در دهه 1950، درست پس از جنگ کره، یون جونگ نیون به سختی از طریق فروش صدف به همراه مادرش در شهر بندری موکپو امرار معاش می کند. رویای او این است که به سئول برود و به عنوان بازیگر برای یک گروه تئاتر زنان کار کند و در عین حال ثروتمند شود…
در دهه 1950، درست پس از جنگ کره، یون جونگ نیون به سختی از طریق فروش صدف به همراه مادرش در شهر بندری موکپو امرار معاش می کند. رویای او این است که به سئول برود و به عنوان بازیگر برای یک گروه تئاتر زنان کار کند و در عین حال ثروتمند شود…
نمایشی تئاتری دیدم یا یک درام تلویزیونی؟ چه شاهکاری. «Jeongnyeon: The Star Is Born» («정년이») با فینالی فراموشنشدنی از راه رسید و کیم تائهری، شین یی‑ئون و وو دابی درخشان ظاهر شدند؛ این سه برای من جزو بهترینها بودند.
چرا این اثر برجسته بود:
- تدوین در بخشهایی فوقالعاده بود.
- صحنههای تئاتری چنان طبیعی و دقیق فیلمبرداری شده بودند که نه تنها حس اصالت داشتند، بلکه واقعاً...
نمایشی تئاتری دیدم یا یک درام تلویزیونی؟ چه شاهکاری. «Jeongnyeon: The Star Is Born» («정년이») با فینالی فراموشنشدنی از راه رسید و کیم تائهری، شین یی‑ئون و وو دابی درخشان ظاهر شدند؛ این سه برای من جزو بهترینها بودند.
چرا این اثر برجسته بود:
- تدوین در بخشهایی فوقالعاده بود.
- صحنههای تئاتری چنان طبیعی و دقیق فیلمبرداری شده بودند که نه تنها حس اصالت داشتند، بلکه واقعاً نمایشِ روی صحنه را میدیدید.
- هر صحنه اهمیت داشت؛ هیچ پرکنندهای نبود، روایت فشرده و تأثیرگذار بود.
- تمرکز روی واقعیات زندگی هنرمندان بود: روابط، مبارزهها و سختیهای بازیگر، خواننده یا رقصنده—نه صرفاً زرقوبرق؛ خون، عرق و اشک در داستان ملموس است.
فینال را اگر میبینید درست ببینید: روی صفحه بزرگ، با صدا بلند و بدون حواسپرتی. تجربه تا حدی شبیه تماشای یک اجرای واقعی تئاتر بود؛ خودم را در میان تماشاگران خیالی دیدم که تشویق میکنم، اشک در چشمانم جمع میشود و برای اجرا ایستادم.
با این همه، سریال نقاط ضعف جدی هم دارد. داستان بیش از صد فصل وبتون را در تنها ۱۲ قسمت جا داده و نتیجه آن آشکار است: شخصیتها و قوسهای مهم حذف یا کوتاه شدهاند. روایت گاه شبیه یک خلاصهٔ جذاب از یک داستان خیالی بهتر است؛ اوجهای احساسی را به دست نمیآورید چون مقدماتشان حذف شده است. در عوض زیرپلاتهای پرشده با درگیریهای سطحی مثل سوتفاهمها، سرقتهای تصادفی و رقیبی کلیشهای جای خالی عمق را پر میکنند؛ نتیجه نوسانی از مسحورکننده تا کلیشهای است.
از نظر جلوههای تولید، قابل قبول است—صحنههای گوکگوک خوب صحنهآرایی شده و بازیها در مجموع قابل قبولاند—اما بازیِ قابل قبول، نویسندگی ضعیف را نجات نمیدهد. تدوین در جاهایی چنان بریدهپاره است که اپیزودها ناقص به نظر میرسند و خطوط داستانی نیمپز و اوجهای احساسی آویزان میمانند.
در مجموع، نمایش بدی نیست. برای تازهواردان به کِیدراما، داستان شخصیتی مبارز و موفق شدنش گاه تأثربرانگیز است. اما برای بینندهٔ دقیقتر، تماشا کردن این سریال مثل دانستن این است که دستور پخت کیک محبوبتان تبدیل به بیسکوییتی نرم و خیس شده—خوب است، اما بیشتر دربارهٔ کمبودها فکر میکنید تا لذت بردن. همهٔ ترکیبها برای ساختن چیزی خوب وجود داشت، اما بازیِ ایمن و کمرمقِ خلاقیت باعث شد نتیجه نهایی بیجان و تکراری شود. اگر دنبال درامی درباره تئاتر کرهای هستید، میتوانید ببینید، اما انتظار محتوای عمیق و تازه نداشته باشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران