگیرم، میگویم مدت زمان کمی طولانی است. ریتم کاملاً خوب و حتی خیلی خوب است، اما میشد چندتا از صحنههای پایانی را حذف کرد تا تماشاگر خودش تصور کند جهان چگونه به حیات ادامه میدهد. این فقط نظر من است و احتمالاً تنها کسی هستم که اینطور فکر میکند.
از نکات مثبت چه بگویم؟ آن صحنههای نبرد باور نکردنیاند. سهگانهای استثنایی، بدون شک. مشتاق دیدن فیلمهای «هابیت» هستم.
بهعنوان طرفداری قدیمی از رمانهای تالکین از پیش از آنکه نیولاین این سهگانه را اعلام کند، باید بگویم هر سه فیلم برایم ناامیدی بزرگی بودند. منظورم این نیست که مثل بسیاری بگویم «کتاب بهتر است»؛ اما گویی پیتر جکسون عمداً عناصر حیاتی کتابها را حذف کرده و بهجایش چیزهای بیهوده گذاشته است. همچنین تقریباً هر خطی که حتی کمی جذاب در کتاب به نظر میرسد، به گاندالف داده شده، بیآنکه آن خط واقعاً متعلق به او باشد—که باوجود اجرای درخشان سر ایان مککلن، آزاردهنده است. بهجز اجرای ضعیف سومِ اورلاندو بلوم در نقش لِگولاس، بازیگران عملکرد خوبی داشتند؛ مشکل این است که شخصیتها در فیلم اجازهٔ درخشش بهگونهای که در کتاب دارند، پیدا نکردهاند.
میدانم اجماع عمومی این است که فیلم طولانی است و من هم موافقم. چیزی که مرا آزار میدهد این است که این فیلم مجبور شد بخش باقیماندهٔ «دو برج» را تمام کند چون آن فیلم ناتمام مانده بود، و در عین حال این فیلم پایان محوری حماسه را حذف کرد. «بازگشت پادشاه» در واقع کوتاهترین جلد سهگانهٔ کتابهاست. همانطور که برخی اشاره کردهاند، فیلم بهطور قابلتوجهی «پاکسازی شایر» را کنار گذاشته، و برای کسانی که امید داشتند یک قسمت چهارم آن را تکمیل کند، پیتر جکسون با کشتن سارومان در آغاز نسخهٔ گسترشیافته، همهٔ امیدها را ناامید کرد. بههرحال من فکر میکنم نقطهٔ اصلی تالکین—اینکه هنوز شر در دنیا هست و قهرمانان باید برای مقابله با آن برخیزند—یکی از نقاط قوت آثار اوست. ولی به نکتهٔ اصلیام برگردم: کتابها کوتاهتر بودند اما داستان بیشتری میگفتند، چون تالکین با وجود جزئیات و عمقش میدانست چگونه داستان را پیش ببرد. پیتر جکسون در این زمینه شکست میخورد.
با این حال، من کسی هستم که همیشه امیدوار بودم این فیلمها ساخته شوند (من با انیمیشنهای ساختهشده توسط Rankin/Bass و Fantasy Films بزرگ شدم). اما اکنون فکر میکنم باید منتظر بمانم تا کسی جسور باشد و دوباره تلاش کند—هرچند احتمالاً در عمر من این اتفاق نخواهد افتاد. در این میان، من هر سال به خواندن کتابها ادامه میدهم.
پایانی شایسته برای یک سهگانهٔ کلاسیک.
فرودو، سموایز و گالوم در سفری جهنمی در «میانزمین» هستند، در حالی که گاندالف، آراگورن، گیملی و لِگولاس به جنگ میروند. پادشاه تئودن باید تصمیم بگیرد که آیا به کسانی که به او کمک نکردهاند کمک کند یا نه. مری میخواهد بجنگد اما جثهاش کوچک است. پیپین هم خود را در دردسرهای بیشتری مییابد.
زیاد زیرشاخههای داستانی هست؛ هر ثانیه جذاب است. کارگردانی استادانه است. چه چیز بیشتری میتوان گفت؟ فیلم در هر قدم مسحورکننده است و چند پایان پیدرپی دارد که به هم متصل میشوند، اما همچنان تماشاگر سیر نمیشود.
برای اولین بار از زمان نمایش در سینماهای لندن (سالن اُدئون ماربل آرچ که متأسفانه دیگر موجود نیست) این فیلم را روی پردهٔ بزرگ دیدم و هنوز جادویش را حفظ کرده است. داستانهای درهمتنیدهٔ فرودو، سم و راهنمای خیانتکارشان گالوم را دنبال میکنیم که از میان آتش و گوگرد میگذرند تا حلقه را به کوه سرنوشت برسانند؛ در حالی که گاندالف، آراگورن و اعضای باقیماندهٔ گروه تلاش میکنند جبههٔ سائورون و ارتش اورکها را متوقف کنند. اگرچه این بلاواسطه یک قطعهٔ سینمایی عظیم است، احساس میکنم داستان کمی کشدار میشود. تمرکز زیاد بر شخصیتهای کمتحریککننده—اِووین عاشقپیشه، دنِثور تصورپرداز و فارامیری خوب اما کمجثه—سرعت را از صحنههای اکشن که باید اوج میگرفتند، میگیرد. رقابت دوستانهٔ بین گیملی و لِگولاس خیلی کم است و روایت برای تحمل چهار ساعت ساختهٔ یک کارگردان رؤیایی مثل پیتر جکسون، تا حدی سنگین است. خوشبختانه جستوجوی سهگانه با الیجاه وود، شان آستین و یک اندی سرکیس برجسته، رشتهٔ دیگر داستان را با کشش و تنش همراه نگه میدارد. صحنههای نبرد فوقالعادهاند—هر زمان که میآیند، جلوهها واقعاً سربلند میشوند—و فیلمبرداری برجسته همراه با موسیقی الهامبخش هوارد شور به تبدیل این اقتباس به یک ماجراجویی فانتزی جذاب کمک شایانی میکند. اگر از ابتدای تیتراژ عبور کنید، آهنگ خیالانگیز «Into the West» از آنی لنکس هم پایانبندی باشکوهی برای این بهترینِ سهگانهها فراهم میآورد. جوایز اسکار و بفتایی که کسب شد، پاداش شایستهای برای سالها تلاش خلاقهٔ هزاران نفری است که خیال یک استاد انگلیسی قرن بیستم را به فیلمهایی تبدیل کردند که جاودانه خواهند ماند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران