طوفان عجیبی باعث آزاد شدن موجودات خونخوار عجیبی در شهر کوچکی می شود.گروه کوچکی از شهروندان در سوپرمارکتی دور هم جمع شده اند و برای زندگی خود می جنگند...
طوفان عجیبی باعث آزاد شدن موجودات خونخوار عجیبی در شهر کوچکی می شود.گروه کوچکی از شهروندان در سوپرمارکتی دور هم جمع شده اند و برای زندگی خود می جنگند...
پس از طوفانی ویرانگر، ساکنان یک شهر کوچک در مین متوجه میشوند که مه اسرارآمیزی که در محله پخش شده، رازی مرگبار در خود دارد: موجوداتی که هر کس را در اطرافشان مورد حمله قرار میدهند و گروه اندکی از بازماندگان را درون یک سوپرمارکت محبوس میسازند و آنها را مجبور میکنند تا با این موجودات مقابله کنند.
این فیلم کاری از استیون کینگ است که...
پس از طوفانی ویرانگر، ساکنان یک شهر کوچک در مین متوجه میشوند که مه اسرارآمیزی که در محله پخش شده، رازی مرگبار در خود دارد: موجوداتی که هر کس را در اطرافشان مورد حمله قرار میدهند و گروه اندکی از بازماندگان را درون یک سوپرمارکت محبوس میسازند و آنها را مجبور میکنند تا با این موجودات مقابله کنند.
این فیلم کاری از استیون کینگ است که در عین داشتن نکات قابل تحسین، اثری بسیار آزاردهنده هم هست. نکتهای که باعث ناهماهنگی اثر میشود همین تضادهاست: بخشهایی که واقعاً دوستداشتنیاند، چند نکته که عاشقشان خواهید شد و در مقابل بخشهایی که واقعاً متنفرکنندهاند. بهترین لحظات فیلم، نحوه افزایش جنونِ گروه محصور در سوپرمارکت است؛ اینکه گروهها چگونه مشکلات را حل میکنند و همزمان مشکلات تازهای ایجاد میشود، احساس واقعگرایانهای به قصه میبخشد و نشان میدهد اوضاع چگونه فروپاشیده و اعضای گروه برای حفظ عقل خود به چه تدابیری روی میآورند. به تبع این، در حملات ابتدایی—وقتی قربانیان به آنچه در مه پنهان است ایمان نمیآورند و بیپروا وارد منطقه میشوند—فیلم بهترین تلاشهایش را نشان میدهد؛ صحنههای داخل بارانداز، تلاشهای مختلف برای رسیدن به امنیت بیرون و مواجهه با موجودات گوناگون و تواناییهایشان همه نکات مثبتی هستند. حشرات بالدار و تلاش برای دور نگه داشتنشان هنگام نفوذ دیگر موجودات، برخوردهای هیجانانگیزی در پی دارد؛ و نبرد دیوانهوار در داروخانه در تاریکی مطلق، تجربهای تکاندهنده و ترسناک است که مجموعهای از موجودات را در مواجهه قرار میدهد و امتیازهای زیادی برای فیلم به همراه میآورد. نبردها و فرارهای پایانی، خونریزی و خشونت و نحوه مواجهه با موجودات همه نکات مورد علاقهاند که به یک پایان درخشان و کاملاً غیرمنتظره میانجامند و بخشهایی نسبتاً آزاردهنده نیز در این بخش وجود دارد. همراه با جلوههای خوبِ موجودات، اینها بخشهای برجستهای هستند که واقعاً میتوان دوستشان داشت، هرچند ایراداتی هم وجود دارد. بزرگترین مشکل فیلم ورود موعظهها و حرفهای مذهبیای است که در متن پخش میشود؛ این بخشها نادرست و آزاردهندهاند و گاهی بیننده را از ادامه تماشا دلسرد میکنند. مشکل بزرگ دیگر، کشش بیش از حد فیلم و طولانی بهنظر رسیدن آن است، بهخصوص بخشهای میانی که طولانی شدهاند و این حس را تقویت میکنند. با وجود نکات بسیار مثبت، این مسائل فیلم را عقب نگه میدارند.
رده سنی: R — زبان صریح، خشونت گرافیک و تمهای شدید مرتبط با بهخطرافتادن کودکان.
نمیتوان بعضی آدمها را متقاعد کرد که آتش هست، حتی وقتی مویشان دارد میسوزد. انکار نیروی قدرتمندی است.
فیلم «مه» را فرانک دارابونت کارگردانی کرده و سناریو را از داستانی به همین نام اثر استیون کینگ اقتباس کرده است. بازیگران اصلی توماس جِین، مارسیا گی هاردن، توبی جونز، لوری هلدن و آندره براگر هستند؛ موسیقی اثر از مارک ایشم و فیلمبرداری از رون اشمیت است.
ساکنان یک شهر کوچک در مین وقتی مه جهانوار موجودات مرگبار را به حمله وا میدارد، در سوپرمارکت محلی گرفتار میشوند. مشکل فقط موجودات نیست؛ دو گروه در داخل فروشگاه شکل میگیرد: گروهی طرفدار فرار و گروهی دیگر که به دنبال رستگاریاند.
مانند بسیاری اقتباسهای کینگ، کیفیت و قضاوت طرفداران متغیر است؛ «مه» در اکران اولش غوغا نکرد و حتی در اروپا با تأخیر منتشر شد، اما برخلاف انتظار، این فیلم میان هواداران وحشت ماندگاری پیدا کرده است. خود نویسنده منبع (کینگ) نیز با پایان «تغییریافته» فیلم موافقت نشان داده است. دارابونت که پیشتر از آثار کینگ فیلمهایی انسانیتر و محبوب ساخته بود، چرا باید سراغ فیلمی درباره موجودات بیگانهای برود که وحشت خونینی بر شهر کوچک میافکنند؟ جواب این سؤال دلیل جذابیت سرد و زیرکانه «مه» است: این فیلم فقط موجودات هیولاوارِ مستقیم از کابوس لاوکرفت/بارکر را ندارد، بلکه هیولاهای انسانی را هم نشان میدهد؛ در فشار، پلیدی و خودخواهی انسانها آشکار میشود که بسیار هولناک است.
خود موجودات بیگانه تن را میلرزاند؛ هرچند جلوهها گاهی تحت دیدِ «HD» ضعف نشان میدهند، اما اینها صحنههای کابوسمانندیاند، بهویژه یک توالی فوقالعاده و ترسناک در داروخانه. اما این هیولاهای انسانی داخل سوپرمارکتند که بر مهاجمانِ موجوداتی غلبه میکنند؛ اشتیاق مذهبی و تمایل انسان به بقا بهگونهای درهم میآمیزند که نتایجی دینامیک بهبار میآورد و بازیگران کاملاً با متن همنوا هستند و اجراهای باکیفیتی ارائه میدهند.
وقتی نبردهای انسانی فروکش میکند و به دلایل و تبیینهایی برای حمله موجودات میرسیم (زیرمتن)، به آن پایان بسیار مورد بحث میرسیم. این پایان شایسته تقسیم نظرهاست؛ ما دیگر از پایانهای معمولیِ وحشت که باعث میشود بیننده بگوید «خُب، همین بود؟» خسته شدهایم.
اگر با تُنِ تاریک و یأسآلود کلی فیلم همراه شوید، این پایان تقریباً همه دکمههای درست را میفشارد. قطعاً پایان فراری نیست که شما را با لبخند به خانه بفرستد؛ بیرحمانه است و از نظر ژانرِ وحشت درخورِ جایگاه خود. امتیاز: 8.5/10
هرچه بیشتر این فیلم را میبینم، بیشتر به این باور میرسم که این فیلم کمتر درباره مه بهعنوان نتیجه وحشتناک آزمایشهای نظامی است و بیشتر تفسیرش درباره ترس از مرگ و ناشناختهی پس از آن است.
مه و موجودات لاوکرفتیمآبش نمادی از وحشت وجودی انسان و ترس عمیقِ از ایناند که شاید جز این دنیا هیچ چیز دیگری نباشد، و این پایان، پایانِ ابدی است؛ یا بدتر از آن، آنچه فراتر قرار دارد نه خالقی خیراندیش، بلکه موجودی است که یا نسبت به ما بیتفاوت است یا عمداً علیهمان عمل میکند. ژان-پل سارتر این ترس را «تهوع وجودی» نامید.
فرقه مذهبی رو به رشد خانم کارمودی نقطهی مقابل این دیدگاه است. او خود را پیامآور خدای یگانه میخواند اما ریاکار و قضاوتگر بود و سریع به سنگ پرتاب کردن دیگران دست میزد، حتی در برابر گناهان خود. افراطگرایی او باعث شد آنها هیچگاه از چارچوبشان فرار نکنند. آنچه به نظر میرسید پایان منطقیِ رفتارهای خشونتآمیز او باشد، تنها او را در چشم دیگر افراطگرایان شهید کرد—چیزی که اغلب اتفاق میافتد—و در ذهنِ معیوبشان تأییدی است بر آنچه از ابتدا موعظه میکردند.
همزمان کسانی بودند که با شرایط موجود بهترین کاری را که میتوانستند انجام دادند؛ کسانی که برای نجات دیگران از خود مایه گذاشتند و ارادهی دیگران را برای منفعت خود قربانی نکردند. هیچ کس نمیتواند با قطعیت مطلق بگوید پس از این زندگی چه چیزی در انتظار است، اما نباید لحظاتی را که در این جهان داریم هدر دهیم و آنها را با ترس زنده نکنیم تا ترس ما را به هیولاهایی که گاهی خودمان میسازیم تبدیل کند.
پایان فیلم همیشه برای من غمانگیزترین بخش بوده است. پایان تقریباً خوشایند بود، اگر آنها فقط چند لحظه بیشتر تحمل میکردند. اما نسبت به تم اصلیِ فیلم، فرار آن گروه از فروشگاه به خودرو و تا انتهای جاده نمادی از بیرونزدن به سوی ناشناخته است؛ حتی اگر به معنی ترک توهمِ راحت اما ناپایدارِ امنیت باشد، تا فرصتهای زندگی را با بهترین توانمان امتحان کنیم. ممکن است احساس کنیم تنها چیزی که تا حدی کنترلش را داریم زمان و نحوه مرگمان است، اما حتی این هم تنها یک توهم دیگر است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران