یک تخممرغ آبپز را ببینید که از دهان یک مرد به دهان مرد دیگر پرواز میکند و دوباره برمیگردد — همه در رنگهای زنده!
کمدی — ناچیز. عامل جذابیت — ناچیز. بازیگران اصلی — ناچیز. تماشاگرانی که در سال ۱۹۹۴ آن را در سینما دیدند — ناچیز. فروش گیشه — ناچیز.
صداهای باد شکم — قطعاً. افکتهای صوتی کارتونی — قطعاً. اجراهای بیعلاقه...
یک تخممرغ آبپز را ببینید که از دهان یک مرد به دهان مرد دیگر پرواز میکند و دوباره برمیگردد — همه در رنگهای زنده!
کمدی — ناچیز. عامل جذابیت — ناچیز. بازیگران اصلی — ناچیز. تماشاگرانی که در سال ۱۹۹۴ آن را در سینما دیدند — ناچیز. فروش گیشه — ناچیز.
صداهای باد شکم — قطعاً. افکتهای صوتی کارتونی — قطعاً. اجراهای بیعلاقه یا خجالتزده — قطعاً. بازیگران روس مشتاق که خودشان فکر میکنند در یک شاهکار بازی میکنند — قطعاً.
بعد از دیدن این فیلم، یادم رفت چگونه لبخند بزنم. وقتی کسی را دیدم که میخندید، مجبور شدم بپرسم چرا این طور صورتش را درمیآورد و آن «صدای عجیب» چه معنایی دارد.
فیلمی غیرضروری.
گاهی به نظر میرسد تهیهکنندگان در تشخیص زمان مناسب برای تمام کردن یک مجموعه ناتواناند. مجموعه «پلیس آکادمی» باید با قسمت ششم خاتمه مییافت و حتی آن موقع هم رو به فرسودگی بود. این فیلم، که چند سال بعد ساخته شد، تلاشی کاملاً بیمورد است و هیچ خاطرهٔ خوبی برای کسی باقی نمیگذارد.
بعد از دیدن فیلم واقعاً ناراحت شدم که این مجموعه با چنین فیلم بدی به پایان رسید؛ چیزی که به نظرم باید از ساختنش صرفنظر میشد. «پلیس آکادمی» یکی از جالبترین و موفقترین مجموعههای کمدی دهه هشتاد بود و هنوز هم خیلیها یاد و خاطرهٔ این فیلمها را گرامی میدارند. خود من در کودکی چندین بار آنها را در تلویزیون دیدم.
فیلمنامه کاملاً ابلهانه است و بهطور سادۀ بهانهای است برای بردن چند شخصیت به روسیهٔ پس از فروپاشی شوروی، جایی که باید به پلیس محلی کمک کنند تا با یک مافیای بزرگ که در حال تبدیل شدن به یک اُلیگارش است بجنگد (یکی از بسیاری که از خاکستر نظام کمونیستی سر برآوردند و با معاملات مشکوک ثروتمند شدند). فیلمنامهای بیرمق و ضعیف نوشته شده توسط افرادی ناتوان است. شوخی و طنز تقریباً کاملاً غایب است؛ حتی برای یک دقیقه هم نخندیدم.
ترکیب بازیگران که تا قبل از این نسبتاً ثابت بود (هرچند از فیلم چهارم چندین بازیگر نبودند)، اینبار کاملاً فروپاشیده و اکثر بازیگران از حضور در پروژه امتناع کردند. جورج گِینز بازگشته اما شخصیتش، فرمانده لَسارد، بیش از همه شبیه مردی پیر با علائم فراموشی است (با تمام احترام به کسانی که از این بیماری رنج میبرند). گِینز خندهدار نیست و اجرای او در اینجا مایۀ شرمساری است. مایکل وینسلو هم سعی میکند شوخیهایی را که قبلاً به آنها عادت داشت تکرار کند و از مهارت صوتی خود بهره ببرد، اما متن و زمان کافی ندارد و آنچه ارائه میدهد تازگی و نوآوری ندارد. کریستوفر لی حضور کوتاهی دارد و به نظر میرسد آن را بهعنوان لطفی به تهیهکننده پذیرفته است — دوستی و آداب حرفهای خوباند، اما بعید است لی بخواهد با این فیلم در ذهنها بماند. کسی که بهنوعی میدرخشد رون پرلمن است؛ بازیگری که ما او را در کارهای بمراتب برازندهتر میشناسیم، سعی کرده بامزه باشد و به شخصیت خود آبرو ببخشد — ستودنی و محترم، اما شایستهٔ جایگاه او نیست. بقیهٔ بازیگران ارزش چشمگیری ندارند.
آیا نکتهٔ مثبت قابل ذکری در این فیلم هست؟ راستش فکر نمیکنم، ولی یک امتنان کوچک دارم: خوشم آمد که بخش زیادی از فیلمبرداری در شهر واقعی مسکو انجام شده و از بازیگران و نماهای روسی واقعی استفاده شده است. این امر به فیلم نوعی اصالت میبخشد که در حال حاضر کمتر دیده میشود، وقتی بسیاری از صحنهها با صفحهٔ سبز یا آبی جایگزین میشوند تا چند دلار در بودجه صرفهجویی شود. با این حال، باید شجاعت و کمی جنون میطلبیده تا در میانهٔ تکاپوی سیاسی و نظامیای که آن سالها روسیه تجربه میکرد، فیلمی بسازند.
«پلیس آکادمی: مأموریت در مسکو» این سری را — تا جاییکه باقی مانده — به پایان میرساند. از نظر من فیلم خوب نیست، اما آن بدترینِ سری هم نیست؛ بیشتر اینکه من از این قسمت اندکی بیش از قسمت ششم لذت بردم.
ترکیب بازیگران احساس کمبود میکند، حداقل از نظر گروه اصلی شخصیتها. بابا اسمیت در این قسمت حضور نداشت که فقدانش محسوس است، بنابراین فقط مایکل وینسلو، دیوید گراف و جورج گِینز باقی ماندند تا در هر هفت فیلم حضور داشته باشند.
در واقع اجراهای جالبتر دور از آنها پیدا میشود؛ کریستوفر لی و رون پرلمن حضور پیدا میکنند. اولی نقش چندانی ندارد، اما دومی بیشتر حضور دارد و بهنظر قابل قبول است؛ همانطور که گفته شد، او بهتر از تلاش پیشین عمل میکند.
فیلم یک سکانس ساختهشدۀ ویژه در پایان دارد که به بازیگران کلیدی اشارهای ویژه میکند — آن هم از طریق سواری با اسب. با توجه به بریدگیهایی که برای پنهان کردن بدلکارها انجام شده، تعجب میکنم برای چنین لحظهٔ کوتاهی این همه زحمت کشیدهاند — لابد بودجهای باقی مانده بوده!
خوشحالم که مجموعه را تمام کردم. با اینکه هیچکدام از این فیلمها امتیازات مثبتی نگرفتند، تماشایشان برایم آزاردهنده نبود. شاید دارد بخشنده به نظر میرسد، اما راستش این فیلمها نسبتاً ساده و سبکاند و وقتی سازندگان طول فیلم را به ۸۰–۹۰ دقیقه محدود کردهاند، تماشایشان آسانتر میشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران