«تونی استارک» که یک مخترع و کارخانه دار میلیاردر است، به وسیله چند نفر دزدیده می شود و آنها او را مجبور می کنند که سلاحی اسرار آمیز بسازد اما به جای آن استارک زره ای آهنین می سازد و به وسیله این زره از چنگشان می گریزد و به آمریکا بر می گردد و تصمیم می گیرد از این زره برای مبارزه با شر استفاده کند.
«تونی استارک» که یک مخترع و کارخانه دار میلیاردر است، به وسیله چند نفر دزدیده می شود و آنها او را مجبور می کنند که سلاحی اسرار آمیز بسازد اما به جای آن استارک زره ای آهنین می سازد و به وسیله این زره از چنگشان می گریزد و به آمریکا بر می گردد و تصمیم می گیرد از این زره برای مبارزه با شر استفاده کند.
نامزد ۲ جایزه اسکار، ۲۴ جایزه و در مجموع ۷۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان528
تصویرپردازی خلاقانه و حماسی از داستانی که دنیای مدرن — از جمله تهدیدات تروریستی — را با فانتزی ناآشنا و فناوریمحور ترکیب میکند. رابرت داونی جونیور روح شخصیت مرد آهنی را بهخوبی در خود تجسم میبخشد؛ اجرای او چنان طبیعی و بانشاط است که تماشاگر را با خود همراه میکند.
فیلم آغازگر فرنچایز مارول در سینما بود و در عین حال نقطهٔ اوج بازگشت...
تصویرپردازی خلاقانه و حماسی از داستانی که دنیای مدرن — از جمله تهدیدات تروریستی — را با فانتزی ناآشنا و فناوریمحور ترکیب میکند. رابرت داونی جونیور روح شخصیت مرد آهنی را بهخوبی در خود تجسم میبخشد؛ اجرای او چنان طبیعی و بانشاط است که تماشاگر را با خود همراه میکند.
فیلم آغازگر فرنچایز مارول در سینما بود و در عین حال نقطهٔ اوج بازگشت حرفهای داونی جونیور و نمایش تواناییهای کارگردانی جان فِوراو است. سازندگان وقت کافی گذاشتند تا شخصیت تونی استارک را درست معرفی کنند؛ از مرد پولدار و خودمحوری که به تولید و فروش سلاح میپردازد تا انسانی که در جریان یک تجربهٔ تلخ به خودآگاهی میرسد و تصمیم میگیرد از فناوریای که ساخته برای خیر عموم استفاده کند. این تحول روانشناختی و کاتارسیسِ درونی تونی، یکی از قوتهای اصلی فیلم است.
فیلم بهخوبی پیشینهٔ شخصیت را نشان میدهد: مراحل طراحی و ساخت زره، منابع تغذیه و تکنولوژیهای مربوطه، و دشواریهایی که در مسیر بهبود مداوم این زره وجود دارد. طرفداران روایتِ پیشزمینه (backstory) از این جنبه راضی خواهند شد. همانطور که بسیاری اشاره کردهاند، صحنهٔ نخستین پوشیدن زره همچنان یکی از رضایتبخشترین لحظات در سراسر دنیای سینمایی مارول است.
درکنار جنبهٔ کاراکتری، فیلم از نظر بصری و صوتی هم موفق است: جلوههای ویژهٔ حسابشده، طراحی صحنهها و تدوینِ ریتمیک باعث شده تا اکشنها و لحظات دراماتیک اثرگذار باشند. انتخاب موسیقی راک و فضای صوتی به تقویت حس شخصیت و موقعیتها کمک میکند و برخی عبارتهای ماندگار فیلم («بتر است آدم را بترسانند یا محترم بشمارند؟»، «گاهی باید قبل از اینکه بتوانی راه بروی بدوی»، «من مرد آهنیام») در ذهن باقی میمانند.
بازیگران مکمل هم عملکرد مناسبی دارند؛ گوئینت پالترو در نقش پپر پاتس شیمی جذابی با تونی ایجاد میکند و نقش احساسی و انسانیای برای او میآفریند. جف بریجز در نقش ابادیا استین حضور تهدیدآمیزی دارد که تا حدی قابلقبول است، هرچند نقدهایی به پرداخت و توسعهٔ شخصیت منفیها وارد شده است. یکی از کاستیهای فیلم ضعف نسبیِ آنتاگونیستها و ناکافیبودن پرداختِ تقابل قهرمانـشرور عنوان شده که در فیلمی با ریشهٔ کمیکبوکی امری محسوس است.
ریتم فیلم گاهی کند بهنظر میرسد و بخشهایی از فیلمنامه بعد از نقطهٔ عطف میانی کمی ساده و سطحی میشوند، اما شوخطبعیِ ظریف، بداههگوییهای بازیگران و تمرکز بر شخصیتپردازی باعث میشود فیلم همچنان سرگرمکننده و انسانی بماند. همچنین فیلم برای تماشاگرانی که با کمیکها آشنایی ندارند هم کاملاً قابلدرک و لذتبخش است.
در مجموع، مرد آهنی نهتنها آغازگر یک فرنچایز عظیم بود، بلکه روی پای خود نیز فیلمی قوی و خوشساخت است: داستانمحور، با اجرای برجستهٔ رابرت داونی جونیور، کارگردانی مطمئن و ترکیب مناسبی از جلوههای عملی و دیجیتال که فیلم را فراتر از یک اثر صرفاً تجاری نگه میدارد. این اثر همچنان بعد از سالها یکی از بهترینهای دنیای سینمایی مارول باقی مانده و ارزش دیدن روی پردهٔ بزرگ را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران