پرتره صمیمی زنی که برای مراقبت از مادر در حال مرگش به خانه بازمی گردد. داستانی ظریف و ظریف از یک خانواده از هم پاشیده، این داستان به بررسی مضامین جهانی رها شدن، پیری، پذیرش و رستگاری میپردازد.
پرتره صمیمی زنی که برای مراقبت از مادر در حال مرگش به خانه بازمی گردد. داستانی ظریف و ظریف از یک خانواده از هم پاشیده، این داستان به بررسی مضامین جهانی رها شدن، پیری، پذیرش و رستگاری میپردازد.
پذیرش، آشتی و بخشش از سختترین احساساتی هستند که بسیاری از ما با آنها روبهرو میشویم، اما کنارآمدن با آنها غیرممکن نیست. مونیکا (با بازی تِریس لیزِت)، زن ترنس که در نوجوانی از خانواده طرد شده و از میانهغرب آمریکا به کالیفرنیا رفته تا زندگی تازهای آغاز کند، پس از سالها تلاش تا حد زیادی توانسته خود را سر پا نگه دارد. اما وقتی خواهرزن...
پذیرش، آشتی و بخشش از سختترین احساساتی هستند که بسیاری از ما با آنها روبهرو میشویم، اما کنارآمدن با آنها غیرممکن نیست. مونیکا (با بازی تِریس لیزِت)، زن ترنس که در نوجوانی از خانواده طرد شده و از میانهغرب آمریکا به کالیفرنیا رفته تا زندگی تازهای آغاز کند، پس از سالها تلاش تا حد زیادی توانسته خود را سر پا نگه دارد. اما وقتی خواهرزن او (امیلی براونینگ) خبر میدهد که مادر دورافتادهاش (پاتریشیا کلارکسون) در مرحله پایانی بیماری است، مونیکا در تردید مانده که آیا خبر را نادیده بگیرد یا بهعنوان فرزندی مسئول به او کمک کند. او با اکراه به اوهایو باز میگردد تا از مادری که او را از خانه بیرون کرده مراقبت کند؛ وضعیتی که با وجود تومور مغزی بدخیم مادر که حافظهاش را مختل کرده و باعث شده هویت مراقبی تازهوارد را نشناسد، پیچیدهتر میشود. فیلم سوم آندریا پالاورو داستانی ظریف و حساس از خانوادهای را نشان میدهد که دلخراش از هم پاشیده و در تلاش است زیر فشار زمان دوباره خودش را جمعوجور کند. ریتم فیلم آهسته است (که بیشک انتخاب سازنده است) و ممکن است کسانی که انتظار اثر پرشتابتری دارند از آن استقبال نکنند، اما با توجه به عمق موضوع، این کندی با روایت همخوانی دارد. هرچند در جایهایی خلاهای داستانی دیده میشود، این کاستیها با بازیهای درخشان گروه بازیگری، فیلمنامههای دقیق و فیلمبرداری زیبا و جوّی تا حد زیادی جبران شدهاند. این فیلم تجربهای سینمایی و تأثربرانگیز ارائه میدهد که بسیاری از بینندگان احتمالاً با آن همذاتپنداری خواهند کرد.
تراس لیزت در نقش مونیکا بسیار تأثیرگذار است؛ زنی ترنس که پس از بیش از بیست سال بازمیگردد تا از مادر بیمار مراقبت کند و همین بازگشت، سازگاریهای فراوانی را میطلبد. تهدید قریبالوقوع مرگ به نقطهگذاری تازهای در اولویتها و احساسات میانجامد و کمکم مشخص میشود که علت دوری و بیگسستگی آنطور که ابتدا به نظر میرسد نبوده و دهههای گذشته برای همه اعضای خانواده تلخ و پرآسیب بوده است. از همان ابتدا مشخص است که مونیکا دچار مشکلات عزتنفس است و اشارههای مکرر به دوستش «جیمی» که هرگز او را نمیبینیم، این سؤال را به وجود میآورد که آیا او واقعاً وجود دارد یا بخشی از تکیهگاه روحی مونیکا است. نقطهضعف اصلی فیلم اما در ریتم و کیفیت نوشتار است؛ داستان با کندی پیش میرود و اگر دیالوگها کمی مدبرانهتر و پرکششتر بودند، این کندی کمتر به چشم میآمد. با این حال صحنههای بسیار احساسی بین مادر و دختر و نیز میان خواهر و برادر (با نقشآفرینی جاشوا کلاوز) بسیار تأثرانگیزند و تا عمق مخاطب را میزنند. در نهایت، این فیلم بیش از اینکه فقط درباره مسائل مربوط به ترنس بودن باشد، قصهای است درباره پذیرش؛ خانوادهای که باید با اشتباهات و تصمیمات شتابزدهاش روبهرو شود و اگر دست کارگردانی کمی محکمتر و متمرکزتر بود، نتیجه میتوانست قویتر باشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران