این سریال از رمانی به همین نام اقتباس شده که در مورد زندگی بث هارمن یتیم است که نبوغ بالایی در شطرنج دارد و با وجود درگیری با اعتیاد وی تبدیل به برترین شطرنجباز دنیا شده است. این سریال از 8 سالگی تا 22 سالگی این دختر را به تصویر خواهد کشید و در دوران جنگ سرد روایت خواهد شد.
این سریال از رمانی به همین نام اقتباس شده که در مورد زندگی بث هارمن یتیم است که نبوغ بالایی در شطرنج دارد و با وجود درگیری با اعتیاد وی تبدیل به برترین شطرنجباز دنیا شده است. این سریال از 8 سالگی تا 22 سالگی این دختر را به تصویر خواهد کشید و در دوران جنگ سرد روایت خواهد شد.
برندهٔ ۱۱ جایزهٔ پرایمتایم امی
در مجموع ۵۵ جایزه و ۴۴ نامزدی
رتبه
رتبه سریال در جهان211
بعد از تماشای پشتسرهم این مینیسری مهیج، فکر میکنم یک اثر جدیدِ مورد علاقهام در میان آثار اصلی پیدا کردهام.
بازیگر اصلی، آنیا تیلور-جوی، به سرعت دارد تبدیل به یکی از بازیگران دلخواهم میشود؛ او نقش بث هارمون را خیلی خوب ایفا کرده است: یک نابغه شطرنج جوان که با سوءمصرف مواد و مشکلات روانی و احساسی دستوپنجه نرم میکند و همین موانع هم رابطههایش و...
بعد از تماشای پشتسرهم این مینیسری مهیج، فکر میکنم یک اثر جدیدِ مورد علاقهام در میان آثار اصلی پیدا کردهام.
بازیگر اصلی، آنیا تیلور-جوی، به سرعت دارد تبدیل به یکی از بازیگران دلخواهم میشود؛ او نقش بث هارمون را خیلی خوب ایفا کرده است: یک نابغه شطرنج جوان که با سوءمصرف مواد و مشکلات روانی و احساسی دستوپنجه نرم میکند و همین موانع هم رابطههایش و هم تسلط واقعیاش بر بازی را محدود میکنند. او جذاب، خونسرد، محاسبهگر، در عین حال گاهی سرزنده و بسیار چشمنواز است؛ برای نقش اول در یک درام تاریخیِ بزرگ عالی است. بازیگران مکمل هم کارشان را خوب انجام دادهاند؛ چهرههایی که شاید قبلاً ندیده باشم، اما بعضیشان فراموششدنی نیستند. شخصیت غریبِ نیویورکی شبیه کابوی، بنی واتس، و قهرمان باتجربه و قدرتمند شوروی، واسیلی بورگوف، از نقاط قوت نمایشاند و نقش بزرگی در شکلدهی به اوجهای احساسی سریال دارند.
هرچند شطرنج روی یک صفحهٔ کوچک انجام میشود و پیچیدگیهایی دارد که برای اغلب تماشاگران بالا به نظر میرسد، تدوین حسابشده از نظر ریتم و نحوهٔ نمایش بازی، آن را به یک ورزش تماشاگرپسند تبدیل کرده است، حتی برای مبتدیان. وقتی بث روبهروی بورگوف مینشیند و مسابقاتشان شروع میشود، حس تماشا کردن یک فینال ورزشی بزرگ را داشتم. سریال در ایجاد درگیریهای احساسیِ مسابقات اوج بسیار موفق است: شبهای تلاش مداوم، اشتباهات، شگفتیها و برگشتها را نشان میدهد و در لحظات کلیدی دقیقاً روی جزئیات زوم میکند تا تاثیر بگذارد. واقعاً انگیزه میدهد که دربارهٔ این بازی پیچیده بیشتر یاد بگیری.
در نهایت میخواهم به فضاسازی اشاره کنم: نه فقط اجرای زیبا و دقیق دورهٔ میانهٔ قرن، بلکه تنوع مکانها که در طول سریال دیده میشود. هرچند داستان از شهری کوچک در کنتاکی آغاز میشود، با پیشرفت بث از مسابقات منطقهای به بینالمللی، جلوهٔ پیشرفت شخصیت و موقعیتها خوب منتقل میشود؛ هتلها و غذاها شکوه بیشتری مییابند و شخصیتها با موقعیتهای تازهای روبهرو میشوند. به جز بخش مربوط به اتحاد جماهیر شوروی که به نظرم بسیار خوب از کار درآمده، شاید میشد از بعضی مکانها بیشتر بهره برد، اما باز هم هر کدام حالوهوای خاص قسمت مربوطه را به خوبی رنگ میدهند و دیدنش لذتبخش است. این تمرکز روی سفرهای جهانی به خوبی با زمانهای بث در خانهٔ کنتاکی متعادل شده و سریال را پویا نگه میدارد.
امیدوارم افراد بیشتری این سریال عالی را ببینند؛ محبوبیت زیادی پیدا کرده است. به نظرم فرمت مینیسری برای این اثر مناسبتر از یک درام بلندمدت بود؛ دقیقاً آنچه لازم بود ارائه شد، فرصتی برای تکرار و کهنگی پیش نیامد و ریسکِ پایانبندیِ باز هم حذف شده است. مشتاقم ببینم تیم سازنده بعدی چه کاری ارائه میکنند.
———
تا تقریباً آخرین قسمت از این سریال از آن لذت میبردم، تا اینکه در قسمت پایانی ناگهان یک راهحل تصنعی و غیرواقعی ظاهر شد و داستان را جمعوجور کرد. تصویربرداری خوب است و قصهٔ پیروزی بدون همهٔ موانع متداول بهسرعت جلو میرود. مادرِ پذیرفتهشده بهراحتی همراهِ قهرمانان میشود و از آرزوی آنها برای قهرمان شطرنج شدن حمایت میکند؛ اینکه برای او اینقدر ساده باشد، غیرمنتظره بود و ترککردن شهر توسط پدر و بازنگشتنش هم کمی راحت و غیرموجه به نظر رسید.
چند بیاحتمالیت دیگر هم آزاردهنده بود، مثلاً اینکه یک کودک هشتساله تا این حد به آرامبخشها وابسته شود. آیا مادرش معتاد بود؟ حتی کنایهای هم به این موضوع زده نشد. معمولاً افراد بهراحتی بدون دستکمِ پیشزمینهٔ ژنتیکی یا شرایطی نمیتوانند به چنین اعتیادی برسند و نمیتوان اتفاقی اینقدر بزرگ را در فیلم بدون توضیح رها کرد.
همچنین وقت آزاد زیادی به او داده شده بود تا در زیرزمین یتیمخانه کنار قیم شطرنج بازی کند؛ این آزادی وقتیکه شرایط یتیمخانه معمولاً محدود است، کمتر قابلباور به نظر میرسد. دربارهٔ رقصها هم ابهام هست؛ چرا بثِ جوان گاهی رقصیده اما در صحنههای دیگر تنها در اتاقش رقص نمیکرد؟ و خواستِ شدید بث برای اینکه بهترین شطرنجباز دنیا شود هم هیچگاه توضیح داده نشد. درست است که او بازی را دوست دارد، اما انگیزهٔ درونی برای «برتر بودن در دنیا» از کجا میآید؟ انتظار داشتم این میل یا با نیاز مالی—با توجه به رها شدن توسط پدر و وضعیت خانوادهٔ پذیرفتهشده—یا با یک نیاز عمیق دیگر توجیه شود، اما چنین چیزی نشان داده نشد.
وقتی شخصیتی برای انجام کاری انگیزه دارد، معمولاً دلیل عمیق یا شرایط بحرانی پشت آن هست؛ اما در این فیلم آن نیاز دیده نمیشود، صرفاً بهصورت یک پیشفرض قرار گرفته است و این نوع روایت به نظرم نوشتار ضعیفی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران