در سال 1600 میلادی دهههاست که کاتولیکهای پرتغالی سود کلانی از تجارت در ژاپن بردند و مکانش را از دشمنان سرسختشان یعنی پروتستانهای اروپایی، پنهان نگه داشتند. در اوساکا، تایکوی حاکم مُرده و ولیعهد به جا مانده از وی برای حکمرانی کردن، بچه است. بنابراین نزاعی تلخ بین پنج ارباب جنگجو شکل گرفته که همهی آنان در پی کسب مقامی هستند که قدرتشان را مطلق میکند. از این سو هنگامی که یک کشتی مرموز اروپایی در مجاورت یک دهکده ماهیگیری پیدا می شود، لرد یوشی توراناگا رازهایی را کشف می کند که می تواند مقیاس قدرت را بر هم بزند و دشمنانش را ویران کند...
در سال 1600 میلادی دهههاست که کاتولیکهای پرتغالی سود کلانی از تجارت در ژاپن بردند و مکانش را از دشمنان سرسختشان یعنی پروتستانهای اروپایی، پنهان نگه داشتند. در اوساکا، تایکوی حاکم مُرده و ولیعهد به جا مانده از وی برای حکمرانی کردن، بچه است. بنابراین نزاعی تلخ بین پنج ارباب جنگجو شکل گرفته که همهی آنان در پی کسب مقامی هستند که قدرتشان را مطلق میکند. از این سو هنگامی که یک کشتی مرموز اروپایی در مجاورت یک دهکده ماهیگیری پیدا می شود، لرد یوشی توراناگا رازهایی را کشف می کند که می تواند مقیاس قدرت را بر هم بزند و دشمنانش را ویران کند...
برندهٔ ۱۸ جایزهٔ امی پرایمتایم؛ مجموعاً ۹۳ جایزه و ۷۵ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان160
نسخهٔ اصلی مجموعهٔ شُگُن از ۱۹۸۰، مانند رمانی که بر اساس آن ساخته شده بود (اثر جیمز کلاول)، یک شاهکار بود.
این موفقیت بهخاطر روایت منسجم و دقیق، شخصیتپردازی قوی و قصهگویی هوشمندانه بود که با درایت از رمانِ منبع الهام و جهتگیری میگرفت.
اما این بار نسخهٔ جدید وارد میشود و تا حدی تمرکز را از رابطهٔ میان خلبان جان بلکتورن و لرد تورانگا دور میکند...
نسخهٔ اصلی مجموعهٔ شُگُن از ۱۹۸۰، مانند رمانی که بر اساس آن ساخته شده بود (اثر جیمز کلاول)، یک شاهکار بود.
این موفقیت بهخاطر روایت منسجم و دقیق، شخصیتپردازی قوی و قصهگویی هوشمندانه بود که با درایت از رمانِ منبع الهام و جهتگیری میگرفت.
اما این بار نسخهٔ جدید وارد میشود و تا حدی تمرکز را از رابطهٔ میان خلبان جان بلکتورن و لرد تورانگا دور میکند و بدینوسیله یکی از نقاط کانونی داستان را پراکنده میسازد. قصهای که در اصل دربارهٔ برخورد جوامع و فرهنگهای غربی و شرقی است و در بستر تاریخی ژاپنِ آن دوره طنینانداز میشود.
جنبهٔ دیگرِ مهمِ داستانِ اصلی که دیگر بهخوبی کار نمیکند، رابطهٔ نهایتاً تراژیک میان بلکتورن و ماریکو است. ماریکو در رمان و سریالِ اصلی درباری و دیپلماتی تواناست که از مهارتهای مذاکرهاش برای تأثیرگذاری بر دیگران بهره میگیرد؛ چیزی که در کتاب و نسخهٔ ۱۹۸۰ بهروشنی میبینیم.
در نسخهٔ جدید اما تمرکز بهسوی جنگجویان زن تغییر کرده است؛ تغییری که شاید بازتاب انتظارات معاصر باشد اما با شرایط ژاپنِ قرن هفدهم همخوانی ندارد. هرچند در آن دوره زنانی جنگجو وجود داشتند، اما آنها در مقام درباری و استادِ دیپلماسی حضور نداشتند؛ نقششان معمولاً دفاع از خانه و محافظت از زنان در غیاب ساموراییهای مرد یا در میدان نبرد بود.
این بازسازی ماریکو را از حیث دیپلماتیک بهشدت ضعیف کرده است. او در اپیزود افتتاحیه ساموراییهای مرد را سرزنش میکند؛ رفتاری که بهطرز ناهماهنگی و غیرقابلباوری با مهارتهایی که این شخصیت را تعریف میکند — یعنی تواناییِ ظریف و پیچیده در عبور از توطئهها و دسیسههای دربار — تناقض دارد.
نتیجه سریالی است که دستوپاگیر و یکنواخت بهنظر میرسد و نوعی نادانی تاریخی را نیز القا میکند. در بسیاری موارد روایت خوب کار نمیکند، زیرا سریال جدید بسیاری از ظرافتها و پیچیدگیهای ذاتی این قصه را کنار گذاشته؛ ظرافتها و دسیسههایی که هم برای نجبای ژاپنی بهمثابهٔ سلاحی بههمان اندازه اهمیت داشت که نیزه و کمان و شمشیر.
بازیگری در این سریال عالی است، دکورها واقعاً چشمگیر و تصاویر اغلب خیرهکنندهاند. با این حال، دخالتهای گسترده در داستانِ بنیادین، برای این منتقد، آنچه میتوانست یک بازسازی امیدوارکننده باشد را تباه کرده است.
خلاصه: صحنهآرایی پرزرقوبرق، جلوههای بصری خیرهکننده و بازیگری باکیفیت نمیتواند ضعفِ روایت بازنویسیشده را جبران کند. کار ناهماهنگ، نامتعادل و بیجهت بهنظر میرسد. پیشنهاد من: کتاب برجسته را بخوانید و سریال فوقالعادهٔ ۱۹۸۰ را تماشا کنید.
سطح دقت تاریخی این نمایش شگفتآور است. توجه زیادی به جزئیات پوشش، معماری، تسلیحات و آداب و رسوم فرهنگی شده است. اثر نه فرهنگ ژاپن در قرن شانزدهم را رمانتیک میکند و نه محکوم؛ بلکه جنبههای خوب و بد را کنار هم به تصویر میکشد.
همهٔ بازیگران عملکردی فوقالعاده دارند. از بازی هیروییگی سانادا کمی ناامید شدم؛ احساس میکنم از شخصیت او کمتر استفاده شده است. اجرای بازیگر عالی است، اما نقشِ تورانگا در این بازنمایی چندان پیچیده نشان داده نمیشود. آبه شینوسوکه، ساتو تادانوبو و هوشی موئکا برجستهاند و نقشهای فرعی را به داستانهای جانبی عمیق و تأثیرگذار تبدیل میکنند.
شُگُن معیار جدیدی برای تلویزیون حماسی است.
در ژانر درامهای تاریخی، «شُگُن» شبکهٔ FX بهعنوان دستاوردی بزرگ در تلویزیون میایستد. اقتباس از رمان محبوب جیمز کلاول را بدون شک برای اجرای دلنشین، فیلمنامهٔ ممتاز و دقت در صحت فرهنگی و تاریخی تحسین خواهند کرد.
نسخهٔ دههٔ ۱۹۸۰ «شُگُن» محصول زمان خود بود و روی شخصیت آنژین، دریانورد انگلیسی، تمرکز زیادی داشت. در حالی که آن نسخه برای زمانهاش قطعا برجسته بود، از روایت اصلی رمان فاصله میگرفت و یوشی تورانگا، بازیگر مرموز قدرت در ژاپن فئودال، را به حاشیه میراند. سریال ۲۰۲۴ این جهت را اصلاح کرده و تورانگا را در مرکز روایت قرار داده که نتیجهٔ بهتری بهدست آمده است.
«شُگُن» ۲۰۲۴ حتی در دورهای که بسیاری آن را دوران طلایی سریالهای حماسی میدانند، برجسته است. با وجود مقایسه با «بازی تاج و تخت»، «شُگُن» هویت خودش را با روایتی متمرکزتر و روش قصهگویی دقیقتر میسازد. سریال از نشان دادن خشونت و جنبههای جنسی زمانه نمیهراسد، اما این نمایش با ظرافتی همراه است که آن را متمایز میکند.
بازیها فوقالعادهاند و «شُگُن» را به ارتفاعات جدیدی میبرد. هیروییگی سانادا، که پیشتر در «آخرین سامورایی» شناخته شده، تورانگا را با شدتی مسحورکننده بازی میکند؛ تجسمی که بین تهدیدآمیز و دوستداشتنی نوسان دارد و پیچیدگیای را نشان میدهد که کارگردانان کمی به آن دست مییابند.
اجرای کازمو جارویس در نقش دریانورد انگلیسی آنژین کمتر تأثیرگذار است؛ سفر او از بیگانهٔ کشتیشکسته تا مهرهٔ کلیدی در بازیهای سیاسی ژاپن با انرژی خامی اجرا شده اما در میان بازیگران اصلی تاحدی به حاشیه میرود. صحنههای او با یابوشیگهِ درخشانِ تادانوبو اما بسیار خوباند. هر دو شخصیت تا حدودی نقشهای ضدقهرمانانه دارند، اما فکر نمیکنم برای بینندگان امری آزاردهنده باشد.
اما آنّا ساوای واقعاً میدرخشد؛ او بهعنوان مترجم آنژین و راهنمای مخاطب در دنیای پیچیدهٔ «شُگُن» نقشی فراتر از یک واسطه دارد و بهطور قابلتوجهی در وقایع تاثیرگذار است.
«شُگُن» ۲۰۲۴ پیروزیِ قصهگویی است؛ اثری است که به منبعِ خود احترام میگذارد و آن را ارتقا میدهد. این سریال ماندگار و ستوده خواهد شد و میتواند یکی از نقاط اوج تلویزیون در این دوره باشد.
نسخهٔ اصلی را بیشتر دوست داشتم، اما این یکی هم واقعاً خوب بود.
شُگُن یک مینیسریالِ تولید شبکهٔ FX است که بر اساس رمان مشهور ۱۹۷۵ ساخته شده. در فصل اول با ده قسمت، فقط میتوانم به خاطر تماشای چنین تولید دقیقی با فیلمنامهای جذاب و فضاسازی چشمگیر تحسین کنم.
سریال ماجراجویی جان بلکتورن، خلبان انگلیسی که در سال ۱۶۰۰ همراه خدمهاش در ژاپن کشتیاش غرق میشود، را دنبال میکند. این قصه نخِی است برای فرو رفتن در دریایی از دسیسهها، خیانتها و کشمکشهای قدرت میان خانها بر سر آیندهٔ کشور.
سریال با دقت تضاد فرهنگی روبهروی پرتغالیها در مأموریت تبلیغ دین در ژاپن را نمایش میدهد. همچنین خشونت، شجاعت و مفهومی از شرافت را نشان میدهد که گاهی برایم هم ناخوشایند و هم تحسینبرانگیز بود. احترام به خانوادهها، حرمتِ میراث و نقشهای زنانهٔ برجسته در دنیایی خشن و مردانه گاهی تماشاگر را وادار به ایستادن و تشویق میکند.
شُگُن از نظر تولید، شدتِ نبردها و فیلمنامهٔ باطور دقیق توسعهیافتهای که شبیه یک حماسه بزرگ است، در سطح بالایی قرار دارد. به نظر من این یکی از نقاط اوج تلویزیون در سالهای اخیر است؛ دستاوردی بزرگ در زمانهٔ حاضر.
یک شاهکار واقعی
پس از سالها خستگی از مارول و دیسی و روندهای تکراری هالیوود و پندهای اخلاقی خستهکننده در سرگرمیها، بالاخره چیزی اصیل، بیاعتذار و واقعی دیدم که مرا مجذوب کرد.
این سریال تغییری دلپذیر است: روایت محکم، بازیگری درخشان، دیالوگهای دقیق، فیلمبرداری خیرهکننده، زمانبندی عالی و تدوین و کارگردانی ماهرانه. همهٔ اینها فراتر از انتظارم بودند.
شخصیتهای زن قدرت و شجاعت را نمادین نشان میدهند. مبارزهٔ ماریکو-ساما در اپیزود نهم هنوز هم برایم مو بر تن راست میکند — یکی از شجاعانهترین صحنههایی که تا به حال ساخته شده. مقاومت عاطفی فوجی-ساما نیز شایستهٔ تحسین است و نمونهای از استقامت واقعی را نشان میدهد. اینگونه باید زنان قوی و مستقل به تصویر کشیده شوند.
در مجموع، این سریال یک شاهکار است که امید را به خلاقیت در عرصهٔ سرگرمی دوباره زنده میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران