«من گوشت بدی میشدم—تقریباً کاملاً گندیده.»
فیلم Ride with the Devil به کارگردانی آنگ لی و با فیلمنامهای اقتباسی از رمان Woe to Live On نوشته دنیل وودرل است؛ فیلمنامه را جیمز شوموس نوشته و او همچنین تهیهکننده فیلم است. بازیگران اصلی شامل توبی مگوایر، اسکیت آلریچ، جفری رایت، جاناتان رایس-مایرز، سایمون بیکر، جیمز کاویزل و جول میشوند. موسیقی اثر از میکائل دانّا و...
«من گوشت بدی میشدم—تقریباً کاملاً گندیده.»
فیلم Ride with the Devil به کارگردانی آنگ لی و با فیلمنامهای اقتباسی از رمان Woe to Live On نوشته دنیل وودرل است؛ فیلمنامه را جیمز شوموس نوشته و او همچنین تهیهکننده فیلم است. بازیگران اصلی شامل توبی مگوایر، اسکیت آلریچ، جفری رایت، جاناتان رایس-مایرز، سایمون بیکر، جیمز کاویزل و جول میشوند. موسیقی اثر از میکائل دانّا و فیلمبرداری توسط فردریک المز انجام شده است.
«در مرز غربی میزوری، جنگ داخلی آمریکا نه توسط ارتشها، بلکه توسط همسایهها صورت گرفت. گنگهای غیررسمی شورشیان جنوبی که به نام Bushwhackers شناخته میشدند، جنگ چریکی خونینی علیه ارتش اشغالگر اتحادیه و طرفداران اتحادیه در Jayhawkers به راه انداختند. پیوستن به هر طرف خطرناک بود، اما خطر بزرگتر آن بود که در میانهی این درگیریها گرفتار شوی.»
فیلم با بودجهای حدود ۳۸ میلیون دلار ساخته شد و قرار بود اثری حماسی و مناسب برای تماشاگران تابستانی باشد، اما در گیشه شکست مالی چشمگیری خورد. اکران محدود در آمریکا و خارج، تبلیغات اندک از طرف توزیعکنندگان، بحث و جنجال حول وقایع داستان، چندین برش اعمالشده توسط استودیو (آنگ لی اختیار نسخهی نهایی را نداشت) و حتی تأخیر در عرضهی خانگی بهخاطر خواست توزیعکننده برای حذف تصویر جفری رایت از جلد نسخهها، همه دست به دست هم دادند تا فیلم نتیجهای تجاری ضعیف داشته باشد؛ اما این دلیلی بر بیارزش بودن اثر نیست.
Ride with the Devil بخشی از درام گذار به بزرگسالی و بخشی فیلم جنگی تأملبرانگیز است و تجربه تماشایی بزرگی ارائه میدهد. فیلم به بخشی از جنگ که اغلب فراموش شده—مرز میزوری/کانزاس—میپردازد و بسیاری از صحنهها در همان لوکیشنها فیلمبرداری شدهاند. اثر هم درخشنده و هم خشن است: خشونت در صحنههای نبرد خشن، خونین و سرشار از تکاپو است، و لیرِیسیته در روابط انسانی، تعارضات درونی و آگاهی سیاسی مردانی که برای عقیدهشان میجنگند دیده میشود. فیلمنامهی شوموس دیالوگهای دورهای تیز و روایت درستی ارائه میدهد که نشان میدهد این بخش از جنگ تنها ناشی از انتقامجویی یا وابستگی حزبی جنوبِ نژادپرست نبوده، بلکه اغلب انگیزههایی چون خانواده، زمین و حقوق نیز در کار بودهاند. فیلم بارها به نوجووانی شخصیتهای اصلی اشاره میکند و این نکته را میفهماند که پسرانی مجبور به تبدیل شدن سریع به مردانِ قاتل میشوند. نمونه بارزِ این موضوع، اوج خشونت در فیلم است که در قالب حملهٔ لورنس رخ میدهد؛ کشتاری غمانگیز و تکاندهنده که حدود ۱۸۰ نفر را به رهبری ویلیام کوانتریل قتل عام کرد. لی و شوموس علاقهای به نمایش قهرمانی در این جنگ ندارند؛ آنها جنگ را بیفایده، زشت و با طعمی تلخ نشان میدهند.
در نیمهی دوم فیلم، ریتم کندتر میشود؛ شخصیتهای اصلی از اکشن جنگ عقبنشینی میکنند و با بیداریها و شکلگیری دوستیها روبهرو میشویم. اینجاست که لی در بهترین حالت خود قرار دارد. او کارگردان بزرگی در عرصهٔ اکشن صرف نیست—برای مثال حملهٔ لورنس از تیزی لازم برای خفه کردن تماشاگر برخوردار نیست—اما در جنبههای انسانی و نماهای روستایی که شخصیتها در آنها قرار میگیرند، لی به مخاطبان فیلمدوست چیزهای زیادی عرضه میکند. در این زمینه، فیلمبرداری گسترده و سینمایی فردریک المز کمک بزرگی به اثر میکند. آلریچ و خوانندهٔ پاپ جول نقشهای خود را خوب ایفا میکنند؛ آلریچ با اطمینان و وقار نقش جک بول چایلز را بازی میکند و جول در نقش اساسی زنانهٔ فیلم، سو لی شلی، لطیف و بیادعا ظاهر میشود. کاویزل جان امبروس سیاه را با تهدیدی درونگرا میآفریند، و جاناتان رایس-مایرز در نقش پیت مکسونِ تندخو و سادیستیک نقش پرانرژیای دارد. اما ستایش اصلی بازیگری به توبی مگوایر و جفری رایت تعلق میگیرد. مگوایر شاید هرگز بهتر از این نبوده باشد؛ او به جیک رودل حساسیتی مؤثر میبخشد، پسری باکره که وارد آیین خشونتآمیز بلوغ میشود. رایت درخشان است—خود او از آن بهعنوان یکی از نقشهای مورد علاقهاش یاد کرده—و در نقش بردۀ آزاد شده دنیل هولت ضربان قلب فیلم است. هولت نه تنها از سرِ وفاداری به دوستش جرج کلاید میجنگد، بلکه برای رسیدن به نوعی رهاییِ نهایی در زندگی خود تلاش میکند. بازی رایت زیبا و سنجیده است و شایسته توجه بیشتری است.
بخش آخر فیلم ممکن است برای برخی دیالوگمحور و طولانی به نظر برسد و چند رشتهٔ داستانی ناتمام مانده، مانع از آن میشود که فیلم به مقامِ اثرِ کلاسیک کامل برسد؛ اما در مجموع اثر به آن نزدیک است: فیلمی وحشی، زیبا و شاعرانه. مدیران نادان استودیو متوجه ارزش فیلم نشدند. (امتیاز: 9/10)
شماری از نکات دیگر:
- فیلم در ۱۹۹۹ منتشر شد و داستانش بر شورشیان جنوبی موسوم به Bushwhackers تمرکز دارد؛ جوانانی که حملات جسورانهای علیه نیروها و جوامع اتحادیه در مرز میزوری/کانزاس انجام میدادند. داستان شامل یورش معروف کوانتریل به لورنس در ۱۸۶۳ هم میشود؛ یورشی که در آن بیش از ۱۵۰ مرد، زن و کودک بیدفاع کشته شدند و شهر غارت و آتش زده شد.
- روایت روی پسر یک مهاجر آلمانی (توبی مگوایر)، زنی زیبا (جول) و یک بردۀ پیشین (جفری رایت) تمرکز دارد که همگی به علتهای مختلف به جبههٔ جنوبی میپیوندند. رابطهٔ دوستانهٔ آرامِ بین مگوایر و رایت و رشد حس آزادی در شخصیت رایت در طول داستان بهخوبی شکل میگیرد. جول در اولین تجربهٔ بازیگریاش تأثیرگذار است و نشان میدهد استعدادی طبیعی دارد.
- برخلاف ادعاهایی که یکی از نقدها کرده بود مبنی بر اینکه فیلم سه ساعته است، من با تعجب دیدم که تیتراژ در دقیقهٔ ۱۳۳ (دو ساعت و سیزده دقیقه) آغاز شد؛ در واقع از اینکه داستان تمام شد ناراحت شدم چون دوست داشتم ادامه داشته باشد؛ این نشانهٔ فیلمِ خوب است. روایت با حوصله پیش میرود و به تدریج تماشاگر را درگیر میکند.
- اگر پیش از دیدن Ride with the Devil فیلم جدید ایندیانا جونز، Kingdom of the Crystal Skull، را دیده باشید، تفاوت قابلتوجه است: Crystal Skull بیشتر شبیه یک کارتون سریع و اغراقشده است در حالی که Ride فیلمی واقعگرایانه و درام/وسترن است. هرچند ممکن است از تفریح Crystal Skull لذت ببرید، اما نمیتوان آن را جدی گرفت؛ اکشن اغراقآمیز و تقویتهای مصنوعی CGI بهوضوح قابلمشاهدهاند. برعکس، Ride واقعگراتر است و به تماشاگر فرصت میدهد شخصیتها را بشناسد و تجربیاتشان را حس کند: مثلاً گذراندن تمام زمستان در یک پناهگاه کندوکاو شده در جنگل با سه نفر دیگر و تنها نکتهٔ خوشحالکننده دیدن یک دختر بلوند است که غذا میآورد؛ یا مجبور شدن به قطع کردن دستی از یک رفیق؛ یا وقتی «همرزم» خونخواری تلاش میکند در میدان نبرد تو را بکشد و دو سال بعد دوباره او را میبینی و مطمئن نیستی نیتش چیست.
- فیلم در غرب میزوری و شرق کانزاس فیلمبرداری شده—همان مناطقی که در واقعیت درگیریها در آن اتفاق افتادهاند. لوکیشنهای اصیل برای این منتقد اهمیت زیادی دارند (مثلاً Cold Mountain در رومانی فیلمبرداری شد اما فضاها شبیه کارولینای شمالی بهنظر میرسند).
- توصیه میشود فیلم را با زیرنویس تماشا کنید چون گاهی بهخاطر لهجهها و زبان دورهای فهم دیالوگها دشوار است؛ زیرنویس کمک میکند روند داستان و شخصیتها را بهتر دنبال کنید.
جمعبندی نهایی: Ride with the Devil از نظر کیفیت و سبک به فیلمهایی مانند Cold Mountain، Pharoah’s Army و The Long Riders شباهت دارد. اگر آن فیلمها را پسندیدهاید، از Ride نیز لذت خواهید برد. این فیلم از بسیاری جهات بالاتر و تأثیرگذارتر از آثار ساکت و کندی مثل Gettysburg است. اثری ردهٔ A که یورش کوانتریل به لورنس و زمینهها و پیامدهای آن را زنده میکند—نمیتوان از چنین اثری چشم پوشی کرد. (نمره: A)
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران