پدری ۴۰ ساله، هنوز هم درگیر زندگی بسیار پیچیده است، هنگامی که که زن و دو فرزندنش او را به مقصد نیویورک ترک میکنند نمیتواند تحمل کند که فرزندانش دور از او بزرگ میشوند…
پدری ۴۰ ساله، هنوز هم درگیر زندگی بسیار پیچیده است، هنگامی که که زن و دو فرزندنش او را به مقصد نیویورک ترک میکنند نمیتواند تحمل کند که فرزندانش دور از او بزرگ میشوند…
این سومین قسمت از مجموعه است که بعد از «آپارتمان اسپانیایی» و «عروسکهای روسی» به زندگی زاویر و پیچیدگیهایش میپردازد. بازیگران همان چهرههای شناختهشده و خوبِ قسمتهای قبلیاند و اضافهشدن بچهها هم که بازیهای بسیار خوبی دارند، نکتهای مثبت است.
این بخش، هرچند دوباره زندگی آشفتهی زاویر را نشان میدهد، بهنوعی منسجمتر و روشنتر بهنظر میرسد؛ انگار قطعات سرانجام دارند در جای خود قرار میگیرند. شاید...
این سومین قسمت از مجموعه است که بعد از «آپارتمان اسپانیایی» و «عروسکهای روسی» به زندگی زاویر و پیچیدگیهایش میپردازد. بازیگران همان چهرههای شناختهشده و خوبِ قسمتهای قبلیاند و اضافهشدن بچهها هم که بازیهای بسیار خوبی دارند، نکتهای مثبت است.
این بخش، هرچند دوباره زندگی آشفتهی زاویر را نشان میدهد، بهنوعی منسجمتر و روشنتر بهنظر میرسد؛ انگار قطعات سرانجام دارند در جای خود قرار میگیرند. شاید بهترین خلاصه از کل مجموعه و پایانبندیاش در گفتوگویی باشد که در انتهای فیلم بین زاویر و مارتین رخ میدهد و مارتین به زاویر میگوید که برایش قابلدرک نیست که چرا زاویر زندگیاش را اینقدر پیچیده میبیند؛ برای او، زندگی همان زندگیِ عادی است. در مجموع فیلمی برای گذران وقتِ خوش؛ با افزودنیِ جذاب زبانها و فرهنگهای مخلوط (غربی) که همیشه این مجموعه را خاص کرده است، هرچند واضح است که مخاطب اصلی آن نسلِ متولد دههٔ ۷۰ تا اوایل ۸۰ میلادیِ غربی با موقعیت اقتصادی راحت است.
زاویر (رومن دوریس) شاید قابلاعتمادترینِ همسرها نباشد، اما وقتی همسرش وندی (کِلی رِیلی) تصمیم میگیرد به ایالات متحده نقلمکان کند و دو فرزندشان را هم با خود ببرد، برایش کمی تأسفآور میشود—وندی صریحاً مهم نمیداند که این کار موردِ رضایت او هست یا نه. او مرد جدیدی به نام جان (پیتر هِرمان) را ملاقات کرده و به هر حال میخواهد برود. بهطرز غافلگیرکنندهای این اتفاق برای زاویر اولویتش را واضح میکند؛ او میفهمد که نمیخواهد بدون خانوادهاش زندگی کند، پس او هم راهی میشود. او در محلهٔ چایناتاون نیویورک میماند و باید دنبال کار، جا و وکیلی برای طلاقش بگردد. از آن پس این مرد نیکنیت اما بیدستوپا بارها از یک مشکل وارد مشکل بزرگتر میشود. حتی درگیر یک ازدواج مصلحتی برای دو زن لزبین میشود، متوجه میشود ویزایش مشکل دارد و بازدید مجدد با مارتین (آدری توتو) اوضاع را بیش از پیش پیچیده میکند.
دوریس در اینگونه نقشها خوب عمل میکند: شخصیت نیمهکمدی و کمی سادهای که معمولاً در حال واکنش به آشفتگیهای ساختهٔ دست خودش است، از یک اشتباه به اشتباه دیگر میافتد در حالی که واقعاً تلاش میکند انسانِ خوبی باشد و کمک کند. صحنهای در اتاق اهدای اسپرم هم خندهدار است—باید با تخیلتان آن را پر کنید! توتو همیشه مرا به آدری هپبورن یادآوری میکند؛ اینجا هرچند حضورش به آن اندازه برجسته نیست، اما صحنههایش، بهویژه آنهایی که به ماندارین اجرا میشود، مال خودش است. دینامیکِ جذابی هم بین سندرین هولت («جو») و ایزابل (سسیل دو فرانس) شکل میگیرد، چون همه سعی دارند یک قدم از بازرس تیزبین مهاجرت (پیتر مکروبی) جلوتر بمانند و داستان به اوج میرسد—اوجی که شاید بهخوبی برای پیتر سلرز هم جواب میداد. شاید بتوان پانزده دقیقهٔ اول را کمی چالیدن، اما در غیر این صورت این فیلم یک کمدی-درامِ سرگرمکننده دربارهٔ بحران میانسالی است که من از آن لذت بردم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران