این یکی از آن فیلمهاست که باید خیلی بهتر از آنچه شد جواب میداد.
فقط خودِ تصور دیدن ارپ و میکس در حال حل یک معمای قتل در هالیوود بهنفس خودش فوقالعاده و دیدنی است. با این حال، فیلمنامه ادواردز هرگز هویت واقعیاش را نیافت و بین نئو-نوآر، وسترن و کمدی شناور مانده است. شاید اگر صرفاً نئو-نوآر-وسترن یا کمدی-وسترن بود بهتر از کار درمیآمد؛ فیلم...
این یکی از آن فیلمهاست که باید خیلی بهتر از آنچه شد جواب میداد.
فقط خودِ تصور دیدن ارپ و میکس در حال حل یک معمای قتل در هالیوود بهنفس خودش فوقالعاده و دیدنی است. با این حال، فیلمنامه ادواردز هرگز هویت واقعیاش را نیافت و بین نئو-نوآر، وسترن و کمدی شناور مانده است. شاید اگر صرفاً نئو-نوآر-وسترن یا کمدی-وسترن بود بهتر از کار درمیآمد؛ فیلم نمیدانست که باید خودش را جدی بگیرد یا نه. البته این تنها مشکل واقعی فیلم است.
فضاسازی زمانی و تولید فیلم فوقالعادهاند و طراحی لباسها قابل تحسین است، بهخصوص لباسهای میکس.
رنگبندی چشمنواز است و حس گرم و داغی به فیلم میبخشد که یادآور وسترن است اما در بستری نوآر قرار گرفته است.
موسیقی متن مانچینی یکی از بهترینهایی است که شنیدهام. شاید بهخاطر هویت نامشخص فیلم، مانچینی سراغ رنگها و فضاهای مختلف رفته است. بخشهای «یکشنبه غربی» او در کنار قطعاتی اندوهگین و جدی — که یادآور کار او در Touch of Evil (1958) است — بهخوبی یکدیگر را تکمیل میکنند.
ویلیس در نقطهای از کارنامهاش قرار دارد که تماشای آن جالب است. حتی پیش از بزرگترین موفقیت و شاهکارش Die Hard (1988)، زمانی که هنوز شخصیت سینماییاش کاملاً شکل نگرفته بود، او شبیه همان ستارهای است که چند ماه بعد خواهد شد، با لمسی از کابویِ میکس. حضور او در قاب بسیار سبک و دلپذیر است — و به نفع فیلم.
مکداول همیشه بازیگری قانعکننده است، و «آلفی آلپرینِ» ولگرد خوشحال او بسیار لذتبخش است — مخصوصاً بهخاطر شباهتهایی با آن ولگرد خوشحالِ معروفِ چاپلین (The Tramp) — اما زمان حضورش در فیلم محدود است و از ابتدا مشخص است که نقش منفی را ایفا میکند.
نکته برجسته فیلم اما جیمز گارنرِ باتجربه است. تجسم او از قانونگذار افسانهای وایات ارپ، هرچند تاحدی آناکِرونیک، یکی از بهترینهاست. به نظر من اجرای او تنها از کرت راسل در Tombstone (1993) کمتر است. آن نوع آرکِتایپِ «تیزچشم» که ارپ در فرهنگ عامه تعریف میکند، بهخوبی توسط گارنر به تصویر کشیده شده — حتی خارج از «مأوای طبیعی» وسترن.
Sunset فیلمی بسیار سرگرمکننده و شادِ همبازیمحور است. فیلمِ خوبی است که باید تبدیل به یک کلاسیک تمامعیار میشد، اما بهنوعی همینگونه هم درست و دلنشین بهنظر میرسد. اثری منحصربهفرد و کنجکاونگیبرانگیز است و بهنظر من شایستهٔ تحسین و شناختهشدن بیشتری است — شاید یک یا دو ستاره بیشتر.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران