داستان در مورد آشیتاکای ماجراجو است که در یک سفر برای پیدا کردن چندین شی با ماجراهای زیادی روبرو میشود و در این سفر با چندین قبیله میجنگدد و با دختری نیز آشنا میشود...
داستان در مورد آشیتاکای ماجراجو است که در یک سفر برای پیدا کردن چندین شی با ماجراهای زیادی روبرو میشود و در این سفر با چندین قبیله میجنگدد و با دختری نیز آشنا میشود...
شاید بهترین فیلم میازاکی باشد؛ ترکیبی از سنتهای کهن ژاپنی در کنار داستانی دربارهٔ برخورد انسان صنعتی با حفظ طبیعت. هنرهای میازاکی همیشه یادآوری کردهاند که ما بهطور طبیعی با زمین و هستیها هماهنگیم و میان آنها پیوندی هست که اگر یکی آسیب ببیند دیگری نیز آسیب میبیند.
عنوان اصلی: Mononoke Hime
فیلم در قرن چهاردهم، در دورهٔ موروماتشی ژاپن روایت میشود. شاهزادهٔ جوان آشیتاکا، آخرین بازماندهٔ...
شاید بهترین فیلم میازاکی باشد؛ ترکیبی از سنتهای کهن ژاپنی در کنار داستانی دربارهٔ برخورد انسان صنعتی با حفظ طبیعت. هنرهای میازاکی همیشه یادآوری کردهاند که ما بهطور طبیعی با زمین و هستیها هماهنگیم و میان آنها پیوندی هست که اگر یکی آسیب ببیند دیگری نیز آسیب میبیند.
عنوان اصلی: Mononoke Hime
فیلم در قرن چهاردهم، در دورهٔ موروماتشی ژاپن روایت میشود. شاهزادهٔ جوان آشیتاکا، آخرین بازماندهٔ دودمانش، گراز وحشیای را که درصدد حمله به دهکده است میکُشد. گراز، که در اثر خشم و کینه شیطانزده شده، آشیتاکا را مبتلا به نفرینی میکند که او را وادار میسازد به دنبال درمان به سوی شیشیگامی، خدای شبیه گوزن، برود. در طول سفر درمییابد که خشم و کینهٔ نهفته در او، وقتی بروز میکند، نیروی عظیمی به او میبخشد—نیرویی که در صحنههایی چون بریدن بازوهای یک سامورایی و سر کندن دیگری آشکار میشود.
در مسیر، گروهی مسافر را میبیند که مورد حملهٔ گرگها قرار گرفتهاند و دو نفر را نجات میدهد؛ این دو اهل «شهر آهن» به سرپرستی خانم ایبوشی هستند. آشیتاکا آنها را به شهر آهن بازمیگرداند؛ شهری که زنان در آن به کارهای ذوبفلز و امور روزمره میپردازند و مردان عمدتاً تأمین امنیت را برعهده دارند، اما مرزبندیها روشن نیست چون زنان خود نیز میتوانند از خود دفاع کنند. خانم ایبوشی زنانی را از بردگی جنسی نجات داده، به آنها کار و امنیت و منزل داده و برای طردشدگان مانند جذامیان پناه و کرامت فراهم کرده است. این صحنهها گاهی طنزی ظریف دارند که دیدنی است.
آشیتاکا درمییابد که گروهای گرگ را خدای گرگ، مورو، رهبری میکند و دختری عجیب که در کنار گرگها دیده بود، سان است؛ دختری که مورو او را به فرزندی گرفته و به او توانایی سخنگفتن با ارواح طبیعت را آموخته—به همین دلیل به او «شاهزادهٔ مونونوکه» (روحهای اشیاء) میگویند. آشیتاکا نگران است که ایبوشی در حال نابودی جنگل است و درمییابد که دعوای میان ایبوشی و مورو به همین دلیل شکل گرفته.
علاوه بر این، ایبوشی ساموراییهایی را نیز به خدمت گرفته که انگیزههای دوگانهای دارند: یکی بردن سر خدای جنگل به امپراتور که گمان میکند با آن به جاودانگی میرسد، و دیگری تصاحب شهر آهن از خانم ایبوشی. خلاصهٔ داستان چنین است.
میازاکی در این فیلم برای اولین بار از برخی جلوههای گرافیکی کامپیوتری استفاده کرد، اما بخش عمدهٔ فیلم با دست ساخته شده که به نفع اثر تمام شده است. طراحیها در نقاطی خیرهکنندهاند و نمایش رویدادهای ماورایی—مانند تبدیل خدای جنگل به «قدمزن شب» و صحنهٔ گراز شیطانزده که برای نخستین بار از جنگل بیرون میآید—تجربهای چشمنواز هستند.
فیلم ممکن است برای کودکان خیلی ترسناک و خشن باشد، هرچند در ژاپن چنین آثاری برای کودکان متداول است. فیلم بیش از دو ساعت طول دارد و در این مدت محتوای زیادی ارائه میدهد؛ من آن را بسیار جذاب و تماشاوَر یافتم و قصهاش غیرقابلپیشبینی بود. جهانِ تصویرشده باورپذیر بود و فیلم موفق میشود بیننده را وارد دنیای خود کند.
یکی از قوتهای فیلم این است که شخصیتها را نمیتوان صرفاً به «خوبها» و «بدها» تقسیم کرد. مورو و گلهٔ او بهظاهر به کارگران حمله میکنند، اما آنها در حال دفاع از جنگل و زیستشاناند؛ از سوی دیگر، خانم ایبوشی جنگل را ویران میکند اما به بسیاری از زنان و طردشدگان، امنیت و کار و کرامت بخشیده است. هیچیک از طرفین لزوماً بدخواهی ناب ندارند؛ تلاشهای ایبوشی برای رهایی از تهدید گرگها جنبهٔ خودحفظی دارد و اتحادش با ساموراییها برای رفع خطر دائمی است. میتوان گفت برخی از حیوانات نیز مواضعی «قاطع» و حتی «ضدانسانی» اتخاذ میکنند—خواهان کشتن مردم صرفاً بهخاطر انسانبودنشان—در حالی که انسانها مرگ حیوانات را نتیجهٔ ناخواستهٔ صنعتیشدن میدانند، نه اقدامِ عمدی.
بنابراین فیلم مناظرهٔ سادهٔ خیر و شر نیست؛ بحث اصلی طبیعت در برابر صنعتیشدن است و فیلم به درستی نشان میدهد که رسیدن به مصالحه در این زمینه آسان نیست.
پایان فیلم رو به امید است، اما بهکل پیشبینیپذیر نیست. جلوههای بصری، شخصیتپردازی و موسیقی بسیار قویاند؛ نسخهٔ دوبلهٔ انگلیسی نیز بازیگران خوبی دارد که به شخصیتها عمق و احساس میبخشند. شاید ارواح کوچک جنگل کمی بیش از حد دوستداشتنی و شیرین بهنظر برسند، اما در مجموع این تلفیق خلاقیت و افسانه بسیار موفق است و دیدنش را بهشدت توصیه میکنم.
نمرهٔ یکی از منتقدان: 75/100.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران