یک مینیسریال خوب درباره زنان و نقش سیاسیشان در دورهای پرتلاطم تاریخ.
من چند سریال تاریخی دیدهام که اغلب به دلایل مشابهی برجسته میشوند و در همان تلهها میافتند. یادم میآید از جمله سریال موفق و مشهور The Tudors و دیگری کمتر شناختهشده The Borgias. بعد از دیدن این مجموعه هم احساس میکنم شباهتهایی بینشان وجود دارد؛ هرچند به زمانها، زمینهها و شخصیتهای متفاوتی میپردازند. بعضیها...
یک مینیسریال خوب درباره زنان و نقش سیاسیشان در دورهای پرتلاطم تاریخ.
من چند سریال تاریخی دیدهام که اغلب به دلایل مشابهی برجسته میشوند و در همان تلهها میافتند. یادم میآید از جمله سریال موفق و مشهور The Tudors و دیگری کمتر شناختهشده The Borgias. بعد از دیدن این مجموعه هم احساس میکنم شباهتهایی بینشان وجود دارد؛ هرچند به زمانها، زمینهها و شخصیتهای متفاوتی میپردازند. بعضیها حتی میگویند این مینیسریال (یک فصل، ده اپیزود) پیشدرآمدی برای The Tudors است — از نظر بازیگران و عوامل مجموعه فرق دارد، اما از نظر فضای روایت میتواند چنین احساسی بدهد.
دوره تاریخی که تقریباً سی سال را دربرمیگیرد با جلوس خاندان یورک به تخت و برآمدن ادوارد چهارم (پس از برکناری هنری ششم و نخستین مرحله جنگهای گلسرخ) آغاز میشود. بخش عمدهای از سریال بر این پادشاه خواستار و کاریزماتیک و سردار نظامیاش، ریچارد نوِویل، ارباب وارویک، تمرکز دارد. اما خوراک اصلی اثر زنان و توان تأثیرگذاری آنهاست: ادوارد ازدواجی بحثبرانگیز با الیزابت ریورز میکند که به زیان منافع وارویک تمام میشود و رقابتی میان خاندانهای نوِویل و ریورز ایجاد میکند. «شاهساز» سپس به فرانسه میرود و در برابر زنی قدرتمند دیگر — مارگارت دو آنژو، همسر پادشاه برکنار شده — زانو میزند؛ زنی که از ارتباطاتش با دربار فرانسه برای گردآوری پول، هوادار و نیرو برای خاندان لَنکستر استفاده میکند.
در دورهای که نجیبزادگان قدرت و ثروت لازم برای مسلح کردن نیروهای خود را داشتند، حمایت اشراف عالیرتبه سرنوشت رویدادها را تعیین میکرد. این موضوع از طریق خاندان استنلیها (دو برادر که با استراتژی در هر دو سوی منازعه قرار میگیرند) و نوِویلها نمایش داده میشود؛ نوِویلها به هنری ششم امکانی برای بازگشت کوتاهمدت میدهند که با کشتهشدن او در برج لندن و مرگ ریچارد نوِویل در نبرد بارنت پایان مییابد. این ضربه بزرگ خاندان را خنثی میکند، و دختران آنها با شاهزادگان یورک ازدواج میکنند و میراث خاندان را تقسیم و به دارایی تاج منتقل میسازند. با اینحال، براساس اقتباس از رمانهای فیلیپا گرِگوری، سریال اهمیت ویژهای به این بانوان میدهد؛ بهویژه آنِ نوِویل که ابتدا با وارث لانکستر ازدواج میکند و پس از بیوه شدن، همسر آینده ریچارد سوم میشود. شخصاً در این مورد تردید دارم: شواهد تاریخی نشان میدهد آنِ بیش از آنچه سریال نشان میدهد نقشی تعیینکننده نداشته و بیشتر مهرهای در بازیای بوده که اختیار کمی در آن داشته است. سریال با شکست و کشتهشدن ریچارد سوم در برابر نیروهای هنری تودور به پایان میرسد.
اعتذار میکنم اگر در تحلیل وقایع تاریخی اغراق کردم، اما بهعنوان تاریخشناس فکر کردم اشارهای به زمینه تاریخی لازم است. به هر حال، چیزی نمیگویم که با یک جستوجوی ساده یا یک کتاب تاریخ بریتانیا نتوان آموخت. سریال جذاب و دیدنی است، هرچند اشتباهاتی وجود دارد که دشوار است توجیهشان کرد: زنانی با سرهای باز، نجیبزادگانی که پیاده و بدون کلاهخود میجنگند، نژادهای سگهایی که در آن زمان وجود نداشتهاند و غیره. همین جزئیات نشاندهنده میزان وفاداری یک اثر به حقیقت تاریخیاند؛ با این حال در این جنبه از The Tudors وضعیت کمی بهتر دارد.
بازیگران خوب هستند، هرچند گاهی اجراها ناهمزمان با دوره تاریخیاند (شخصیتها گویی اهل زمان ما هستند) و دیالوگها گاهی شعارگونه یا کلیشهایاند. ربکا فرگوسن شایسته تحسین است و نقش را بادقت و باورپذیر ایفا میکند؛ مکس آیرونز، آنئورین بارنارد، دیوید اوکس، تام مککی، روپرت گریوز و جیمز فرن نیز عملکردهای قابلقبولی دارند. بازیگران تمام تلاششان را برای باورپذیر کردن نقشها کردهاند، هرچند همیشه بهترین متن در اختیارشان نبوده است. در سوی دیگر، آماندا هیل اغراق میکند و شخصیتش را تا مرز جنون متعصب جلوه میدهد و فی مارسِی هم تا جایی که میتواند با نقش خود کار میکند اما بهتدریج رفتارها و ژستهای معاصرتری میپذیرد. از کار جانت مکتیر خوشم آمد، اما ترجیح میدادم نقش یک بازیگر فرانسوی را ببینم چون شخصیت از اصالتاً فرانسوی است.
در سطح فنی، مجموعه شکیل و از لوکیشنهای بلژیک — خنت، بروژ و ایپر — استفاده بسیار خوبی کرده است. طراحی صحنه و لباس عمدتاً مناسب دوره به نظر میرسد، اگرچه فقدان آشکار کلاهها و روسریها یا پوششهای سر که بخشی اساسی از مد آن زمان بودهاند به چشم میآید؛ تابلوهای آن دوره این نکته را بهروشنی نشان میدهند. فیلمبرداری و نورپردازی عالیاند، جلوههای بصری کارآمد هستند، طراحی تیتراژ خوب انجام شده و موسیقی متن نیز در سطح قابل قبولی قرار دارد.
در مجموع، این یک داستان تاریخی-تخیلی مبتنی بر واقعیت است که بیشتر بر زنان و روابط عشق و قدرت تمرکز دارد؛ اثری خوشساخت و دیدنی که اگرچه گاهی از واقعیت فاصله میگیرد، تماشای آن لذتبخش است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران