در یک زیردریایی حاوی موشکهای هستهای که متعلق به ایالات متحده آمریکا است، یک افسر جوان برای جلوگیری از شروع شلیک این موشکها، شورشی بزرگ را راه میاندازد.
در یک زیردریایی حاوی موشکهای هستهای که متعلق به ایالات متحده آمریکا است، یک افسر جوان برای جلوگیری از شروع شلیک این موشکها، شورشی بزرگ را راه میاندازد.
یک تریلر شورشی-زیردریایی که از همه نظر اثرگذار است.
شورشیان روسی یکی از پایگاههای موشکی هستهای دولتشان را تصرف کرده و تهدید به حمله به آمریکا میکنند. یک زیردریای هستهای آمریکایی گشتزنی میکند و به آن دستور شلیک میرسد، اما تقریباً بلافاصله یک دستور ناقصِ بازدارنده ابهام ایجاد میکند. کاپیتان زیردریا و افسر دوم دربارهٔ اینکه کدام دستور را باید اجرا کنند دچار تضاد میشوند و...
یک تریلر شورشی-زیردریایی که از همه نظر اثرگذار است.
شورشیان روسی یکی از پایگاههای موشکی هستهای دولتشان را تصرف کرده و تهدید به حمله به آمریکا میکنند. یک زیردریای هستهای آمریکایی گشتزنی میکند و به آن دستور شلیک میرسد، اما تقریباً بلافاصله یک دستور ناقصِ بازدارنده ابهام ایجاد میکند. کاپیتان زیردریا و افسر دوم دربارهٔ اینکه کدام دستور را باید اجرا کنند دچار تضاد میشوند و خدمه بین دو افسر دچار دودلی میشوند.
با کارگردانی تونی اسکات، ممکن است فکر کنید «قرمز تیره» تبدیل به مجموعهای از انفجارها و خشونت بیپروا خواهد شد؛ خوشبختانه چنین نیست. اسکات یکی از بهترین تریلرهای زیرآبی را به ما میدهد؛ شخصیتهای درخشان در فضایی تنگ و خفه قرار گرفته و همراه با تنشی روزافزون و غیرقابل تحمل، فیلم را برای علاقهمندان آثارِ «ترسناک بهخاطر آنچه ممکن است رخ دهد» ضروری میکند — ترسی که از نشان دادن مستقیم خشونت حاصل نمیشود.
این فیلم داستان کلیشهای خوب علیه شر را دنبال نمیکند، حتی نه تقابل خوب در برابر دیوانگی؛ اینجا کاپیتان سنتی و سختگیرِ رمزی در برابر افسر متفکر و منطقی، ناخدا دوم ران هانتر قرار میگیرد. رمزی معتقد است دستور کامل باید اجرا شود — یعنی پیشدستی علیه روسها قبل از آنکه آنها ما را بزنند — و هانتر اصرار دارد دستور دومِ ناقص باید قبل از هر اقدامی روشن و تأیید شود، چون ممکن است این یک جنگ هستهای باشد. فیلم با تقسیم زیردریا به دو جناح و گسترشِ شورش و نافرمانی، پیچوتابهایش را نشان میدهد: آیا رادیو تعمیر میشود تا دستور کامل دریافت شود؟ آیا دیر خواهد شد؟ اسکات این پرسشها را با تأثیری حاد و کشدار مطرح میکند تا بیشترین بهره را از قصهای نسبتاً آشنا بگیرد.
در اینجا خبری از کمبود مردانگی هم نیست؛ بازی جین هکمن در نقش کاپیتان رمزی درخشان و خشن است، او نماد یک فرماندهٔ تمامعیار است. دنزل واشنگتن بهعنوان ران هانتر، سخنور و صدای عقل سلیم است و با فروپاشی اوضاع، خشنونت و استقامتش آشکار میشود. دیدن نبرد بازیگری هکمن و واشنگتن از بهترین تجربههای سینمای دههٔ نود است: رابطهای که از اختلافی سطحی به جنگی بر سر باورها و ارادهها تبدیل میشود. از طریق این دو شخصیت موضع میانهٔ فیلم روشن میشود: در چنین شرایطی ما چه میکردیم؟ از چه کسی پیروی میکردیم؟ هر دو مرد از نظر اخلاقی حق دارند، و در عین حال هر دو مسئول پیامدهای فاجعهبار احتمالیاند.
فیلمی ستودنی و در زمینهٔ ایجاد تنش نمونهای استادانه است که با موسیقی برانگیزانندهٔ هانس زیمر بهخوبی تکمیل میشود. نقطهضعفش فیلمنامهای است که توسط چند نویسنده نوشته شده و تلاش میکند ارجاعات فرهنگی عامهپسند را با اصطلاحات فنی ترکیب کند که چندان طبیعی درنیامده است. با این حال حتی این هم نتوانسته از تأثیر بینقص سکانسهای پایانی بکاهد که با متنی نوشتاری تمام میشود و همگی باید به آن توجه کنیم. امتیاز: ۹ از ۱۰
احتمالاً فیلم مورد علاقهام از تونی اسکات است، در رقابتی سخت. بازی هر دو هکمن و واشنگتن بهعلاوهٔ بازیگران مکمل عالی است و اسکات تعلیق را حفظ میکند؛ فیلم محکم و کشیده است. شایعه شده که چندین اصلاحکنندهٔ فیلمنامه در کار بودهاند، از جمله کوئنتین تارانتینو، اما وقتی نتیجه کار خوب است ایرادی ندارد. از فیلمهای زیرآبی موردعلاقهٔ من است — در کنار «مقصد توکیو». جای تأسف است که اسکات چند سال پیش به زندگیاش پایان داد؛ او کارگردان بهمراتب بهتری بود از آنچه من قبلاً فکر میکردم. واقعیت تلخ این است که اغلب تا وقتی افراد نیستند ارزش واقعیشان را نمیفهمیم. این فیلم برای دوستداران فیلمهای جنگی یا کسانی که از تعلیق و تریلر لذت میبرند ضروری است؛ از لحاظ ژانری میتوان آن را کنار آثار آلفرد هیچکاک یا دیوید فینچر قرار داد و تماشای مشترک آن با «قایق نجات» یا «آنها قابل صرفنظر نیستند» ترکیب دلچسبی خواهد بود.
من طرفدار پر و پا قرص تریلرهای زیرآبیام و از ظاهر قضیه این فیلم باید خوب میبود. جین هکمن کاپیتان باتجربهٔ یواساس «آلاباما» است و در میانهٔ بحرانی در روسیه که میتواند به جنگ هستهای ختم شود، با افسر دوم جدیدی (دنزل واشنگتن) به دریا فرستاده میشود. وقتی مأموریت آغاز میشود، این دو مرد بازیای از کنجکاوی و آزمون را پیش میکشند تا اینکه پیامی برای شلیک موشکها دریافت میکنند. اینجا نقطهای است که میتوانست جالبتر شود: کاپیتان بر اجرای دستور اصرار دارد و افسر دوم میخواهد صحت آن را تأیید کند. خشمها بالا میگیرد و وقتی یک زیردریای روسی سرکش به آنها شلیک میکند، اوضاع از حد میگذرد. کدامیک درست میگویند و آیا شلیک خواهد شد؟
متأسفانه از این نقطه به بعد، درام به سمت مضحکه میرود؛ آنچه در دقایق اول بین دو مرد بهصورت دراماتیک هدایت شده، به رفتارهای قبیلهای غیرقابلباور در عرشه تبدیل میشود، طوری که نیمساعت پایانی بهشدت باورناپذیر بهنظر میرسد. هکمن و واشنگتن عملکردِ قابلِ قبولی دارند، اما تا پیش از پایانی که واقعاً همهچیز را خراب میکند، نتوانستهاند مخاطب را کاملاً قانع کنند. پتانسیلی که میشد درامی تأملبرانگیز دربارهٔ حد و حدود پیروی از دستور و پروتکلها بسازد، هدر رفته است. واقعاً حیف.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران