این فیلم برای بسیاری نقطهٔ عطفی بود در نگرش به سلاحهای هستهای، جنگ سرد و سیاستهای هستهای. داستان در حومهٔ صنعتی بریتانیا در سال ۱۹۸۴ میگذرد؛ همان زمانی که جنگ سرد دارد داغ میشود. فیلم زندگی روزمرهٔ آدمهای معمولی و آماده شدنشان برای پایان دنیا را دنبال میکند. بری هاینز و میک جکسون نشان میدهند که جهان چگونه به هم پیوسته و بافته شده است؛...
این فیلم برای بسیاری نقطهٔ عطفی بود در نگرش به سلاحهای هستهای، جنگ سرد و سیاستهای هستهای. داستان در حومهٔ صنعتی بریتانیا در سال ۱۹۸۴ میگذرد؛ همان زمانی که جنگ سرد دارد داغ میشود. فیلم زندگی روزمرهٔ آدمهای معمولی و آماده شدنشان برای پایان دنیا را دنبال میکند. بری هاینز و میک جکسون نشان میدهند که جهان چگونه به هم پیوسته و بافته شده است؛ هر رشتهای از این تار شبکه به دیگری وابسته است و وقتی این رشتهها پاره شوند، تکههای بافتی که جامعه را نگه میدارد از هم میگسلند و بهسرعت با سختی و زیان جبرانناپذیر روبهرو میشویم. از بیرون کمکی نیست؛ بیشتر مکانها در همان وضعیت نومیدکننده باقی میمانند. با آلودگی ماندگار ناشی از جنگ، سرنوشت بشر تنها میتواند یکی باشد.
فیلم خبری از اوجهای هیجانی یا دیالوگهای کلیشهای هالیوودی ندارد؛ فقط واقعیتهای سرد و آمار. وقتی اجتنابناپذیر رخ میدهد، بهویژه ماجرا را از چشم روث، شخصیت اصلی، دنبال میکنیم؛ سیزده سال بعد میبینیم چگونه تلاش میکند تاب بیاورد، در حالی که بقایای جهان صنعتی و خود بشر کمکم فرو میریزند و پژمرده میشوند. فیلم از جلوههای ساده و سبکی زمخت و طبیعی بهره میبرد که باعث میشود بیش از حد قدیمی به نظر نرسد. علاوه بر این، بیشتر نماها در لوکیشنها و صحنههای محدود ساخته شدهاند، بنابراین زمان تولید تا حدی از خود داستان و تجربه جداست. بازیها واقعی و بسیار خوباند؛ آدمهای واقعی نقش آدمهای واقعی را بازی میکنند — خبری از شخصیتهای پلاستیکی هالیوودی نیست.
آنچه از فیلم باقی میماند احتمالاً یکی از تلخترین، تیرهترین و افسردهکنندهترین آثار است که هر کسی باید دستکم یکبار ببیند. این فیلم یادبودی برای جنگ سرد خواهد ماند و تا وقتی سلاحهای هستهای وجود دارند، هشدارش همواره مرتبط خواهد بود. فیلم مدتها با تماشاگر خواهد ماند.
بار دیگر در فهم انگلیسی بریتانیایی کمی مشکل داشتم، اما این بار واقعاً به کلمات نیازی نبود؛ وحشتی بسیار واقعی را منتقل میکرد که ممکن است همهٔ ما در معرضش باشیم. حالا بیش از هر زمان دیگری به آن آرماگدون نزدیکایم. تنها آرزویم این است که در انفجار اولیه بمیرم؛ آنچه بعد از انفجار میآید از خود انفجار هم بدتر است. خدا به دادمان برسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران