یک کوککنندهی با استعداد پیانو که از حساسیت شدید به صدا رنج میبرد، استعداد غیرمنتظرهای در باز کردن گاوصندوقها در خود پیدا میکند و این کشف، زندگیاش را زیر و رو میکند.
یک کوککنندهی با استعداد پیانو که از حساسیت شدید به صدا رنج میبرد، استعداد غیرمنتظرهای در باز کردن گاوصندوقها در خود پیدا میکند و این کشف، زندگیاش را زیر و رو میکند.
قصهای با دو عبرت: (۱) ناتوانیِ فرد ممکن است همان چیزی باشد که او را بسیار ارزشمند میکند، (۲) کارهای نادرست هرگز خوب پایان نمییابند.
داستان دنبالِ یک اعجوبهٔ پیشین پیانو است که پس از ابتلا به نوعی حساسیت صوتی بازنشسته میشود و کارآموزِ تنظیم پیانو میشود. حساسیتِ بیش از حدش به صدا درنهایت به کمکش میآید و او را در باز کردن گاوصندوقها استاد میکند،...
قصهای با دو عبرت: (۱) ناتوانیِ فرد ممکن است همان چیزی باشد که او را بسیار ارزشمند میکند، (۲) کارهای نادرست هرگز خوب پایان نمییابند.
داستان دنبالِ یک اعجوبهٔ پیشین پیانو است که پس از ابتلا به نوعی حساسیت صوتی بازنشسته میشود و کارآموزِ تنظیم پیانو میشود. حساسیتِ بیش از حدش به صدا درنهایت به کمکش میآید و او را در باز کردن گاوصندوقها استاد میکند، موضوعی که او را به پسر طلایی دنیای جرم و جنایت نیویورک تبدیل میکند. فیلم جذاب و با بازیهای خوب است و اصلاً بلند به نظر نمیرسد!
در زمانهای که بعضی از آثار جدید بدون استحقاق بیش از حد ستایش میشوند، تأسفآور است وقتی فیلمی که واقعاً لایق توجه است، آنچنان که باید دیده نمیشود. این وضع دربارهٔ آخرین ساختهٔ نویسنده-کارگردان دنیل روهر صدق میکند: یک تریلر عاشقانه-جنایی که بیتردید یکی از بهترین آثار تازهٔ ۲۰۲۶ است. آیندهٔ نیکی وایت (لئو وودال)، اعجوبهٔ سابق پیانو، از کودکی بهدلیل ابتلا به نوعی نقص شنوایی که صداهای بلند را برایش عذابآور میکند، بههم میریزد و دنیا و رؤیای اجرای او بهنظر پایان یافته میرسد. با این حال، او قادر است صداهای نرم را تحمل کند و این توانایی—بهعلاوهٔ داشتن شنوایی مطلق—او را به گزینهای ایدهآل برای کار تنظیم پیانو تبدیل میکند. او کارآموز هری هوروویتز (داستین هافمن)، تنظیمکننده و تعمیرکار پیانوی باتجربه، میشود که نقش مربی و دوست نزدیک را برایش بازی میکند.
نیکی بیآنکه بداند متوجه میشود مهارتش او را برای تبدیل شدن به بازکن حرفهای گاوصندوقها نیز مناسب میسازد: توانایی تشخیص کلیکهای تقریباً نامحسوس قفلها اجازه میدهد هر مخزنی را باز کند که در غیر این صورت دستنیافتنی است. وقتی او با اوری (لیور راز)، نصاب سیستمهای امنیتی فاسد، آشنا میشود — کسی که مخفیانه از گاوصندوقهای مشتریان ثروتمند اقلام قیمتی سرقت میکند — نیکی به تیم آنها پیوسته و گرچه ابتدا مردد است، وقتی متوجه پول زیادی که با این کار میتواند بهدست آورد میشود، تردیدش از بین میرود. این موضوع بهویژه زمانی اهمیت مییابد که او مجبور است هزینهٔ یک وضعیت اضطراری پرهزینه را تأمین کند و دلِ دخترِ جدیدش، روثی (هاوانا رز لیو)، را که دانشآموز کنسرواتوار و مشتاقِ آهنگسازی است، بهدست آورد.
اما زندگی خوبی که ناگهان نصیب او میشود، هزینهٔ سنگینی دارد که نیکی ناچار است وقتی اوضاع بههم میریزد آن را جبران کند. این سناریوی کمکم داغشونده همهٔ نخهای داستان را به موقعیتی پُرتنش و انفجاری پیوند میدهد که پیامدهایی در جبهههای مختلف دارد. فیلمساز این بستر را ماهرانه میبافد: قصهای محکم، فیلمنامهای بسیار خوب و ترکیبی مؤثر از عناصر چند ژانر سینمایی. گروه بازیگران عالیاند (بهویژه نقشنمایی درخشان وودال که میتواند نقطه عطفی برای او باشد و بازگشتِ هافمن به فرم خوبِ خود) و بازیگران بیشترین بهره را از فیلمنامهٔ درجهیک میبرند، مخصوصاً در بخشهای کمدی و Beobservationهای فلسفیِ دقیق و مؤثر. و البته موسیقی هم نقش مهمی دارد و ترکیبی مؤثر از آثاری اوریجینال و قطعات شناختهشده را بهکار میگیرد. امیدوارم این فیلم در فصل جوایز از یاد نرود، چون در جنبههای زیادی شایستهٔ تحسین است. «تیونر» حتماً باید در فهرست تماشای هر دوستدار سینمای خوب قرار بگیرد—و اگر دیدید، آن را به دیگران هم معرفی کنید تا مزدِ لیاقتِ اثر پرداخت شود.
نیکی، تنظیمکنندهٔ پیانویی که از حساسیت صوتی رنج میبرد، شاید آنچنان که باید زیرک نباشد اما خوشقیافه و ذاتاً آدمِ خوبی است. او با هری (داستین هافمن) کار میکند تا آن پیرمرد دچار حملهٔ قلبی میشود و با صورتحساب ۳۵ هزار دلاری بیمارستان روبهرو میماند. عزمش را جزم میکند این بدهی را بپردازد و شبهنگام در عمارتِ باشکوهی مشغول کار میشود که از طبقهٔ بالا سر و صداهایی میآید. برای بررسی قضیه به بالا میرود و با اوری (لیور راز) و تیمش روبهرو میشود که ظاهراً در حال بهروزرسانی گاوصندوق مالکاند. یکی از فواید حساسیت فوقالعادهٔ او به صدا این است که میتواند کلیکهای مکانیزم قفل را بشنود و بهسادگی موافقت میکند آن را برایشان باز کند. از آن به بعد، تا گردن در کارهای غیرقانونی فرو میرود که امیدوار است با پولشان بدهی پیرمرد را صاف کند و بتواند دل دوستدختر جدیدش روثی را ببرد. او دانشآموز موسیقی است که در حال نوشتن قطعهٔ آخرش بوده و امیدوار است بتواند دستیار یکی از استادان نامدار شود.
طبیعی است که دیر یا زود برنامههای پولسازیاش از هم میپاشد و حالا تنها گوشِ آسیبدیدهاش نیست که او را در برابر خشمِ اوری آسیبپذیر میکند؛ اوری اجازه نمیدهد او براحتی از صحنه دور شود. راستش را بخواهید، داستان چندان قانعکننده نیست، اما کاریزمای وودال فیلم را سرپا نگه میدارد وقتی ماجراجوییهایش کنترل او را از دست میگیرند. هافمن کمتر موردِ استفاده قرار گرفته اما چند خط بامزه برای گفتن دارد و تلاش میکند نقش مشخصهٔ مربی را برای شاگرد جوانش ایفا کند. برای کسانی که مشکل شنوایی ندارند، فیلم یادآور است که چقدر حس شنوایی را دستکم میگیریم. نمیدانم این فیلم مدت زیادی در ذهن بماند، اما اگر وودال از تبدیل شدن به بخشی از خط تولید هالیوود اجتناب کند، احتمالاً فیلمهای بعدی او ارزش دنبال کردن خواهند داشت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران