داستان در منطقه ای از مجارستان اتفاق می افتد.در شهری که با جنگل احاطه شده .هوا به شدت سرد است.حتی این هوای سرد هم نمی تواند مانع مردم برای رفتن به چادر و تماشای برنامه سیرک شود.
داستان در منطقه ای از مجارستان اتفاق می افتد.در شهری که با جنگل احاطه شده .هوا به شدت سرد است.حتی این هوای سرد هم نمی تواند مانع مردم برای رفتن به چادر و تماشای برنامه سیرک شود.
فیلمِ بِلا تار (۲۰۰۰) «هارمونیهای ورکمایستر» به وقایع نگرانکنندهای در یک شهر کوچک از دشتهای شرقی مجارستان میپردازد. پس از صحنهٔ افتتاحیه که در آن پستچی سادهلوح، یانوش، در میانهٔ میخانه برای جمعی مست، با کمک سه پیرمرد نشان میدهد که زمین و ماه چگونه به گردِ خورشید میچرخند، او صبح زود به پخش نامههایش میپردازد. پوسترهایی نصب شده خبر از ورود نهنگی غولآسا با...
فیلمِ بِلا تار (۲۰۰۰) «هارمونیهای ورکمایستر» به وقایع نگرانکنندهای در یک شهر کوچک از دشتهای شرقی مجارستان میپردازد. پس از صحنهٔ افتتاحیه که در آن پستچی سادهلوح، یانوش، در میانهٔ میخانه برای جمعی مست، با کمک سه پیرمرد نشان میدهد که زمین و ماه چگونه به گردِ خورشید میچرخند، او صبح زود به پخش نامههایش میپردازد. پوسترهایی نصب شده خبر از ورود نهنگی غولآسا با مهمان ویژهای به نام «شاهزاده» میدهند. اما این سیرک سیار، نه شوق، که هراس در دل اهالی شهر میافکند و وقتی شاهزاده سرانجام ظاهر میشود، آشوبی بیسابقه رخ میدهد.
فیلم، که بر اساس رمان The Melancholy of Resistance اثر لاسلو کراسناهورکای ساخته شده، داستانی است که بهراحتی بهعنوان نمادی از مجارستانِ دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ خوانده میشود: کشوری که نتوانست خانهٔ خود را در نظم نگه دارد و در برابر دِماگوژیِ فاشیسم تسلیم شد و بدینسان خود را در کابوسی طولانی از سلطهٔ شوروی فرو برد. تار اما کنجکاوانه گفته است که قصد ارائهٔ یک نماد تاریخی را ندارد؛ به نظر میرسد او این نماد را به شکلی تمثیلی تبدیل کرده و با اشارهای به مجارستانِ میانهٔ قرن بیستم، به کاوشِ موضوعاتی کلیتر میپردازد. شاید تنشِ محوریِ فیلم میان نظمی طبیعی — همیاری وجدآورِ انسانهای آزاد — و نظمی تحمیلی بهدست یک رهبرِ دستکاریگر باشد. تصویر تار از رها شدنِ یک خشمِ جمعی واقعاً تکاندهنده است و از افشای جزئیات بیشتر پرهیز میکنم تا از تأثیرِ آن کاسته نشود.
از دیدار اول این فیلم بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم و در بازدیدهای بعدی نکات بسیاری برای ستایش یافتم، با این حال تصمیم تار برای بهکارگیریِ دو بازیگر آلمانی در نقشهای اصلی فیلم را ضعفِ بزرگی میدانم. لارس رودولف در نقش یانوش و هانا شیگولا در نقش خالهٔ مرموزِ توندِ، هر دو اجرایی از نظرِ حضورِ جسمانی تحکمآمیز دارند، اما بهنظر میرسد هنگام بازی به زبانِ آلمانی صحبت میکردهاند و تار آنها را بهطور نامناسبی به مجاری زبانِ مجاری دوبله کرده است؛ همزمانیِ دهان و صدا تقریباً برقرار نیست و این نکته فیلم را تضعیف میکند.
در هوایی زیر صفر، دیدنِ جمعیتِ روستاییِ دشت مجارستان که در انتظارِ این جاذبهٔ سیرکی میایستند، عجیب است. نهنگِ غولآسا نشان داده میشود و بسیاری از اهالی نمیدانند با آن چه کنند. آمد و شدِ بازدیدکنندگان از اطراف، اصطکاکهایی در این جامعهٔ کوچک ایجاد میکند که بهویژه برای جوانِ مهربانِ «یانوش» (لارس رودولف) که عادت به سرگرمکردنِ محلیها در میخانهٔ شهر دارد، مسئلهساز میشود. هیچکس واقعاً نمیداند این موجودِ درگذشتهٔ عظیمالجثه چرا اینهمه مشکل بهپا کرده است. خالهٔ او، توندِ، تلاش میکند عموی شکاکِ او، گیورگی (با بازی پیتر فیتز)، را برای ریاستِ کمیتهای که قرار است تعادلی برقرار کند قانع کند، اما حتی این هم ظاهراً قادر به آرامکردن اوضاع نیست و جمعیتی بهسمتِ بیمارستان هجوم میبرند؛ جایی که تنها تصویرِ مطلقِ درماندگی شاید بتواند آنها را به حالتِ عقل برگرداند — اما شاید نه برای مدتِ طولانی.
این فیلم آشکارا سرشار از تمثیل است؛ بهنظر میرسد نکتهٔ اصلی این است که با کاشتنِ بذرهای نارضایتی، شورویها زمینهٔ مناسبی فراهم کردند تا پس از جنگ خود را ناجی نشان دهند. شاید اندکی بیانصافی نسبت به نهنگ باشد، اما این موجود به نمادی تبدیل میشود که بارِ این درامِ برانگیزاننده را به دوش میکشد؛ درامی که رفتارِ عقلانی را محو میکند و پیوندهای سنتی و خانوادگی را بهشدت و گاه خشنانه مخدوش میسازد.
تصویربرداریِ تکرنگ و موسیقیِ تهاجمی و اندوهناک، غنای بسیاری به روایت میافزایند؛ و اجرای احساسی اما کمغُلغویِ لارس رودولف که زیرِ لایهٔ پیچیدهٔ داستان قرار گرفته، این اثر را به درامی مطرح بدل کرده است که شاید حالتان را خوب نکند، اما قطعاً به اندیشیدن وادار میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران