درمانگری که به سوگ همسرش نشسته با روشی غیرعادی و صرف نظر از آموخته های علمی و اصول اخلاقی خود، به مراجعانش دقیقا همان چیزی را می گوید که فکر می کند و با این شیوه تغییرات بزرگی در زندگی آن ها و زندگی خودش ایجاد می کند.
درمانگری که به سوگ همسرش نشسته با روشی غیرعادی و صرف نظر از آموخته های علمی و اصول اخلاقی خود، به مراجعانش دقیقا همان چیزی را می گوید که فکر می کند و با این شیوه تغییرات بزرگی در زندگی آن ها و زندگی خودش ایجاد می کند.
نامزد ۹ جایزهٔ امی پرایمتایم؛ ۱۲ جایزه و مجموعاً ۶۲ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان697
1)
ظاهراً باز هم یک سریال مطابق مد روز و «ووک» — که فکر کنم فقط برای آمریکاییها خندهدار است.
زوج همجنسگرا، بدیهی است؛ مردها که همیشه زنان را سرکوب میکنند و حرفهایی از این دست. همهچیز به جای طنز یا جذابیت صرف، شده پیامهای تکراری و قدیمی. هر فیلم و سریالی از آمریکا یک جور تبلیغ ایدئولوژیک یکنواخت دارد. وقتی بعد از دیدن چند...
1)
ظاهراً باز هم یک سریال مطابق مد روز و «ووک» — که فکر کنم فقط برای آمریکاییها خندهدار است.
زوج همجنسگرا، بدیهی است؛ مردها که همیشه زنان را سرکوب میکنند و حرفهایی از این دست. همهچیز به جای طنز یا جذابیت صرف، شده پیامهای تکراری و قدیمی. هر فیلم و سریالی از آمریکا یک جور تبلیغ ایدئولوژیک یکنواخت دارد. وقتی بعد از دیدن چند قسمت شک من تأیید شد، دیگر ادامه ندادم چون باز هم محصولی ناتمام و بیارزش بود.
خیلی تأسفبار است که هریسون فوردی که زمانی محبوب بود تا این حد تنزل کرده است. از آخرین فیلمهای ایندیانا جونز شروع شد و حالا با این سریال ادامه دارد. مثل بسیاری از پروژههای هالیوودی در سالهای اخیر، بهتر است چنین آثاری کنار گذاشته شوند. این سریال شاید از بدترینهایی که اخیراً دیدهام بهتر باشد، اما با توجه به سطح کلیِ آثار تولیدی صنعت سینمای آمریکا، حرف زیادی برای گفتن ندارد.
به نظر میرسد مخاطب آمریکایی آنچه میخواهد میگیرد، ولی دیگران در دنیا دنبال این سبک نیستند. واقعاً نمیدانم در یک یا دو دهه گذشته چه بر سر سینمای شما آمده، اما نتیجهاش خوشایند نیست.
2)
یکی دیگر از آثار درخشان بیل لارنس، جیسون سیگل و برت گلدشتاین. متنوع و گنجایشپذیر و از نشاندادن ابعاد انسانی خود ابایی ندارد. غم را به شکلی دردناک و واقعگرایانه به تصویر میکشد. هریسون فورد و جیسون سیگل در بهترین فرم خود هستند و هیچکس مثل بیل لارنس خانواده انتخابی را به این خوبی بازنمایی نمیکند. بازیگران فوقالعادهاند و فیلمنامه بینقص است. این سریال را واقعاً دوست دارم. اگر Scrubs و Ted Lasso را دوست داشتهاید، Shrinking هم برایتان جذاب خواهد بود. دستکم این سریال باعث میشود شعار «ووک ترسناک است» را طرفدارانش ناکام ببینند — و از این نظر برای من برنده است.
3)
Shrinking (۲۰۲۳) — نقد: کمدیای عمیقاً انسانی که بعد از تمام شدن دلتنگش میشوی
Shrinking پدیدهای نادر در تلویزیون است: سریالی درباره غم که هم خندهدار و هم عمیقاً انسانی است، و کمدیای درباره رواندرمانی که اصالت و واقعگرایی دارد. در دو فصل با ریتمی کامل و منظم، به موفقیتی نادر دست مییابد — داستانی کامل و رضایتبخش روایت میکند بدون باقی گذاشتن پایانهای ناتمام، و در عین حال این حس را ایجاد میکند که دوست داری فقط یک بعدازظهر دیگر در کنار شخصیتهای شکسته اما دوستداشتنیاش باشی. بهخاطر این تعادل چشمگیر، نمره 9/10 شایستهاش است.
داستان و بازیگران قدرتمند
این اثر ساخته بیل لارنس، برت گلدشتاین و جیسون سیگل است و روایتگر جیمی (با بازی سیگل) درمانگری است که در پی مرگ همسرش چنان فلج شده که قوانین حرفهای را کنار میگذارد. او به بیمارانش نصیحتهای صریح و غیرمتعارف میکند و مستقیم میگوید چه باید بکنند. چیزی که میتوانست به یک ترفند یکبعدی بدل شود، تبدیل به کاوشی عمیق درباره ارتباطات میشود؛ و سفر ناآشکار و درهموبرهم جیمی به زندگی دوباره بهطرزی واقعی و گاهی آشفته، به اطرافیانش کمک میکند.
بازیگران در سطحی عالی ظاهر شدهاند. جیسون سیگل یکی از بهترین اجراهای دوران حرفهایش را ارائه میدهد؛ ترکیبی از جذابیت خندهدار و آسیبپذیری عمیق. هریسون فورد در نقش مربیِ زمخت و مبتلا به پارکینسون، پاول، نمایش استادانهای از تلخی و در عین حال مهربانی و بذلهگویی دارد. گروه بازیگران مکمل، از جمله جسیکا ویلیامز در نقش همکارِ رواندرمانگر گَبی و لوکیتا مکسول در نقش آلیس، دختر در حال دستوپنجه نرم کردن جیمی، بینقصاند. شیمی بین بازیگران کمتر شبیه بازیگری و بیشتر شبیه ثبت مستند از یک خانواده انتخابی واقعی و درهمتنیده است.
پایانبندی متین و تلخوشیرین
یکی از بزرگترین نقاط قوت سریال صداقت روایتی آن است. هیچگاه بیش از حد باقی نمیماند یا برای ایجاد درام مصنوعی، داستان را کش نمیدهد. در طول دو فصل، هر قوس شخصیتی با دقت و سزاوارانه به پایان میرسد. جیمی راهش را از میان غم پیدا میکند، پاول با مرگپذیریاش روبهرو میشود و دلش را باز میکند، و هر بیماری که با او همراه شده بود، به نقطهای معنادار و قابل باور در مسیرش میرسد. خبری از پایانهای ارزان یا خطوط داستانی رهاشده نیست — فقط حس عمیقی از پایان و تکمیل.
با این حال، همین پایان رضایتبخش است که اندکی حس دلتنگی برمیانگیزد. چون شخصیتها آنقدر واقعی و دوستداشتنیاند که پس از خاموش شدن صفحه، دلت میخواهد همچنان از حال و روزشان باخبر باشی؛ میخواهی شش ماه بعد سراغشان بروی، ببینی باغچه جیمی چطور رشد کرده یا با پاول روی تراس یک آبجو شریک شوی. سریال پایان کامل و درستی میدهد، اما شخصیتها آنقدر زندهاند که میدانی داستانشان ادامه دارد و دلتنگ میشوی که کاش میتوانستی تماشاگر ادامهشان باشی.
حکم نهایی
9/10 — درس تمامعیار در خلق شخصیت و دادن خاتمه
Shrinking یک پیروزی از نظر نگارش، اجرا و احساس است. هم یکی از خندهدارترین و هم یکی از زندگیبخشترین سریالهای تلویزیونی است که هرگز از مواجهه با واقعیتهای دردناک فقدان و سلامت روان طفره نمیرود. سریالی نادر که ریتم خودش را میفهمد، همه چیز لازم را میگوید و بعد با خردمندی خداحافظی میکند؛ تماشاگر را نه با سؤال، بلکه با قلبی گرم و پر و آرزوی تلخوشیرین برای یک قسمت دیگر تنها میگذارد.
تماشاگران مناسب: اگر از کمدیهای مبتنی بر شخصیت، با عمق احساسی، گروه بازیگری درخشان و داستانهایی که به قدرت شفابخش ارتباط انسانی ایمان دارند لذت میبرید، ببینید.
میتوانید از آن بگذرید اگر دنبال درامهای پُرپیچوتاب و پرتنش یا حماسههای چندفصلی مداوم هستید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران