علاءالدین یکی از محبوبترین کلاسیکهای دیزنی است و بیدردسر از آثار موردعلاقهی هزاران طرفدار به شمار میرود. شیرشاه همیشه جای ویژهای در قلب من دارد، اما بارها و بارها با داستانی که در اغربه رخ میدهد همراه شدهام. دیشب با نزدیک شدن به اکران بازسازی ۲۰۱۹، دوباره فیلم اصلی را دیدم و بار دیگر عاشقش شدم. راستش را بخواهید، فراموش کرده بودم چقدر خندهدار و...
علاءالدین یکی از محبوبترین کلاسیکهای دیزنی است و بیدردسر از آثار موردعلاقهی هزاران طرفدار به شمار میرود. شیرشاه همیشه جای ویژهای در قلب من دارد، اما بارها و بارها با داستانی که در اغربه رخ میدهد همراه شدهام. دیشب با نزدیک شدن به اکران بازسازی ۲۰۱۹، دوباره فیلم اصلی را دیدم و بار دیگر عاشقش شدم. راستش را بخواهید، فراموش کرده بودم چقدر خندهدار و سرگرمکننده است! حتی پس از تقریباً سی سال، فیلم بهطرز قابلتوجهی مقاوم مانده است. انیمیشن هنوز زیبا و روان است، اما آنچه این فیلم را در زمرهی بهترینهای دیزنی قرار میدهد شمارههای موسیقایی و بازی صدای بازیگران است.
روبین ویلیامز در نقشی میدرخشد که در میان کارنامهی برجستهاش منحصر به فرد است؛ اجرا و ایفای صدای او برای شخصیت غول چراغ (Genie) از بهترینهای دوران او محسوب میشود. غول یکی از متنوعترین شخصیتهای دیزنی است و ویلیامز خلاقیت و تخیلش را تماموکمال به نمایش میگذارد و اجرای صدای شگفتانگیزی از این موجود آبیرنگ و شوخطبع ارائه میدهد. از تقلیدهای بینقصش تا تغییر لحجهها و لحنهای پیچیده، همهچیز را میدهد. غول دقیقاً در لحظاتی که فیلم نیاز به جان گرفتن دوباره دارد ظاهر میشود: وقتی ریتم افت میکند و نیاز به عاملی برای بالا بردن انرژی و همزمان پیشبرد داستان هست. او میتوانست صرفاً یک ابزار داستانی باشد، اما فیلمنامه نویسان به او شخصیت، انگیزهها و عمق دادند تا نهتنها بخندیم، بلکه نگران سرنوشتش هم شویم.
ویژگی دیگر برجستهی این فیلم نگارش آن است. دیالوگها واقعی، ملموس و بدون صحنههای تبلیغاتی طولانیاند؛ بهجز سکانسهای موسیقایی که خود برای پیشبرد داستان و معرفی فضاها استفاده میشوند. علاءالدین و یاسمین زندگیهای کاملاً متفاوتی دارند و هر دو میل به تغییر دارند؛ هر یک خواهان تجربهها و ماجراجوییهای دیگری است و این تضاد، لحظات درخشانی میان شخصیتها خلق میکند. کاش رابطهی آنها وقت بیشتری برای رشد داشت (چیزی که امیدوارم در بازسازی به آن پرداخته شود)، و همینطور انگیزههای جافار روشنتر میبود. البته فیلم محصول ۱۹۹۲ است و یک اثر انیمیشن؛ کلیشهیِ شرورِ صرف که «میخواهم قدرت داشته باشم چون من شرورم» کمی ضعیف است، اما صدای تهدیدآمیز جان فریمن این شخصیت را میفروشد. علاوه بر قهرمانان اصلی، ابو و یاگو هم همواره منبع شوخیهای مؤثر فیلماند.
از منظر موسیقایی هم نمیتوان تأثیر فرهنگی آهنگهای علاءالدین را نادیده گرفت. از «شبهای عربی» تا «A Whole New World» (دنیایی کاملاً تازه)، هر آهنگ سرشار از شعر غنی، ریتم عالی و لحن زیبایی است. این ترانهها نهتنها به توسعه شخصیت و پیشبرد داستان کمک میکنند، بلکه به حفظ ریتم تند فیلم نیز یاری میرسانند. نزدیک به سی سال بعد، کیفیت انیمیشن همچنان چشمگیر است و صحنهها و پسزمینههای خاطرهانگیزی دارد. دههی نود دیزنی گنجینهای در تاریخ سینماست: دیو و دلبر، داستان اسباببازی، شیرشاه، پوکاهانتس، مولان، تارزان، علاءالدین و چند الماس انیمیشنی دیگر که برخی کمتر در چشمانداز قرار گرفتند.
در کل، علاءالدین داستانی پرشور و زیباست دربارهی اینکه چگونه دو آدم بسیار متفاوت با شیوههای زندگی کاملاً متفاوت میتوانند با واقعیتِ وجودیشان یکدیگر را دوست داشته باشند. رابین ویلیامز همچون الماسی صیقلی است و صحنههای او بهتنهایی فیلم را به طرز چشمگیری ارتقا میدهند. یکی از ماندگارترین کلاسیکهای دیزنی، پر از ترانههای خاطرهانگیز، شخصیتهای خوب نوشتهشده و انیمیشن خیرهکننده که هنوز هم تابآوریاش حیرتآور است. با وجود چند نقد نسبت به جافار و روابط میان قهرمانان، علاءالدین بیتردید جواهری گرانبهاست که نسلهای جدید در سراسر جهان آن را دوست خواهند داشت.
امتیاز: A
بدون تردید یکی از انیمیشنهای بهتر دوران احیای استودیوی دیزنی در دههی ۱۹۹۰ است. در عین اینکه هنوز کمی حالوهوا و احساسات اغراقشدهی همیشگیِ دیزنی را دارد که هر بار مرا آزرده میکند، شخصیتپردازیِ «غول» (با صدای رابین ویلیامز) و «جافار» (با صدای جان فریمن) عالی است و باقی بازیگران صدا هم خوباند (به جای استفاده از ستارههای مطرح سینما). فیلمنامه تند و منسجم است و برای تماشاگران در همه سنین محتوای جذابی دارد. آهنگها با ریتم مناسب اجرا شده و بامزهاند و به اندازهی برخی انیمیشنهای بعدی پر سر و صدا نیستند. در کل، این فیلم برداشتِ لذتبخشی از یک داستان در سبک «شبهای عربی» است.
کلاسیک است. از کودکی همیشه علاءالدین را میدیدم. هنوز هم فیلمی عالیست.
آمادهی تجربهای جذاب و فریبنده بر فرشی جادویی باشید؛ علاءالدین در همهجانبه میدرخشد و از ابتدا تا انتها شما را مسحور میکند. علاءالدین، دزدی کوچهبازاری که دلتنگ پذیرش است، سفری پر از کشف خود و ماجراجویی را آغاز میکند. پیوند او با میمون بازیگوش، ابو، عمق بیشتری به شخصیتش میبخشد و وقتی بهدنبال اتصال و اهمیت در جهان است، همذاتپنداری با او آسانتر میشود.
سکانس غار عجایب تصویری شگفتانگیز است که موضوعاتی مثل تردید در خویشتن، عزم و دزدی را بازتاب میدهد؛ این سکانس تماشاگر را در جستجوی علاءالدین برای پذیرش و تأیید غوطهور میسازد و روایت را گیرا و قابللمس میکند.
شخصیت یاسمین برجسته است؛ شاهزادهای جوان که خواهان هویت و هدفی فراتر از مقام سلطنتی است. او نمادی از قدرت، اراده و روحیهای سرسخت است که انتظارات سنتی از یک شاهزادهخانم را به چالش میکشد.
گروه متنوع شخصیتها از جمله فرش جادویی، یاگو، غول، جافار، راجا و سلطان به غنای داستان میافزایند و مجموعهای از انگیزهها و شخصیتها را عرضه میکنند. از شرور بازیگوش تا همراهان وفادار، هر شخصیت به روایت دینامیک و جذاب فیلم کمک میکند.
یکی از نمادینترین و نفسگیرترین لحظات فیلم، قطعهی «A Whole New World» است که در آن علاءالدین و یاسمین بر فرش پرواز میکنند. این صحنه گواهی است بر خلق روایتی جادویی و غوطهورکننده که روح ماجراجویی و رومانس را در تاریخ انیمیشن ثبت کرده است.
در پایان، روایت استثنایی علاءالدین، شخصیتهای زنده و صحنههای هیجانانگیز آن را به فیلمی واجبدید برای هر کسی تبدیل میکند که دنبال تجربهای جادویی و هیجانانگیز سینمایی است. خود را برای سواری روی فرش جادویی آماده کنید و بگذارید علاءالدین شما را از پا درآورد.
من و همسرم روز ولنتاین علاءالدین را تماشا کردیم و شب کاملاً خوبی شد؛ خیلی بهتر از صرف یک شام گرانقیمت در رستورانی پرهیاهو، بهخصوص که هر دو آشپزیمان خوب است و میدانستیم در خانه با رابین ویلیامز که هزار صدا اجرا میکند، خوش خواهیم گذراند.
غولِ ویلیامز بینظیر است. اجرای او دیوانهوار، درخشان و بیپایان خلاقانه است؛ ارجاعات سریع و پیاپی به همهچیز از جک نیکلسون تا اد سولیوان و رادنی دَنجِرفیلد. شاید کودکان آنقدر نخندند؛ نیمی از شوخیها نیازمند شناختِ تلویزیون دههٔ پنجاه و استندآپ دههٔ هفتاد است. اما همین چندنسلی بازیِ ویلیامز او را نابغه میکرد؛ به کودکان کمدی فیزیکی میداد و به بزرگترها ستیزِ فرهنگی، و همهچیز را طوری به هم میبافت که یکپارچه و بینقص به نظر برسد.
این فیلم در روزگاری ساخته شد که دیزنی میدانست چگونه فیلمی خلق کند که مردم عاشقش شوند؛ پیش از اینکه اوضاع تجاری و مدیریت فرنچایز در اولویت قرار بگیرد، زمانی که یک داستان خوب، آهنگهای ماندگار و یک اجرای صوتی استثنایی میتوانست کافی باشد. علاءالدین یکی از معدود فیلمهای دیزنی است که در آن همراهِ داستان به روح فیلم بدل میشود بدون اینکه آن را تحتالشعاع قرار دهد؛ هرجومرجِ بداههپردازیِ ویلیامز خدمترسانِ روایت است نه مانع آن.
فیلم هنوز هم بهخوبی پا برجاست. انیمیشن زیباست، آهنگها ماندگار و ویلیامز یادآورِ این است که چرا جایگزینی برای او وجود ندارد. انتخابی عالی برای تماشای روز ولنتاین و یادآورِ آنچه دیزنی زمانی بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران