از نظر کلی تا حدی شبیه «Nyad» سال گذشته است، اما این فیلم روایت درگیرکنندهتری از داستان زنی جوان است که عزمش را جزم میکند تا نه تنها با آب، بلکه با محدودیتهای اجتماعی تحمیلشده بر زنان و تصورات از تواناییهایشان در یک قرن پیش هم مبارزه کند. تروی دیردل در کودکی به سرخک مبتلا میشود؛ پزشک میگوید کاری از دست کسی برنمیآید، اما او...
از نظر کلی تا حدی شبیه «Nyad» سال گذشته است، اما این فیلم روایت درگیرکنندهتری از داستان زنی جوان است که عزمش را جزم میکند تا نه تنها با آب، بلکه با محدودیتهای اجتماعی تحمیلشده بر زنان و تصورات از تواناییهایشان در یک قرن پیش هم مبارزه کند. تروی دیردل در کودکی به سرخک مبتلا میشود؛ پزشک میگوید کاری از دست کسی برنمیآید، اما او قصد ندارد تسلیم شود و ترجیح میدهد پنیر بخورد تا اینکه در تابوت بخوابد! این بیماری در زمانی رخ میدهد که حادثهای دریایی خبرساز شده و بسیاری از زنان بهخاطر ناتوانی در شنا کردن جان خود را از دست دادهاند. تروی میخواهد شنا بیاموزد، مادرش هم او را تشویق میکند، اما پدرش، قصاب آلمانی مهاجر، از کلیشههای سنتی تبعیت میکند و معتقد است شنا برای زنان مناسب نیست. از همینجا اولین نشانههای استقامت زنان آن خانواده نمایان میشود: مادر برای او و خواهرش «مگ» باشگاه شنای مخصوص زنان پیدا میکند و پس از تمرینات سخت، تروی که حالا با بازی دیزی ریدلی نقشآفرینی میشود، هدفش حضور در المپیک پاریس را تعیین میکند. از اینجا تاریخ وارد قصه میشود و ما با زنی الهامبخش همراه میشویم که ثابت میکند جنسیت مانع تواناییها نیست و با حمایت مناسب میتواند تقریباً به هر چیزی دست یابد. اجرای پرانرژی و خستهکنندهی ریدلی همراه با بازیهای خوب بازیگران مکمل، فیلم را به اثری تأثیرگذار تبدیل کرده است. فیلم علاوه بر پرداختن به سرکوب جنسی، نگاهی نیز به نگرشهای نژادی و فرهنگی دارد که لازم بود بررسی شوند. استیفن گراهام در نقش مربی باهوش برگیس خوب ظاهر شده و کیم بودنیا هم بهخوبی بین مراقبت، نگرانی و انگیزهبخشی توازن برقرار میکند. من از کریستوفر اکلسون چندان خوشم نمیآید و بازی اغراقآمیز او در نقش اسکاتلندی جابز ولف برایم چندان مؤثر نبود، اما جوایم رُونینگ داستان را محکم ساخته تا بتوانیم احساسات این ورزشکار پیشگام را درک کنیم و بفهمیم چرا آن زمان عموم مردم به او اهمیت میدادند.
یادآور دوران طلاییِ آثار بیوگرافی ورزشی است؛ فیلمی که ریتم مناسبی دارد و هر شاخه از قصه درست وقتی پایان مییابد شاخهای دیگر آغاز میشود. پایان فیلم نسبتاً کندتر از بقیه قسمتهاست، اما باز هم مؤثر است و از جنبههای دیگر بهتر جلوه میکند. دیزی ریدلی در نقش اصلی نمایش قابلقبولی دارد؛ دیدنش خارج از دنیایی که قبلاً او را در آن دیدیم خوشایند است. کیم بودنیا، ژنت هین و تیلدا کوبام-هاروی هم از نکات مثبت فیلماند. استیفن گراهام همیشه دیدنی است و کریستوفر اکلسون نقش خود را قوی بازی میکند — من واقعاً نسبت به شخصیت او احساس خشم کردم که نشان از توانایی بازیگران و کارگردانی در برانگیختن واکنش تماشاگر دارد. این فیلم قطعاً لیاقت دیدهشدن بیشتری دارد.
داستان واقعی و فوقالعاده اما نسبتاً ناشناختهی تروی دیردل، اولین زنی که موفق شد کانال انگلیسی را شنا کند، در این فیلم جان میگیرد. داستان او سزاوار روایت شدن است؛ هرچند شاید از نظر جذابیت بینظیر نباشد، اما قطعاً الهامبخش است. فیلم به ما نشان میدهد دختری که در کودکی در سال ۱۹۱۴ بهخاطر سرخک تا مرز مرگ رفت و به او گفته شد دیگر نباید وارد آب شود یا ممکن است ناشنوا شود، چگونه با عزم و اراده رویاهایش را دنبال میکند. فشارهای یک جامعه پدرسالار و صدای کسانی که به او میگفتند موفق نخواهد شد، مانع ادامه راهش نشد؛ تروی در سال ۱۹۲۴ عضو تیم شنا المپیک شد (و مدال طلا گرفت) و کمی بعد روح رقابتی او او را به تلاش برای گذر از کانال ۲۱ مایلی انگلیس از فرانسه به انگلستان واداشت. فیلم داستان پرجنبوجوش زنی را روایت میکند که از خانوادهای آلمانیتبار در نیویورک برخاسته و با چالشهایی که بهنظر غیرقابلعبور میآمدند، رویاهایش را دنبال کرده است. مضمونهای فیلم — رؤیاپردازی بزرگ، پاداش پشتکار و تعهد، و شادی در برابر کسانی که میگویند «نه» — آشکار و مستقیماند. فیلم پر از پیامهای مثبت و بهویژه برای دختران جوان تمجیدی از تابآوری و توانمندسازی است. قصه کمی کند آغاز میشود و در ابتدا تا حدی افسردهکننده بهنظر میرسد، اما کمکم اوج میگیرد. البته صحنههای عبور از کانال گاهی تکراری میشوند و یادآور فیلمی مشابه است، اما در کل «زن جوان و دریا» داستان محکمی از یک زن قابلتوجه و دستاوردهایش است؛ یک بیوپیک الهامبخش و مناسب خانواده که میتواند الگویی ارزشمند برای همگان باشد.
این فیلم یک نمایش کوتاه در سینماها داشت و بعداً به پخش خانگی رفت. روایت سفر الهامبخش یک شناگر زن که به اولین زنی تبدیل شد که کانال انگلیسی را شنا کرد، با وسواس نسبت به جزییات تاریخی ارائه شده است. حتی پسر ۱۴ سالهام که معمولاً جذب فیلمهای تاریخی نمیشود، از قصه جذب شد؛ فیلم جذاب است، زمانبندی مناسبی دارد و بازیها تحسینبرانگیزند. شباهت مادر در فیلم به سوزان سِراندون چنان چشمگیر بود که مرا در طول فیلم هشیار نگه داشت. صحنههایی با طنز ظریف و صحنههای دراماتیک مثل برخورد با عروسهای دریایی، مسیر تبدیل شدن قهرمان از دخترکی جوان به ورزشکاری توانمند را با اصالت و عمق نشان میدهد. بازی دیزی ریدلی شایستگی نامزدی اسکار را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران