در سال 1884 در انگلستان، خواهر کوچکتر شرلوک هولم به نام "انولا" در صبح تولد 16 سالگی اش متوجه میشود مادرش با به جا گذاشتن تعدادی هدایای عجیب و غریب ناپدید شده است، اکنون او شروع به جست و جو برای یافتن او میکند و …
در سال 1884 در انگلستان، خواهر کوچکتر شرلوک هولم به نام "انولا" در صبح تولد 16 سالگی اش متوجه میشود مادرش با به جا گذاشتن تعدادی هدایای عجیب و غریب ناپدید شده است، اکنون او شروع به جست و جو برای یافتن او میکند و …
سال ۲۰۲۰ بیتردید یکی از دشوارترین سالها برای سینماها بود. همهگیری جهانی بسیاری از فعالیتها را متوقف کرد، از جمله مکانهایی که من بیشترین لذت را در آنها میبردم. در نتیجه، سرویسهای پخش آنلاین که پیش از این هم در حال رشد بودند، در این دوره افزایش چشمگیری در تعداد مشترکان پیدا کردند. نتفلیکس از ابتدای سال فیلمهای جدید زیادی عرضه کرده است و Enola...
سال ۲۰۲۰ بیتردید یکی از دشوارترین سالها برای سینماها بود. همهگیری جهانی بسیاری از فعالیتها را متوقف کرد، از جمله مکانهایی که من بیشترین لذت را در آنها میبردم. در نتیجه، سرویسهای پخش آنلاین که پیش از این هم در حال رشد بودند، در این دوره افزایش چشمگیری در تعداد مشترکان پیدا کردند. نتفلیکس از ابتدای سال فیلمهای جدید زیادی عرضه کرده است و Enola Holmes یکی از آنهاست. با بازیگران توانمند و بودجهٔ قابل توجه، این برداشت تازه از دنیای شرلوک هولمز خوشایند است.
کارگردان تازهکار، هری بردبر، و جک تورن (نویسندهٔ His Dark Materials) پیچشی تازه به داستانهای کلاسیک دادهاند: تمرکز بر خواهر کمتر شناختهشدهٔ شرلوک و ارائهٔ تصویری متفاوت از خود شرلوک. تدوین (آدام بوسمن)، فیلمبرداری (جلز ناتگنز) و موسیقی (دنیل پمبرتون) صحنههایی بانمک، جذاب و گیرا خلق کردهاند که کمک میکند تماشاگر روند فکر کردن انولا را دنبال کند؛ اغلب این روند با شکستن دیوار چهارم اجرا میشود.
و این همان جایی است که میلِی بِابی براون میدرخشد. از وقتی او را در Stranger Things دیدم، فکر میکردم ستاره خواهد شد. میلِی در این فیلم بار دیگر تواناییهایش را نشان میدهد: تنوع در بازی، گسترهٔ عاطفی و بلوغ بازیگری—او به ندرت افراط یا قناعت بیش از حد دارد و اغلب در نقطهٔ اوج است. او انولا را طوری خلق میکند که بهسختی میتوان بازیگر بهتری برای این نقش تصور کرد. مسیر شخصیت انولا واقعاً توانمندسازی است؛ توسعهٔ او نه بهصورت شعارزدهٔ سیاسی و نه بهصورت تصمیمات نامعقول روایی است. هر معمایی که حل میکند، هر نقشهای که میکشد و هر انتخابی که میگیرد، منطقی و مستدل به نظر میرسد. انولا خود را در چارچوب قوانین کهنهٔ جامعه جا نمیدهد و میخواهد بدون پاسخدادن به کسی، خودش باشد.
در مورد دیگر بازیگران، هنری کاویل بهعنوان شرلوک یکی از سورپرایزهای بزرگ است و نوع متفاوتی از شرلوک را ارائه میدهد؛ دور، کمتفاوت و بیشازحد تحلیلیای که قبلاً از نسخههای رابرت داونی جونیور یا بندیکت کامبربچ دیدهایم نیست. من به حقوق یا منشأ یک شخصیت کاری ندارم؛ شخصیت آن چیزی است که نویسنده و بازیگر از آن میسازند. کاویل در این فیلم چهرهای شوختر نشان میدهد و تورن هم چند ویژگی خاص از کاراکتر کلاسیک را تغییر داده است. لوئیس پاریج و سم کلافلین نیز به ترتیب در نقشهای لرد ویسکانت توکزبری و مایکرافت بازیهای خوبی دارند. باقی بازیگران اجراهای قابل قبولی ارائه میدهند، اما نقطههای برجستهٔ فیلم بیتردید میلِی و کاویل هستند.
از نظر فیلمنامه، نیمساعت مانده به پایان میخواستم بنویسم «خوب است»، اما در مجموع فیلم داستان نسبتاً کلیشهای دارد، با نقاط عطف آشنا و درامهای شخصیتی معمول. متأسفانه از نظر داستانی چیز جدیدی ارائه نمیدهد؛ فیلم غافلگیری چندانی ندارد که برای اثری با محور یک معما چندان مطلوب نیست. نقطهضعف بزرگتری که در نیمهٔ دوم ظاهر میشود این است که معمای مرکزی عملاً تعطیل میشود و در میانهٔ فیلم کنار گذاشته میشود—تصمیم روایی که سوالبرانگیز است. به یاد ندارم فیلمی که کل خط داستانی اصلیاش (که در پردهٔ اول کاملاً پایهریزی شده) را رها کند و به جای آن به یک ماجرای عاشقانهٔ جوانپسند تبدیل شود؛ هرچند این بُعد عاشقانه قانعکننده است اما شایستگی تبدیل شدن به خط اصلی را ندارد.
من طرفدار روش «دیدن فیلم بدون تریلر» هستم. توقعات میتواند نظر تماشاگر را بسازد یا خراب کند و این روزها تریلرها گاهی گمراهکنندهاند و بیشازحد چیزها را نشان میدهند. خودم فیلم را کاملاً بدون دیدن تریلر دیدم؛ اگر تریلر را پیش از دیدن میدیدم، احتمالاً برداشت من منفیتر میشد، چون تریلر بیشتر روی معمای ناپدید شدن مادر انولا تأکید دارد که در نسخهٔ نهایی فیلم آنطور ادامه پیدا نمیکند.
در مجموع، Enola Holmes برداشت خوشایند و تازهای از یک فرانچایز ارائه میدهد و میتواند آیندهٔ جدیدی برای آن رقم بزند. بردبر و تورن داستانی سبک، سرگرمکننده و پُر از اکشن و سرنخ تحویلمان میدهند و بازیگران هم در سطح بالایی حضور دارند. میلِی بِابی براون همچنان در مسیر صعود است و نشان میدهد که میتواند فیلم را از دوش بکشد. شیمی او با هنری کاویل و لوئیس پاریج فوقالعاده است و شکستن دیوار چهارم توسط او جذاب است. از نظر فنی، افکار و احساسات انولا بهخوبی از طریق تدوین، فیلمبرداری و موسیقی منتقل میشود. اما از نظر داستانی، فیلم تا حد زیادی کلیشهای است، غافلگیری ندارد و معمای مرکزیاش هم آنچنان معما نیست. فیلم برای یک شب جمعه یا تماشای خانوادگی مناسب است، اما تریلرش ممکن است مقداری گمراهکننده باشد، پس با ذهن باز و توقعات واقعگرایانه به تماشای آن بنشینید.
امتیاز: B-
---
تماشای خیلی خوبی بود؛ ممکن است دوباره ببینمش و پیشنهادش میکنم.
برای انصاف، نمیدانم این فیلم چقدر به دل طرفدارانِ شرلوک هولمز بنشیند، اما دنیایِ «شرلوک» را گسترش میدهد، پس خودتان قضاوت کنید.
من میلِی بِابی براون را دوست دارم و این فیلم ثابت میکند که او نه تنها میتواند نقش اول را برعهده بگیرد، بلکه کل فیلم را هم حمل میکند. با وجود اینکه بهنظر میرسد بقیهٔ بازیگران خیلی کمککننده نبودند، فیلم در نهایت خوب از آب درآمد. من آرزو داشتم شکستن دیوار چهارم توسط او انجام نمیشد؛ واقعاً شبیه این بود که او به دوربینِ یک مستند یا صفحهٔ اینستاگرام رو کرده باشد. کمی تکاندهنده بود، و واضح است که به تکنیک «قصر ذهنی» شرلوک ارجاع میدهند، اما با یک «پیچ» متفاوت.
واقعاً انتظار داشتم کسی از او بپرسد حالت خوب است؟ مثل آن صحنه در Dora and the Lost City of Gold. میشد همان تأثیر را با روایت روی تصاویر هم داشت، اما میفهمم که خواستهاند چیزی متفاوت بسازند.
تنها دیگرانی که خوب ظاهر شدند، برن گُرمن بود که آنتاگونیست خوبی بازی کرد، و فرانسِس دِ لا تور که توانست نقش «مادربزرگ نگران» را ارتقا دهد. شاید سم کلافلین دقیقاً همان کاری را کرده که برای مایکرافت لازم بوده—کمی بیروح و آزاردهنده—اما هنری کاویل نوعی حالت رهایی داشت، انگار که مجبور نبود کارآگاهی واقعی انجام دهد و فقط باید آنجا بایستد و اندکی مجذوب به نظر برسد.
در مجموع، فیلم خوبی اینجا هست که علیرغم برخی نقطهضعفها، کار میکند؛ و ناراحتکننده این است که میتوانست عالی باشد.
---
اگر میلِی بِابی براون نبود، احتمالاً این فیلم به این اندازه دلپذیر نبود. Enola Holmes فیلم خوبی است گرچه مشکلاتی دارد. داستان چندان سرگرمکننده نیست و عناصر معمایی متوسطاند، هرچند چند لحظهٔ خوب هم دارد. طنز فیلم محکم است و سایر جنبهها تاحدی خوباند. من از شکستن مداوم دیوار چهارم خوشم نیامد، اما بازی براون کمک میکند این شیوه آنقدرها آزاردهنده نشود.
لوئیس پاریج هم تأثیرگذار است. هنری کاویل و سم کلافلین انتخابهای قدرتمندی برای نقشهای شرلوک و مایکرافت هستند. دیدن برن گُرمن و اَدیِل اختر در نقشهایشان هم لذتبخش بود. از لحاظ بازیگری، مجموعهٔ بازیگران لذتبخشاند.
من تعجب نمیکنم اگر این فیلم چند دنباله داشته باشد؛ فکر میکنم میتواند تبدیل به یک مجموعهٔ خوب—هرچند نه چندان تماشایی—شود، به شرطی که براون همراه باقی بماند.
---
فیلمِ Enola Holmes که از رمان نانسی اسپرینگر اقتباس شده، پیچشی تازه به ژانر کارآگاهی میدهد با تمرکز بر خواهر کمترشناختهشدهٔ شرلوک. هرچند به شدت فکری و پیچیده مثل معماهای کلاسیک نیست، فیلم با روایت جذاب، عمق احساسی و موضوعات مهمی مثل فمینیسم و خودشناسی میدرخشد. اجرای کاریزماتیک میلِی بِابی براون و شیوهٔ منحصربهفرد روایت از طریق شکستن دیوار چهارم تماشاگر را همراه نگه میدارد. اگر از دوستداران خالص معماها هستید شاید کاملاً راضی نشوید، اما فیلم تجربهای سبک اما معنادار، پر از اکشن و احساس، ارائه میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران