اگر قرار بود مردان را بهصورت کاریکاتوری نشان ندهند، اثری وجود نمیداشت. «ددلاچ» کمدیاش را بر کاهش تقریباً همهٔ شخصیتهای مرد به کلیشهایترین شکلها بنا میکند — ابلهنما، زنستیز یا صرفاً ناتوان. این انتخاب نه تنها شوخیها را محدود میکند، بلکه کل روایت را تخت و یکنواخت میسازد. یک طنز میتواند تند و نافذ باشد بدون اینکه تکبعدی باشد، اما اینجا همیشه همان نکتهٔ پایانی...
اگر قرار بود مردان را بهصورت کاریکاتوری نشان ندهند، اثری وجود نمیداشت. «ددلاچ» کمدیاش را بر کاهش تقریباً همهٔ شخصیتهای مرد به کلیشهایترین شکلها بنا میکند — ابلهنما، زنستیز یا صرفاً ناتوان. این انتخاب نه تنها شوخیها را محدود میکند، بلکه کل روایت را تخت و یکنواخت میسازد. یک طنز میتواند تند و نافذ باشد بدون اینکه تکبعدی باشد، اما اینجا همیشه همان نکتهٔ پایانی تکرار میشود و داستان از آن ضربه میخورد. استفادهٔ مکرر از کلیشهٔ «توانمندسازی همجنسگرایان» نیز بیش از حد است.
این ناهمگونی بهسختی نادیده گرفته میشود. اگر نقشها وارونه بودند و زنان با همان ریشخند گسترده نوشته میشدند، واکنشها بیدرنگ و تند میبود. با این حال در این مورد همهچیز در لفافهٔ «نقد اجتماعی جسورانه» عرضه شده است. حاصل کار کمتر یک معمای جذاب است و بیشتر حکم یک نمایش پیشبینیپذیر تمسخر را دارد — از جایگاه طلبکارانه که باید زیرک باشد و سطحی که باید تلخ و گزنده باشد.
امتیاز: 9/10 — یک جواهر استرالیایی درخشان، پُرهیجان و غیرقابلچشمپوشی
«ددلاچ» همچون صاعقه است. با تقریباً هیچ هیاهوی بینالمللی آمد و ناگهان با کسب برخی از بهترین نقدها برای یک سریال استرالیایی در خاطرهٔ اخیر، همه را شگفتزده کرد. حالا با دو فصل در کارنامهاش ثابت شده که این جادو تصادفی نبوده. این اثر هم معمای قتل است، هم هجوِ شهری کوچک، هم بیانیهای فمنیستی و هم کمدیِ واقعی که همگی در قالبی باشکوه و خونین جمع شدهاند. و بهنوعی وقتی موقعیت از تاسمانی به مناطق استوایی منتقل شد، حتی بهتر هم شد.
از تاسمانی تا داروین: چرخشی بینقص
فصل اول در دِدلاچ، شهری ساحلی و خوابی در تاسمانی با هوایی سرد، اهالی عجیب و غریب و جشنوارهٔ زمستانی مهم، جریان داشت. فصل دوم اما به داروین در سوی دیگر کشور منتقل میشود؛ آب و هوایی کاملاً متفاوت. آسمانهای خاکستری و سرمای جانفرسا رفتهاند و رطوبت بیوقفه، غروبهای خیرهکننده، کروکودیلها و انرژی عرقآلود و پرآشوبی وارد شده که کاملاً با شخصیتهای اصلی سازگار است.
همان شخصیتهای محوری
دولسی کالینز (کیت باکس) و اِدی ردفلیف (مادلین سامی) بازگشتهاند و دینامیک میانشان همچنان موتور بیچون و چرای سریال است. اما اینبار دوباره ماهی بیرون از آباند، در محیطی کاملاً ناآشنا و با گروهی حمایتی کاملاً جدید رها شدهاند. مردم محلی داروین به اندازهٔ اهالی تاسمانی عجیب، مشکوک و بامزهاند و نشان میدهند که درخشش سریال در لوکیشن نیست بلکه در نوشتار و دو نقش اصلی فراموشنشدنی آن است.
کمدی همچنان تیز و بُرنده است
داستان همچنان بسیار خندهدار است؛ در واقع ممکن است فصل دوم حتی خندهدارتر هم باشد. طنز بهطرز افتخارآمیزی استرالیایی، خشک، تاریک و اغلب متکی بر نقاط فرهنگی مشخص باقی مانده اما هرگز بینندهٔ ناآشنا را حذف نمیکند؛ حتی آنها هم از اب absurd و تیزی دیالوگها خواهند خندید. فضای داروین زمینهٔ جدیدی برای موقعیتهای طنزآمیز باز میکند: وحشت از رطوبت، تهدید حیاتوحش و طعم منحصربهفرد عجیبوغریبِ مناطق شمالی. تازه است، خندهدار است و کار میکند.
بازیگران مکمل: چهرههای تازه، همان کیفیت
آنچه «ددلاچ» را ویژه میکند تواناییاش در معرفی یک گروه کاملاً جدید و درگیر کردن تماشاگر با آنها به همان اندازهٔ گروه اول است. گروه داروین در فصل دوم پر از اجراهای درخشان است—اهالی محلی عجیب، شخصیتهای مشکوک و تماشاگران مبهوت که همگی همچون انسانهایی واقعی با درونیاتی غنی و عجیب احساس میشوند. هیچ بازیگری تلف نشده و هر چهرهای مهم است.
فصل سوم چه میشود؟
نمیدانم فصل سوم خواهد آمد یا نه، اما امیدوارم بیاید. بین فصلهای اول و دوم سه سال فاصله بود که انتظار طولانیای است اما کیفیت باعث توجیه صبر میشود. اگر کیت باکس و مادلین سامی بخواهند همچنان در مکانهای استرالیاییِ هرچهابلهانهتر قتلها را حل کنند، من همچنان خواهم دید. آنها را به کالگورلی بفرستید. آنها را به بُروکن هیل بفرستید. به نالابور بفرستید. من هستم.
حکم نهایی
«ددلاچ» نمونهای استادانه از کنترل تونالیته است. هم معمای قتلی است که کار میکند، هم کمدیای که تحویل میدهد و هم مطالعهٔ شخصیتی که در خاطر میماند. دو فصل تا کنون محکم، رضایتبخش و شما را شدیداً مشتاق فصلهای بعدی نگه میدارند. این سریال شایستهٔ شناختهشدن بینالمللی و قرار گرفتن در کنار آثار برجستهٔ ژانر است.
9/10. یک امتیاز از دست میدهد فقط بهخاطر فاصلۀ سهساله بین فصلها که بیرحمانه است؛ اما این تقصیر سریال نیست، دنیاست که صبرمان را میآزماید.
تماشا کنید اگر: از کمدیهای سیاه، معماهای قتل، طنز استرالیایی لذت میبرید یا صرفاً میخواهید دو بازیگر فوقالعاده را ببینید که در اوج تواناییشان در موقعیتهایی روزبهروز مضحکتر با هم میدرخشند.
از دیدن صرفنظر کنید اگر: از زبان رکیک، موضوعات تاریک یا کمدیای که به بدنهٔ کوچک و بزرگ شهری میزند، آزرده میشوید. این سریال برای افراد زودرنج ساخته نشده؛ برای بقیه است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران