این سریال درباره یک گروه هفت نفره از ماجراجویان درجه دو و مست است که در سفری برای نجات جهان از هیولاهای وحشتناک و نیروهای جادویی تاریک هستند، اما متوجه می شوند که در این روند تبدیل به یک خانواده شده اند.
این سریال درباره یک گروه هفت نفره از ماجراجویان درجه دو و مست است که در سفری برای نجات جهان از هیولاهای وحشتناک و نیروهای جادویی تاریک هستند، اما متوجه می شوند که در این روند تبدیل به یک خانواده شده اند.
انیمیشنی کاملاً در سبک Dungeons & Dragons؛ شرکت سازنده شناختهشده و کیفیت کار بالا است. به نظر میرسد از همان شیوهای استفاده شده که در ساخت مجموعهٔ انیمیشنی Gargoyles به کار رفته بود. برای هر کلاس یک شخصیت وجود دارد و خوشبختانه هر کدام شخصیت مستقل و متمایزی دارند. ترکیب این کاراکترها تصویری از تیمی خوب از دوستان را نشان میدهد که اگر در چنین...
انیمیشنی کاملاً در سبک Dungeons & Dragons؛ شرکت سازنده شناختهشده و کیفیت کار بالا است. به نظر میرسد از همان شیوهای استفاده شده که در ساخت مجموعهٔ انیمیشنی Gargoyles به کار رفته بود. برای هر کلاس یک شخصیت وجود دارد و خوشبختانه هر کدام شخصیت مستقل و متمایزی دارند. ترکیب این کاراکترها تصویری از تیمی خوب از دوستان را نشان میدهد که اگر در چنین دنیایی متولد شوند، میتوانند با هم باشند. خشونت و خونریزی بهاندازه هست و نویسندگان در پرداخت طنز و خونریزی هر دو عملکرد خوبی داشتهاند. قسمت پایلوت داستان نمرهٔ خوبی میگیرد (۸ از ۱۰). مأموریت انتقام پسر ثروتمند از یک شرور تقریباً شکستناپذیر بهخوبی اجرا شده و چیزی نیست که از یک تولید استریمینگ معمولی انتظار داشته باشی.
اما کاستیها هم هست: مثل بسیاری از تولیدهای نتفلیکس، نشانههایی از تاثیر سیاستهای اجتماعی در سریال وجود دارد. گاهی روایت دچار این دستکاریها میشود و وقتی روایت قابلدستبرد نیست، این تمایلات در پسزمینه یا طراحی شخصیتها دیده میشود. در مناطقی که انتظار میرود مردم همگن باشند، تنوع نژادی غیرمنتظره به نظر میرسد. یکی از شخصیتها تصویر کلیشهایِ یک مرد همجنسگرا و اهل کسبوکار را دارد که نقش کلیدی در فراهمکردن یا اطلاعرسانی دربارهٔ اشیاء مهم دارد؛ تعاملات طنزآمیز و پرداختِ بیش از حد به این جنبهها گاهی بهجای تقویت داستان، آن را منحرف میکند. همچنین شوخیهای مبتذل و طنزهای دستشویی به دفعات به کار رفتهاند که با فضای صرفاً شامدیدن و تماشا همخوانی ندارد.
از دیگر انتقاداتم، استفادهٔ افراطی از الفاظ رکیک و میزان خونریزی است تا جایی که وجه «سینِن» گونهٔ سریال نامتعادل بهنظر میرسد. ترکیبِ زیادِ ناسزا و خشونت اما حذف یا کماهمیت جلوهدادن برهنگی، یا پیوند زدن هر صحنهٔ برهنگی با موضوعات همجنسگرایانه، باعث شده که حس و حال بُنیادین و واقعگرایانهٔ زمانهٔ اثر از بین برود. چنین مواردی بهندرت در زمانههای تاریخیِ مشابه، اینقدر برجسته یا مطرح میشدند؛ در آن دورهها معمولاً مسائل جنسی کمتر علنی میشد. بهعلاوه، حتی وقتی قرار است «چشمنوازی» ارائه شود، کمیت آن خیلی ناچیز است: در تمام فصل اول دوازده اپیزودی، تنها دو جفت سینه نمایش داده شد که یکی از آنها هم متعلق به یک موجود ناقصالنَسْل بود — ارائهای ضعیف و کماثر. این کمبودِ نمایشِ عریان، همراه با تمایل به نمایش ضمنی یا صریح همجنسگرایی و زبان بسیار رکیک، باعث میشود تماشای فصل بعدی برایم جذاب نباشد؛ حذف هر دو یا هر یک از این مؤلفهها میتوانست نتیجهٔ بهتری بدهد.
استودیوی سازنده بهتر بود یا همهٔ برهنگی و نمایشهای ظریف را حذف میکرد یا زبان و خشونتِ مدرن را کم میکرد و صرفاً سریالی انیمیشنی را اجرا میکرد؛ این ژانر احتمالاً بین کودکان هم طرفدار دارد و در این صورت میتوانست مخاطب گستردهتری جذب کند. این عدمتعادل در قضاوتهای اجرایی و محتوایی احتمالاً به نمرات و بازخوردها آسیب زده است. با این همه، داستان، پیرنگ، اکشن و شخصیتهای جذابِ کافی وجود دارد که سریال را دیدنی کند؛ اگر بتوان از مؤلفههای سیاسی منفی چشمپوشی کرد، اثر بهطور قابلتوجهی سرگرمکننده است. اما اینکه هر بار تماشای سریال مستلزم صرف تلاش برای نادیدهگرفتن جنبههای مورد اشاره باشد، تجربه را تلخ میکند.
پایان فصل اول: تا انتهای فصل اول رفتم. تا حدی کنجکاوکننده است و ادامه را پی میگیرم، اما نویسندگی نیاز به تقویت دارد؛ شروع خوب است اما رفتهرفته تنش و مخاطرهٔ واقعی را از دست میدهد. مونولوگهای طولانی، تکجملههای کوتاه، پراکندن سرنخهای فریبنده، فرار از دشمنان و دفعات بیش از حد نزدیکبودن به مرگ — آنقدر این نزدیکشدنها تکرار میشود که دیگر هیچیک از شخصیتهای اصلی واقعاً درخطر بهنظر نمیرسند، حتی وقتی خونین و نزدیک به مرگ هستند. مقایسهٔ کوتاهی با آثار دیگر: Arcane (2021) نزدیک به کمال بود؛ Castlevania (2017) اشکالات نویسندگی داشت؛ فصل چهارم The Dragon Prince (2018) برای من سریال را زیر و رو کرد و Cyberpunk: Edgerunners (2022) کلیشهای و ضعیف بود. Vox Machina (2022) بین فصل سوم Dragon Prince و Edgerunners قرار میگیرد.
پایان فصل دوم: پایان فصل دوم هم بیشتر همان چیزی بود که از فصل اول دیده بودم. ماجرای «گراگ» در این فصل برجستهتر است، اما باید دربارهٔ سطح قدرتِ «پایک» تصمیمگیری جدیتری صورت بگیرد؛ موضوع خستهکنندهٔ تمامشدن مداوم نیروی او درست وقتی لازم است کسی را شفا دهد، بیش از اندازه تکرار شده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران