تا قسمت دوازدهم یا سیزدهم با این سریال همراه بودم، اما بعد از آن برایم رو به افول رفت. با اینکه تماشا را تمام کردم، شروع کرد به تکیه کردن بیش از حد بر «مردسالاری سمی» بهعنوان چیزی بامزه و خواستنی. دختر مرتب کارهای احمقانه انجام میداد و اینکه کسی بتواند اینقدر مکرراً زمین بخورد و ناتوان نشان داده شود، غیرواقعی و خستهکننده بود.
توجه —...
تا قسمت دوازدهم یا سیزدهم با این سریال همراه بودم، اما بعد از آن برایم رو به افول رفت. با اینکه تماشا را تمام کردم، شروع کرد به تکیه کردن بیش از حد بر «مردسالاری سمی» بهعنوان چیزی بامزه و خواستنی. دختر مرتب کارهای احمقانه انجام میداد و اینکه کسی بتواند اینقدر مکرراً زمین بخورد و ناتوان نشان داده شود، غیرواقعی و خستهکننده بود.
توجه — اسپویلر: از آن سکانس هتل در قسمت آخر واقعاً متنفر شدم. نمیفهمم چگونه یک مرد بالغ (کارمند هتل) اجازه میدهد دو غریبه یک اتاق مشترک داشته باشند در حالی که واضح است زن (که خیلی کوچکتر و ضعیفتر است) ناراحت و معذب است. شاید در دنیای واقعی چنین چیزی رخ دهد، اما اصلاً نمیفهمم چرا این صحنه باید در درامی که قرار بود سبک و بامزه باشد، گنجانده شود. وقتی هم رابطه جنسی اتفاق میافتد، او هرگز رضایت کامل بدهکارانهای نشان نمیدهد. کلِ ماجرا مرا بهشدت آزرد. میدانم احتمالاً نویسندگان دنبال چی بودند، اما این انتخاب پیام نادرستی فرستاد.
در ابتدا خوشم آمد که شخصیت دختر بهعنوان باهوش و شهودی معرفی شد، اما در عمل کمتر آن ویژگیها را نشان داد؛ اغلب بهنظر احمق میآمد با اینکه گاهی موقعیتها را درک میکرد. نقش مرد در ابتدا خوب بود، اما حس مالکیتطلبی او و سوءتفاهمهای مداوم بین آن دو آزاردهنده شد. توجه — اسپویلر: بهویژه وقتی او نزد خانوادهاش بازمیگردد و به استادش کمک میکند تا بخش مجسمهسازی را حفظ کند؛ هیچ منطقی نداشت که این موضوع را پنهان کند جز برای ایجاد تنش مصنوعی. راستش نویسندگان میتوانستند برای ایجاد تعارض، موضوع معنادارتری پیدا کنند.
دوستان و همخانههای هر دو قهرمان واقعاً عالی بودند و بهنظرم همینها باعث شد تا تا پایان سریال تماشا کنم. هر گروه دوستان بسیار حمایتگر و کمککننده بودند و هیچیکشان رفتار سمی نداشتند. بعید است کسی از همخانهها خوشش نیاید؛ آنها در هر قدم کنار دوستانشان بودند تا به آنها کمک کنند.
دو نقش فرعی عاشقانه کاملاً متفاوت بودند. من سونگ سیای را خیلی دوست داشتم و فکر میکردم او برای نقش زن مناسبتر است؛ آنها با هم راحت بودند و همدیگر را خوب میشناختند. دوستیشان عالی بود و اگر آن دوستی پس از شروع رابطه او با مرد حفظ میشد، احتمالاً مشکلی نداشتم، اما بهخاطر مالکیتطلبی مرد، آن دوستی از بین رفت و این واقعاً مرا آزار داد. در مورد نقش فرعی زن دوم، او واقعاً نیاز شدیدی به رواندرمانی داشت — واقعاً خیلی زیاد. توجه — اسپویلر: پایانی که برای او رقم خورد سزاوارش نبود و نمیتوانم تصور کنم هیچ درمانگری با آن موافق باشد. توجه — اسپویلر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران