یک معلم روسی مخفیانه تغییرات مدرسه شهر کوچکش را، که در پی حمله به اوکراین به مرکز سربازگیری جنگ تبدیل شده، مستند میکند. این مستندسازی، معضلات اخلاقی را که مربیان در میان پروپاگاندا و نظامیسازی با آن مواجه هستند، آشکار میسازد.
یک معلم روسی مخفیانه تغییرات مدرسه شهر کوچکش را، که در پی حمله به اوکراین به مرکز سربازگیری جنگ تبدیل شده، مستند میکند. این مستندسازی، معضلات اخلاقی را که مربیان در میان پروپاگاندا و نظامیسازی با آن مواجه هستند، آشکار میسازد.
سالهاست که مستندهای «دوربین در صحنه» میبینم، اما به ندرت نمونهای اینقدر نامطبوع و نگرانکننده پیدا میشود. ناخوشایندیِ این مستند از دستکاری آشکار ولادیمیر پوتین در مدارس روسیه ناشی میشود تا مطمئن شود شاگردان و معلمان همگی به نغمهٔ «عملیات ویژه» او در اوکراین گوش فرا میدهند. پاول «پاشا» تالانکین معلمِ شهری است که قبلاً بهعنوان یکی از آلودهترین نقاط جهان شناخته میشد — کاراباش....
سالهاست که مستندهای «دوربین در صحنه» میبینم، اما به ندرت نمونهای اینقدر نامطبوع و نگرانکننده پیدا میشود. ناخوشایندیِ این مستند از دستکاری آشکار ولادیمیر پوتین در مدارس روسیه ناشی میشود تا مطمئن شود شاگردان و معلمان همگی به نغمهٔ «عملیات ویژه» او در اوکراین گوش فرا میدهند. پاول «پاشا» تالانکین معلمِ شهری است که قبلاً بهعنوان یکی از آلودهترین نقاط جهان شناخته میشد — کاراباش. این شهر بهخاطر صنعت مس معروف است و آلودگیاش بینظیر است، اما پاشا نسبت به زادگاهش دلبستگی دارد: در همینجا به دنیا آمده، تحصیل کرده و اکنون همراه با مادرش زندگی میکند و فیلمبردار مدرسه هم هست. او آدمی ساده و بیادعاست، اما وقتی از او خواسته میشود بیشتر و بیشتر تبلیغات رسمی را فیلمبرداری کند و گستردگیِ دخالت دولت را میبیند، دنبال راهی برای مقاومت میگردد. خودش هم اعتراف میکند که آدم شجاعی نیست — و در شهر دههزارنفریشان شاید کسی شجاع نباشد — اما مصمم است از مهارتهایش به نحوِ احسن استفاده کند. بهظاهر او پرچمِ دموکراسی را برافراشته و کمکم متوجه میشود خودروی پلیس روبهروی ساختمان محل سکونتشان پارک کرده است. با تشدیدِ پیگردِ جرمِ «خیانت» که یادآور سختگیریهای دورهٔ پیتر کبیر است، فقط زمان باقیمانده تا روحیهٔ منتقد او موردِ تعقیب قرار گیرد. شاید وقت آن رسیده که ترکِ دیار کند — چون واقعاً به «دودج» تبدیل شده است. بهطور کلی، این فیلم بهراحتی نشان میدهد رسانهٔ تبلیغاتی تا چه حد در متقاعدسازی و هجومِ احساسی علیه مردم مؤثر است. حتی در تلویزیون شعری دربارهٔ «سلاحهای هستهای آمادهٔ شلیک» پخش میشود تا جمعیتی را که به آنها گفته شده این مأموریت الهی است علیه «نئوفاشیستهای منحرفِ مرزها» بسیج کند. لازم نیست دربارهٔ این درگیری زیاد بدانید؛ کافی است تکههایی را ببینید که این مرد مقابل دوربین میگوید و بعد تصاویرِ واقعهآمیزی را که او ضبط کرده میبینیم. شستوشوی مغزی و مسلحکردنِ کودکان بهنظر سیاستی رو به گسترش برای حکومتها و ادیان است، اما بهندرت چنین بهصراحت تهدیدآمیز ارائه شده است. او «آدمِ معمولی» نیست، بلکه شاید بتوان گفت نمایندهٔ «هر آدمی» است؛ اما چقدر احتمال دارد کرملین به ضبطهای او توجهی نشان دهد؟ دروغ، دروغ و باز هم دروغ — روحِ پروپاگاندای دوران گِبلز همچنان زنده است، اما نه در کیف.
اگر یک دیکتاتور بیپروا کشورش را به «عملیات ویژه» — یعنی تهاجمی ناباورانه — علیه کشوری همسایه میکشاند و باید حمایتِ بیچونوچرای مردمِ شکاک را جلب کند، چه میکند؟ این پرسشی بود که وقتی نیروهای روسیه در فوریهٔ ۲۰۲۲ تهاجمی بیرحمانه آغاز کردند، ولادیمیر پوتین باید به آن پاسخ میداد. برای کسب حمایت مردمش، او کارزار وسیعی به سبکِ شوروی به راه انداخت که اطاعتِ اجباری از اهدافِ اعلامشده، آیینهای منظم و باور بیچونوچرای مجموعهای از دروغهای دولتی را میطلبید. و کجا این نقشه آشکارتر و موذیانهتر بود؟ مدارس کشور؛ جایی که دانشآموزان تأثیرپذیر به تمرینات نظامی، قرائت بینقص سرودها و اشعار سیاسی و شستوشوی مغزی روزانه مجبور شدند. بهنظر میرسد طرحی بینقص باشد، مگر نه؟ اما یکی از چیزهایی که آقای پوتین در نظر نگرفته بود، زیرکانهبودنِ اقدام پاشا تالانکین بود: برنامهریز و فیلمبردار رویدادهای مدرسه، مردی آرام از کاراباش در اورال. تالانکین از تحمیل این برنامه به فرزندانش سخت نگران بود، خصوصاً که موظف بود مشارکت مدرسهاش را طبق قوانین سختگیرانهٔ دولتی مستندسازی کند. با این حال، در نقشِ رسمی فیلمبردار مدرسه تصمیم گرفت از این فرصت بهره ببرد و سوابقی از آنچه در جریان است تهیه کند تا برای مخاطبان گستردهتر — جهان خارج از روسیهٔ پوتین — منتشر شود. در حالی که عملاً در معرض دید قرار داشت، از این اقدامات فیلم گرفت و بسیاری از این صحنهها در این فیلم با گرافیکهای طنازانه و دوبلههای کنایهآمیز همراه شده تا میزان مسخرگیِ آنها برجسته شود. برای مخاطبان غربی ممکن است این صحنهها بهطرزی آشکار خندهدار و مضحک جلوه کند، هرچند ذاتاً اصلاً خندهدار نیستند. با ثبت این ضبطهای بالقوه معاند، تالانکین خود را در معرض خطر روزافزون اتهام خیانت قرار داد؛ جرمی که در صورت محاکمه و محکومیتِ او مجازات سنگینی در پی داشت. اما با طنینی آرام و رفتار کمهیاهو و تواناییاش در نشاندادن اینکه صرفاً به انجام وظایف محولهاش مشغول است، شجاعانه توانست زیر رادار بماند و از این رو اثری اولشخص و گزنده خلق کند که لیاقت نامزدیهای جوایز مهمی مثل بفتا و اسکار را بهدست آورده است. هرچند این فیلم در مسخرهنمایی پوتین موفق است، پیام نگرانکنندهای نیز برای بینندگان خارج از روسیه دارد: داستانی هشداری دربارهٔ مرز باریک میان میهنپرستی سالم و ملیگرایی متعصب و خطرناک. باید این نکته را در میانهٔ خندهها مدنظر داشت و همگی هوشیار بمانیم تا در دام پذیرشِ بیپروا و برنامهریزیشدهٔ دروغهای حزبی نیفتیم. وطندوستی بهخودیخود چیز خوبی است، اما پذیرفتنِ بیچونوچرای دروغهای سیاسی چیز دیگری است، و فاصلهٔ این دو از آنچه بسیاریمان تصور میکنیم کوتاهتر است. این فیلم تماشایی و آموزندهای است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران