۴ سال پس از حوادث پارک ژوراسیک در جزیره نوبلار، «جان هاموند» در می یابد که در جزیره سورنا واقع در نزدیکی جزیره نوبلار تعدادی زیادی دایناسور پرورش یافته اند. گروهی به رهبری پسر عموی هاموند که اکنون کنترل شرکت اینجن را در دست گرفته تصمیم دارند تا این دایناسورها را اسیر کرده و به پارک دایناسورها در سان دیگو منتقل کنند تا از این طریق بتواند درآمد کلانی را بدست آورند...
۴ سال پس از حوادث پارک ژوراسیک در جزیره نوبلار، «جان هاموند» در می یابد که در جزیره سورنا واقع در نزدیکی جزیره نوبلار تعدادی زیادی دایناسور پرورش یافته اند. گروهی به رهبری پسر عموی هاموند که اکنون کنترل شرکت اینجن را در دست گرفته تصمیم دارند تا این دایناسورها را اسیر کرده و به پارک دایناسورها در سان دیگو منتقل کنند تا از این طریق بتواند درآمد کلانی را بدست آورند...
اگر از دکتر کاریزماتیک ایان مالکومِ فیلم اول خوشتان آمده بود، آماده باشید تا او در مرکز توجه قرار بگیرد و فوراً تمام ویژگیهای جالب شخصیتش از او گرفته شود! فیلم اول با ترکیب بینقص جلوههای عملی و CGI پیشگام کاری کرد که باور کنیم دایناسورها روی زمین زندگی میکنند؛ حالا آن حس شگفتی هم از بین رفته. تماشا کنید چگونه هر بازیگر بیانگیزه در...
اگر از دکتر کاریزماتیک ایان مالکومِ فیلم اول خوشتان آمده بود، آماده باشید تا او در مرکز توجه قرار بگیرد و فوراً تمام ویژگیهای جالب شخصیتش از او گرفته شود! فیلم اول با ترکیب بینقص جلوههای عملی و CGI پیشگام کاری کرد که باور کنیم دایناسورها روی زمین زندگی میکنند؛ حالا آن حس شگفتی هم از بین رفته. تماشا کنید چگونه هر بازیگر بیانگیزه در زمان اجرای نامتوازن و اغراقشدهٔ این اثر، وظیفهاش را بهطور حداقلی انجام میدهد: دنیای گمشده: پارک ژوراسیک!
امتیاز نهایی: ★★ — بعضی چیزها برای من جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
در دنیای گمشده: پارک ژوراسیک، استیون اسپیلبرگ کارگردانی کرده و فیلمنامه را دیوید کوپ از روی رمان مایکل کرایتون اقتباس کرده است. بازیگران اصلی عبارتاند از جف گلدبلوم، جولیان مور، پیت پستلتویت، ونس وان، ریچارد شیف، پیتر استورمار، ونیسا لی چستر، آرلیس هوارد و هروی جیسون. موسیقی جان ویلیامز و فیلمبرداری یانوش کامینسکی است.
چهار سال پس از کابوسهای پارک ژوراسیک در ایسلای نوبلار، مشخص میشود سایت دایناسور دیگری در جزیرهای به نام ایسلای سورنار وجود دارد. دکتر ایان مالکوم (گلدبلوم) وقتی میفهمد دوستدختر دیرینهاش، سارا هاردینگ (مور)، پیشاپیش در جزیره برای تیمی که جان هاموند در حال تشکیل آن است حضور دارد، مجبور میشود دوباره به دل وحشت بزند. اما با آمدن گروهی از شرکت اینجن که نیتهای دیگری دارند، مشکلات آغاز میشود.
با توجه به موفقیت عظیم پارک ژوراسیک در ۱۹۹۳، ساخته شدن دنبالهای اجتنابناپذیر بود. آنچه میبینیم در اصل تکراری از فرمولاست و نوعی فیلمسازی محافظهکارانه از طرف اسپیلبرگ. بعد از خستگی عاطفی ناشی از فیلم قبلیاش، فهرستشوندهاش شایسته است که پروژهٔ دنیای گمشده را با ملایمت انجام دهد؛ با این حال اگرچه دنیای گمشده یک بلاکباستر خانوادگی بسیار سرگرمکننده و فنیپسند است، اما به اندازهٔ لازم زیرکانه نیست تا بدل به یک دنبالهٔ الهامبخش شود.
فرمول همان است: انسانها در جزیره در خطرند، دایناسورهای جدید اضافه میشوند (وجود دو تیرکس یک امتیاز است)، و «پیچش» نهایی باعث میشود بخشی از خطر به سبک کینگکانگ به خیابانهای سندیِگو منتقل شود. درگیری میان خوبها به رهبری مالکوم و بدها به رهبری پیتر لادلوُ (آرلیس هوارد)، که برادرزادهٔ فرصتطلب هاموند و مدیر فعلی اینجن است، وجود دارد. مسائل خانوادگی هم طبیعتاً مطرحاند و پیام خطر دستکاری علم همچنان قوی است.
بازیگران با حضور شوخطبع گلدبلوم خوباند و جنبههای فنی هم سطح بالایی دارند. صحنههایی هستند که به اوج میرسند—مثلاً سکانسی از زیر شیشه که شیشه زیر وزن یک شخصیت شروع به ترکخوردن میکند—و بعضی صحنهها کمتر موفقاند، مثل تبدیل شدن دختر نوجوان مالکوم به یک ژیمناست در صحنهای که باورپذیری را به چالش میکشد. اما در مجموع این یک بلاکباستر صادقانه است که صرفاً برای مخاطب هدف طراحی شده و با بیش از ۶۰۰ میلیون دلار سود مواجه شد. امن بودن گاهی پاداش میدهد و از میان دنبالههای دههٔ نود، این یکی نسبتاً بهتر است. هیجانانگیز اما از نظر فکری محدود. 7/10
دنیای گمشده قطعاً شایستهٔ پذیرش بد اولیهاش نبود. البته فاصلهٔ زیادی با شاهکارِ پارک ژوراسیک ۱۹۹۳ دارد: داستان کلی و مسیر رشد شخصیتها کمتر جذاباند و گاهی احمقانهاند. با این حال همچنان بهاندازهٔ کافی سرگرمکننده است و سکانسهای دایناسوریِ بهیادماندنی دارد. گلدبلوم درخشان است.
امتیاز: B-
لازم میدانم تأکید کنم که ارزیابی مثبت کلی من بر پایهٔ ارزش سرگرمی است و ربطی به دقت علمی ندارد.
این دنباله برخی عناصر موفق فیلم اول را بازتولید میکند: حفظ ایان مالکوم که از نکات برجستهٔ فیلم نخست بود؛ آوردن یک کودک چون خطر برای کودکان تأثیر دراماتیک بیشتری دارد؛ وجود دستکم یک آدم بد که دوست داریم تبدیل به غذای دایناسور شود؛ و سکانسهای اکشن متعدد با تعقیب و گریزهای نفسگیر. چندین دیالوگ بامزه دوباره به ایان داده شدهاند. خط مورد علاقهام در همهٔ فیلمهای ژوراسیک اوایل فیلم است؛ پس از دیدن یک گلهٔ جذاب تراسراپتورها که نزدیکشان رد میشوند، ایان میگوید: «خب بله، آه و اوه؛ همیشه از اینجا شروع میشود، اما بعد از آن دویدن و جیغزدن است.»
چهار سال پس از فیلم اول، یک چیز از سایر فیلمهای اکشن یاد گرفتهاند: افزایش تلفات. چرا چند نفر را بکشید وقتی میتوانید یک تیم بزرگتر بفرستید و یکییکی آنها را حذف کنید؟ حتی تیرکس را در خیابانهای سندیِگو میبینیم مثل پایان کینگکنگ. بنابراین فرمول را با چند تغییر دنبال میکند و سرگرمکننده است.
حالا دارند سعی میکنند از ویرانیای که در قسمت اول اتفاق افتاد بازسازی شوند. این فیلم نسبتاً خستهکننده است و اتفاق زیادی در آن نمیافتد.
نقدی دیگر که امتیاز ۲ ستاره (۴۰٪) داده کاملاً درست است. دنیای گمشده: پارک ژوراسیک در سطوح زیادی مشکل دارد.
من پارک ژوراسیک اول را تقریباً بیست و چهار ساعت پشت سر هم پخش کردم و هر بار که تماشا میکردم یا میخندیدم یا حس شگفتی و هیجان داشتم. پارک ژوراسیک اول واقعاً شگفتانگیز است: شخصیتها خوب نوشته و خوب اجرا شدهاند، انتخاب بازیگران عالی است، حتی کودکان هم خوباند. اما اینبار همهچیز افتضاح است.
مالکوم بازمیگردد اما کاریزمای دلپذیرش کمرنگ شده است. بچهها حضور کوتاهی دارند اما بعد با دختر مالکوم جایگزین میشوند که بیشتر فیلم هیچ کار مفیدی انجام نمیدهد. من از کودکان متنفر نیستم اما او تا حدی تجسم احساسم از فیلم است: «این بیمعنی است.» فیلم بیمعنی است، اتفاق زیادی نمیافتد، بعضیها خورده میشوند اما بهدلیل اینکه شخصیتها عموماً احمق یا بیمصرفاند، برایمان اهمیت ندارد.
جولیان مور بیشتر از همیشه لبخند میزند. شخصیت سارا تا وقتی که او و نیک آن کار «نیکوکارانه اما بیملاحظه» را انجام میدهند خوب است—کاری که منجر به رویدادهای فیلم میشود.
نمیخواهم وارد بحثهای جنسیتی شوم؛ دیالوگ کوتاه سارا دربارهٔ اینکه نیازی به نجاتدادن توسط مالکوم ندارد مرا آزار نداد. او آنجا رفت بدون اینکه انتظار داشته باشد ماجرا اینطور پیش برود، و مقصر اصلی لادلو است.
در کل چیز زیادی برای گفتن نیست: بهتر است پنج بار پارک ژوراسیک اول را تماشا کنید تا اینکه یکی از پنج دنباله را ببینید.
پ.ن.: کسی میتواند کشتی را توضیح دهد؟ فیلم مطابق با آنچه در فیلمنامه نوشته شده نمایش نمیدهد و فیلم در این بخش اصلاً منطقی نیست.
امتیاز من: 4/10—شاید حتی بیش از حد بزرگوارانه باشد. این فیلم بعد از دوبارهدیدن پارک ژوراسیک اول واقعاً ناامیدکننده بود.
دنیای گمشده: پارک ژوراسیک تلاش میکند در مسیر شاهکارِ اصلی قدم بردارد اما در این راه لغزشهایی دارد. اسپیلبرگ سکانسهای هیجانانگیز و جلوههای بصری قابلتوجهی ارائه میدهد، اما فیلم از جذابیت و انسجامی که پارک ژوراسیک را ماندگار کرد فاصله گرفته است. از ابتدا حس میشود چیزی کم است؛ پایهٔ داستان ضعیف است و انگیزههای شخصیتها پراکنده و نامشخصاند که ارتباط با مسیر آنها را دشوار میکند.
آنچه واقعاً به فیلم آسیب میزند عدم تمرکز است. داستان در جهات مختلف کشیده شده: برخی شخصیتها برای کاوش هستند، بعضی برای شکار دایناسورها و برخی هم فقط همراهی میکنند. این روایت آشفته تنش و هیجان را رقیق میکند و بیننده را نسبت به هدف برخی صحنهها دچار تردید میسازد. حتی ایان مالکوم که در فیلم اول برجسته بود هم برای بردن بار نقش اصلی اینجا دچار مشکل میشود. شگفتی و حس اعجابِ نسخهٔ نخست جای خود را به تندادن به لحنهای تیرهتر و اکشنِ هرجومرجآمیز داده است که ممکن است برای برخی جذاب باشد اما در مجموع قدمی به عقب بهشمار میآید.
با این حال فیلم لحظات خوبی دارد: سکانسهای اکشن گیرا هستند و اسپیلبرگ هنوز هم بلد است در زمان مقتضی تنش بسازد. از نظر بصری قابلتوجه است و دایناسورها هنوز هم چشمگیرند. در نهایت، دنیای گمشده دنبالهای است که تلاش زیادی میکند تا جادوی نمونهٔ پیشین را بازتولید کند اما بهطور کامل درک نمیکند چه چیزی آن را خاص میساخت. برای تماشا ارزش دارد اگر دنبال اکشن و نوستالژی هستید، اما انتظار تأثیر ماندگار نسخهٔ اول را نداشته باشید.
در پایان فیلم جملهٔ زیبایی از ریچارد آتنبرا هست که میگوید «موجودات نیازی به کمک ما برای بقا ندارند؛ آنها به نبودن ما نیاز دارند.» جملهای راستتر از این نیست، اما متأسفانه این جمله واقعاً فیلمی را که بیشتر شبیه تولیدی برای فروش محصولات جانبی است، زنده نمیکند. هاموند کنترل شرکتش را از دست داده و به مالکوم اطلاع میدهد که یک سایت دیگر پر از همان موجودات وجود دارد و هیئتمدیرهٔ جدید میخواهد همهٔ آنها را تجاریسازی کند؛ او باید زودتر از آنها به آنجا برسد.
طبیعی است که در فیلم اسپیلبرگی باید یک کودکِ آزاردهنده باشد؛ در اینجا آن نقش را «کِلی» (ونیسا چستر) بازی میکند و برای تکمیل گروهِ کمجذبه، ونس وان بهعنوان نیک و جولیان مور بهعنوان سارا حضور دارند. سپس مجموعهای از سکانسهای نمایشی را داریم که بارها از چنگ مرگ گرفته میشوند؛ اما ستارگان واقعی نمایش (دایناسورها) دیگر جلوهٔ شگفتانگیز نسخهٔ ۱۹۹۳ را ندارند و حالا شبیه تقلیدهای کمرنگ یا چیزی از قفسهٔ ردشدههای ری هریهاوزن بهنظر میرسند. داستان بیش از حد پیشبینیپذیر است و در نهایت طغیانِ طمعکاران و دانشمندان با هم مقابله میکنند و دایناسورها هم وارد میشوند، که فرجامی سازگار اما تقریباً نود دقیقه دیرتر از انتظار رخ میدهد. پستلتویت تنها کسی است که تقریباً شخصیتی واقعی دارد، در بسیاری جهات شبیه نقش بابی پک در نسخهٔ اول، و برخی تصاویر بصری واقعاً خلاقانهاند؛ اما این دنبالهای است که بعید است کسی بعداً با علاقهٔ زیادی به آن بازگردد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران