نکتهای که از Against the Ice برمیآید این است که همهی CGIها بد نیستند — که لزوماً یعنی بعضیشان خوباند، بلکه تنها یعنی برخی نمونهها نسبت به بقیه ضعیفترند. صحنهای در این فیلم هست که شما را به یاد The Revenant میاندازد، اما خرسی که در فیلم آلوارو گونزالس اینیاریتو هست یکی از بهیادماندنیترین بخشهای آن فیلم است؛ در مقابل، خرسی که در Against the...
نکتهای که از Against the Ice برمیآید این است که همهی CGIها بد نیستند — که لزوماً یعنی بعضیشان خوباند، بلکه تنها یعنی برخی نمونهها نسبت به بقیه ضعیفترند. صحنهای در این فیلم هست که شما را به یاد The Revenant میاندازد، اما خرسی که در فیلم آلوارو گونزالس اینیاریتو هست یکی از بهیادماندنیترین بخشهای آن فیلم است؛ در مقابل، خرسی که در Against the Ice نشان داده میشود، طوری از آب درآمده که آدم واقعاً خرسهای تبلیغات کریسمس کوکاکولا را واقعیتر میبیند.
هر دو صحنه از CGI زیاد و بدلکاری که نقش حیوانی گوشتخوار از خانواده خرسها را بازی میکند بهره میبرند، بنابراین تفاوت بین تحسینبرانگیز و مضحک بودن در اجرای بازیگری است که مورد حمله قرار میگیرد.
مثل کشتی حرفهای، تقابلی که بین لئوناردو دیکاپریو و خرس رخ میدهد ممکن است خودجوش نبوده و نتیجهاش از پیش تعیینشده بوده باشد، اما این به آن معنا نیست که بازیگر واقعاً کتک نخورده؛ او با سیمهای تعلیق از این سو به آن سو پرتاب میشود و همهی حالتهای چهره و زبان بدنش برای نشاندادن وخامت موقعیت بهکار افتاده است، و همین باعث میشود خرس — چه CGI باشد چه نباشد — واقعاً تأثیرگذار بهنظر برسد. در مقابل، در Against the Ice، نیکولای کاستر-والدو عملاً بیحرکت دراز میکشد و هیچ حس فوریت و اضطراری به کشمکشِ مرگ و زندگی که باید تنشزا باشد نمیبخشد.
این صحنه نمادی است از کل فیلم؛ Against the Ice مجموعهای از کلیشهها است، درست مثل The Revenant، اما در حالیکه کار اخیر بهواسطهی اجرای درخشان فراتر از مجموع اجزایش میشود، فیلم حاضر آنقدر کلیشهای و معمولی است که هرگز نتواند از قالب ژانرش فراتر رود.
به شیوهای که گذر زمان را با عنوان «روز اول» دنبال میکند فکر کنید: شروع منطقی است اما بسیار بدیهی هم هست؛ بعد ناگهان میپرد به «روز بیستوششم» — سؤال اینجاست که اگر در ۲۵ روز اول اتفاق قابلتوجهی نیفتاده، چرا از روز بیستوشش شروع نمیکنند و از همانجا ادامه نمیدهند؟
در مجموع، کسی از اینکه اجنار میکلسن (کاستر-والدو) — که فیلم بر اساس کتاب او (یا احتمالاً ترجمهای از آن، با توجه به اینکه شخصیتهای دانمارکی همه به زبان انگلیسی حرف میزنند) ساخته شده — و ایور آیورسن (جو کول) «دوستی تا آخر عمر» باقی ماندند، متعجب نخواهد شد؛ مگر نه که این همیشه اتفاق میافتد؟ درست مثل کالین فرث و جفری راش در The King’s Speech، یا ویگو مورتنسن و ماهرشالا علی در Green Book.
تمام فیلمهایی که «بر اساس داستان واقعی» ساخته میشوند، از منبع اصلی بسیار فاصله میگیرند و معمولاً من از این کار متنفرم؛ اما Against the Ice کمتر کلیشهای میشد اگر سازندگان برخلاف جهت معمول در رابطهی شخصیتها حرکت میکردند؛ بههرحال همانطور که آقای برنز پس از تجربهای مشابه — هرچند نه به آن اندازه طولانی — گفته بود: «وقتی با کسی چنین چیزی را تجربه کرده باشی، دیگر نمیخواهی آن آدم را ببینی.»
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران