«پروفسور آلیور لیندن بروك» ( میسن ) زمینشناسى اهل ادینبرو است كه همراه با شاگردش، «الك مك یوئین» ( بون ) به ایسلند سفر مىكنند تا از راه دهانه ى یك كوه آتشفشان به مركز زمین بروند. آن جا، با «كارلا» ( دال ) ملاقات مىكنند كه شوهرش قبلا در چنین سفرى كشته شده است...
«پروفسور آلیور لیندن بروك» ( میسن ) زمینشناسى اهل ادینبرو است كه همراه با شاگردش، «الك مك یوئین» ( بون ) به ایسلند سفر مىكنند تا از راه دهانه ى یك كوه آتشفشان به مركز زمین بروند. آن جا، با «كارلا» ( دال ) ملاقات مىكنند كه شوهرش قبلا در چنین سفرى كشته شده است...
این فیلم به نام ژول ورن است و من از خیلی کودکی خاطرات بسیار خوبی از آثار او داشتم. از این جهت یک امتیاز دارد، هرچند عملاً جز نام و مفهوم، چیز زیادی از ورن در آن نیست.
وقتی بچه بودم یک فیلم تلویزیونی پخش شد که انگار قرار بوده ابتدا سریالی شود ولی نشد؛ همهٔ بچههای محله آن را دوست داشتند.
متأسفانه آن فیلم تلویزیونی بهتر...
این فیلم به نام ژول ورن است و من از خیلی کودکی خاطرات بسیار خوبی از آثار او داشتم. از این جهت یک امتیاز دارد، هرچند عملاً جز نام و مفهوم، چیز زیادی از ورن در آن نیست.
وقتی بچه بودم یک فیلم تلویزیونی پخش شد که انگار قرار بوده ابتدا سریالی شود ولی نشد؛ همهٔ بچههای محله آن را دوست داشتند.
متأسفانه آن فیلم تلویزیونی بهتر بود.
این نسخه همان مشکلی را دارد که «بیوولف» داشت... زیادهروی شده بود.
در سهبعدی کمی تعدیل شده بود؛ صحنههایی هم بودند که بیننده را برای مدتی کوتاه رها میکردند.
مشکل این است که هر وقت اکشن شروع میشد و داستان جلو میرفت، سهبعدی بیش از حد و مداوم میشد.
بهخوبی به یاد دارم وقتی برای اولینبار به ایسلند رسیدند... و همین.
بعد از آن فقط به خاطر دارم که سهبعدی زیادی بود و CGI افراطی بهکار رفته بود و در نهایت فراموش کردم دارم فیلم تماشا میکنم. بیننده با افکتهای زیاد بمباران میشود؛ بله، ظاهراً جذاب به نظر میرسد، اما وقتی آنقدر حواس آدم پرت میشود که فراموش میکند بابت فیلم پول داده، آیا اهمیت دارد؟ در میان آن همه افکت، داستان و بازیگرانی که نقش را اجرا میکردند پنهان شده بودند و واقعاً آنها را نمیدیدید.
خدا را شکر بعدها فیلمها یاد گرفتند کمی دست از زیادهروی بردارند و تعادل بهتری پیدا کنند.
چه فیلم زشتی! با این حال تماشایش شدنی است.
حتی برای سال 2008، جلوههای ویژهٔ «سفر به مرکز زمین» نسبتاً ضعیف است؛ بیشتر یادآور گرافیک بازیهای ویدیویی اوایل دههٔ 2000 است. کل بخش ابتدایی واقعاً افتضاح بهنظر میرسد؛ هرچند جلوهها آنقدرها هم بد نیستند که آن افتتاحیه نشان میدهد، اما باز هم شایستهٔ فیلمی با بودجهٔ ادعاشدهٔ 60 میلیون دلار بهنظر نمیرسد.
نکتهای که فیلم را نجات میدهد، خود طرح ماجراجویی محکم و اجرای قابلقبول بازیگران است. برندن فریزر، جاش هاتچرشن و آنیتا بریم مثلثی بودند که برای من فیلم را قابل تحمل کردند. چیز زیادی بیشتر برای گفتن دربارهٔ این فیلم ندارم؛ از نظر بصری ناامیدکننده است اما بهطور کلی برای من خستهکننده نبود، بنابراین نگاهی تا حدی مثبت به آن دارم.
حالا ببینیم دنبالهٔ آن چه داشته است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران