«پنجهی آهنین» بررسی جذابی است دربارهی چگونگی تبدیلِ اشتیاقِ شدید به یک وسواس ناسالم و تأثیر آن بر یک خانوادهی افسانهای، که با بازیهای قدرتمند و متعهدانه بسیار ارتقا یافته است. با وجود برخی نادرستیها و حذفهایی که در روایت دیده میشود، شان دورکین تماشاگر را به تأمل دربارهی تعادلِ ظریفِ میان موفقیت و تراژدی در دنبال کردن میراثِ خانوادگی وا میدارد. سکانسهای کشتی بهخوبی...
«پنجهی آهنین» بررسی جذابی است دربارهی چگونگی تبدیلِ اشتیاقِ شدید به یک وسواس ناسالم و تأثیر آن بر یک خانوادهی افسانهای، که با بازیهای قدرتمند و متعهدانه بسیار ارتقا یافته است. با وجود برخی نادرستیها و حذفهایی که در روایت دیده میشود، شان دورکین تماشاگر را به تأمل دربارهی تعادلِ ظریفِ میان موفقیت و تراژدی در دنبال کردن میراثِ خانوادگی وا میدارد. سکانسهای کشتی بهخوبی اجرا شدهاند و به فیلم ارزش سرگرمکنندگی میبخشند، اما داستان عمیقاً غمانگیزِ مرکزِ فیلم تماشای آن را دشوار میسازد.
رتبه: B
«پنجهی آهنین» تماشای بسیار افسردهکنندهای است! بسیاری از رویدادها از دور قابل حدساند، حتی برای کسی مثل من که پیشتر دربارهی این خانواده چیزی نمیدانست؛ اما همین امر بر تلخی فیلم از همان آغاز میافزاید. فیلم در حرکت رواییاش سرعت مناسبی دارد و از آنجا که بعضی بخشها میتوانست تکراری به نظر برسد، از این منظر خوب عمل کرده است. زک افرون در این فیلم نمایش فوقالعادهای دارد؛ بازی او بسیار عالی است. هولت مککالانی، جرمی آلن وایت و هریس دیکینسون نیز حضور مناسبی دارند. خانوادهی فون اریک بهخوبی به تصویر کشیده شدهاند، با این حال جای تأسف است که برادرِ کریس حذف شده است — اگرچه دلیل این تصمیم قابل درک است، اما حداقل باید راهی برای اشاره به وجود او پیدا میکردند. در مجموع، این اثر ۲۰۲۳ فیلمی برجسته است و بهشدت توصیه میشود.
ظاهراً نظرم متفاوت است، اما واقعاً این همه احساسِ شور و هیجان درباره چیست؟ پدری مستبد (هولت مککالانی) مصمم است همهی چهار پسرش در رینگِ کشتی موفق شوند، جایی که خودش نتوانست. دو پسرِ «کوین» (زک افرون) و «دیوید» (هریس دیکینسون) راهِ قهرمانی در جهان را در پیش دارند، «کری» (جرمی آلن وایت) برای المپیک میجنگد و «مایک» (استنلی سایمونز) که هنرمندتر و موسیقیدانتر است در انتها قرار میگیرد. لغو المپیک بهخاطر تصمیمات سیاسی، آرمانهای المپیکی را از بین میبرد و سه خواهر و برادر میتوانند کنار هم در تگزاس رنکینگ بالا بکشند و شاید شانسِ مسابقه بر سر قهرمانی جهان را پیدا کنند. در این میان، زک وارد رابطهای با پام (لیلی جیمز) میشود و در جشن عروسیشان کوین متوجه میشود که موردِ مورد علاقهی پدر (دیوید) حالواحوالِ خوبی ندارد. تراژدی به وقوع میپیوندد و مجموعهای از فجایع خانوادهی فون اریک را یکی پس از دیگری در مینوردد — بدون اینکه کسی از آن بیاموزد! بهعنوان یک درام خانوادگی، داستان غمانگیزی است، اما بهعنوان یک قطعه سینمایی، صرفاً فیلمنامهای نسبتاً متوسط را با اجرای پرشورِ بازیگران ترکیب میکند. قطعاً بازیگران جهت فیزیکی نقشها خود را دشوار کردهاند و سکانسهای مبارزه تأثیرگذارند، اما بقیهی عناصر نه واقعنما به نظر میرسند و نه ملموس. شخصیتها پرداخت کافی ندارند، پویایی میان پسران و والدین — بهویژه مادرِ آنها (مورا تیرنی) — تقریباً نادیده گرفته شده و تا زمانی که به پایانِ تاریخیِ دقیق میرسیم، من نسبت به خانوادهای که درک درستی از چیزهای مهم نداشت، هیچگونه همدلیای احساس نکردم. در انتها خطی لطیف درباره برادری وجود دارد، اما در داستانی از وسواس و جاهطلبی که هرگز مرا درگیر نکرد، این عاطفه دیر و اندک بود.
ابتدا باید گفت: «پنجهی آهنین» کمتر فیلمی دربارهی کشتی است و در درجهی اول فیلمی دربارهی خانواده است. آنهایی که انتظار یک فیلم بیوگرافی ورزشیِ دلپذیر و قهرمانساز دارند ممکن است از این درام سخت و دلخراشِ شان دورکین ناامید شوند. او داستان واقعی برادران فون اریک را در یکی از غمانگیزترین فیلمهای سال روی پرده میآورد و این روایت تراژیک قلبِ شما را به درد میآورد. در دنیای پررقابت کشتی حرفهای اوایل دههی ۱۹۸۰، خانوادهی فون اریک از غرب تگزاس نامآور بودند. تحتِ رهبری پدرِ سختگیرِ خود، فریتز (هولت مککالانی)، چهار برادر — کوین (زک افرون)، دیوید (هریس دیکینسون)، کری (جرمی آلن وایت) و مایک (استنلی سایمونز) — غالباً با هم کشتی میگرفتند و حریفان را در رینگ شکست میدادند. یکی از شهرتهای اصلی آنها رواج حرکتی به نام «پنجهی آهنین» در کشتی بود که اغلب پیروزی را تضمین میکرد. خانواده میراثی در دنیای ورزش به جا گذاشت، اما با شیاطینِ شخصی نیز دستبهگریبان بود؛ سالها بداقبالی و رشتهای از تراژدیهای شخصی که به «نفرین فون اریک» نسبت داده میشد. فیلمِ دورکین داستانی از تراژدی و پیروزی است و سرشار از مردانگیِ بیمهار. با پدری سلطهجو که بیشتر نقشِ مربی را داشت تا پدری مهربان و مادری که صبورانه رنج میکشید (مورا تیرنی در نقشِ مادر بازی تأثیرگذاری دارد)، برادران فون اریک برای جاودانگی به بزرگترین صحنههای ورزشی پناه بردند. بعضی از آنها بهتر از بقیه به شهرت و ورزش خو گرفتند، اما همه برای بهدست آوردن تأیید پدر کشتی گرفتند. داستان دردآور است و چون خانواده بسیار دوستداشتنیاند، این درد دوچندان میشود: اینها آدمهای بدی نیستند، اما واقعیت تلخ این است که اتفاقات بسیار بدی برای آدمهای خوب رخ میدهد. همهچیز در فیلم همخوانی دارد؛ کارگردانی، فیلمنامه، روایت و بازیها در کنار هم کار میکنند. افرون نمایشی نفسگیر ارائه میدهد که هم از نظر عاطفی و هم جسمانی بسیار سنگین است (تبدیلِ بدن او چشمگیر است). وایت و دیکینسون در نقشهای مکمل بهخوبی عملکرد دارند و بازی نرمِ سیمونز در نقش کوچکترین و حساسترین برادر تأثیرگذار است. فیلم گاهبهگاه به کلیشهها نزدیک میشود، اما رؤیای دورکین در سراسر اثر تحقق مییابد. سکانسهای کشتی بهخوبی تدوین شده و هیجانانگیزند و صحنههای احساسیِ پرتنش اثرگذارند. «پنجهی آهنین» قطعاً فیلمی نیست که پس از تماشا حالتان را خوب کند و در مواقعی غیرقابلتحمل غمانگیز است؛ اما این فیلمی زیباست که صعود، سقوط و بداقبالیِ باورنکردنیِ خانوادهای از تأثیرگذارترین نامها در دنیای کشتی را به تصویر میکشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران