«اسپرینگستین: مرا از هیچجا نجات بده» فیلمی بیش از حد ایمن است که نقش آموزش به بینندهٔ عام دربارهٔ منشأ آلبوم «نبراسکا» را ایفا میکند و لحظاتی موسیقایی و جالب دارد. با این حال، وقتی پیچیدگی روانشناختی را در ازای پیشبینیپذیری یک داستان عاشقانهٔ ساختگی فدا میکند و موضوعات سنگینتر را سطحی میپردازد، در نهایت خود را بهعنوان فرصتی از دسترفته برای فراتر رفتن از...
«اسپرینگستین: مرا از هیچجا نجات بده» فیلمی بیش از حد ایمن است که نقش آموزش به بینندهٔ عام دربارهٔ منشأ آلبوم «نبراسکا» را ایفا میکند و لحظاتی موسیقایی و جالب دارد. با این حال، وقتی پیچیدگی روانشناختی را در ازای پیشبینیپذیری یک داستان عاشقانهٔ ساختگی فدا میکند و موضوعات سنگینتر را سطحی میپردازد، در نهایت خود را بهعنوان فرصتی از دسترفته برای فراتر رفتن از قیدهای ژانر بیوپیک و ایدهٔ اولیهاش نشان میدهد. نقطهٔ قوت واقعی فیلم در یادآوری این نکته است که عمیقترین هنر اغلب از مواجههٔ شجاعانه با تاریکی درونی بهوجود میآید.
امتیاز: C+
تصویری از صمیمیت اما ناپیوسته از فرایند خلاقیت اسپرینگستین — روح و انزوا و گرمای هنرمند را منتقل میکند، اما بیشتر شبیه یک اثر محترمانهٔ موزهای است تا داستانی زنده و نفسگیر. موسیقی عالی و مصاحبههای قوی دارد، اما جرقهٔ اولیه قبل از رسیدن به تیتراژ نهایی خاموش میشود.
در میان مجموعهٔ اخیر فیلمهای زندگینامهای راکاستارها، این احتمالاً ضعیفترین نمونهای است که دیدهام. دلیلش این نیست که جرمی آلن وایت قابلباور نیست — در بیشتر لحظات هست — بلکه انتخاب سازندگان برای تمرکز بر دورهای از زندگی اوست که جستوجوی او برای نسخهای از کمال عاطفی، موسیقایی و آکوستیکش را نشان میدهد، و این بهخودیخود چندان جذاب نیست. تصویر نسبتاً سطحی از رابطهٔ دچار ترس از تعهد او با فی (اودسا یانگ) نیز برایم چندان جالب نبود. عنصر حمایت هنری و عاطفی از سوی جان لاندو (با بازی جرمی استرنگ) حداقل تا حدودی فشارهایی را که روی او بود — تولید پیاپی آثار برای شرکت ضبط و مخاطبی که همیشه طالب محتوای جدید است — نشان میدهد، اما آیا بهتر نبود که نگاهی بلندتر و جامعتر به کلِ دوران حرفهایاش ارائه میشد؟ احتمالاً بله، مگر آنکه سازندگان برای دنبالهای برنامه داشته باشند، چون این فیلم در حدی کمفروغ و دلهرهآور ما را وسوسه میکند اما بیآنکه موسیقیای را که باعث میشود بخواهیم آن را تماشا کنیم، بهاندازهٔ کافی عرضه کند، ناامید میسازد. طراحی بصری خوب است؛ لباسها، خودروها و ضبطکنندههای کاست دقیقاند، اما همهٔ اینها برای من صرفاً نگاهی سطحی به مردی با نبوغ و نقطهضعفها بود. ارزش تماشا دارد، اما ناامیدکننده است.
وقتی تماشاگران سر فیلمی مینشینند، معمولاً انتظاراتی دارند — بهویژه دربارهٔ شخصیتهای شناختهشده مانند ستارهها و راکاستارها. این فیلم بیوگرافی بروس اسپرینگستین (با بازی جرمی آلن وایت) آن نمونهٔ الگوی بگذر و خوشگذرانی و درخشش معمول نیست که بسیاری از آثار این ژانر عرضه میکنند. در عوض، تصویری عمدتاً تیره و دروننگر از موسیقیدانی در دورهای مشکلدار از زندگی و حرفهاش ارائه میدهد: اوایل دههٔ ۱۹۸۰، زمانی که اسپرینگستین داشت با موفقیت کنار میآمد، جایگاه هنری خودش را تثبیت میکرد و با ارواح گذشته، بهویژه رابطهٔ دشوار و اغلب دور و غافل پدریاش (استیون گراهام) دستوپنجه نرم میکرد. آن دوره زمانی بود که او روی آلبوم «نبراسکا» کار میکرد؛ مجموعهای تاریک و هشیارکننده که فاصلهٔ شدیدی با صدای پرانرژی پاپ آثار قبلی او داشت. این آلبوم بازتابی از درون او و کشمکشهای احساسیاش بود؛ بخشی اثر هنری و بخشی درمان برای بیان احساساتش. او میخواست این اثر خام و بیتزئین باشد — در موسیقی، در شیوهٔ ضبط و در نحوهٔ عرضهاش؛ بدون تکآهنگ، بدون تور و بدون تبلیغات — موضوعی که شرکت ضبط و مدیرش (جرمی استرنگ) را نگران میکرد. این فرایند همچنین روابطش را با علاقهعاطفی نوپایش (اودسا یانگ)، زنی که دوستش داشت اما نسبت به تواناییاش برای حفظ رابطه مردد بود، تحت فشار گذاشت؛ بازتابی از مسائلی که او با تصویرِ خود دستوپنجه نرم میکرد. در واقع، این فیلم بیشتر دربارهٔ افسردگی و مسائل سلامت روان است تا صرفاً دربارهٔ موسیقی؛ هدفی شریف اما تا حد زیادی ناکام، چون فیلم در بهدست گرفتنِ این موضوعات بهطور مشخص و مؤثر ناتوان است و در نتیجه انتظارات کسانی را که امید داشتند فیلم نوری مفید بر این مسائل بتاباند، برآورده نمیکند. فیلم نمایشهای قابلقبولی از بازیگرانش دارد، از جمله در بازسازی صحنههای موسیقایی، اما از نظر تماتیک هرگز آن عمقی را که در تلاش برای رسیدن به آن است بهدست نمیآورد و در تکرار توانایی لازم برای رسیدن به سطح مورد انتظارِ introspection عمیق ناکام میماند. نویسنده-کارگردان اسکات کوپر ظاهراً نیتهای خوبی دارد، اما توان اجرایی لازم برای تحقق آنها را ندارد. میتوان این فیلم را با عنوانی مانند «تاریکی در لبهٔ بروس» هم نامید، اما افسوس که فیلم همواره در لبه میماند و هرگز از مرزهایی که قصد داشته بتراشاند فراتر نمیرود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران