گروهی خلافکار روسی و بریتانیایی و شخصی به نام چارلی مُردِکای ، یک دلال آثار هنری خلافکار و شیک پوش ، برای پیدا کردن یک تابلوی دزدیده شده که شایعه شده کُدی داخلش وجود دارد ، که محل طلاهای گمشده ی نازیها را نشان میدهد ، با هم رقابت میکنند و ...
گروهی خلافکار روسی و بریتانیایی و شخصی به نام چارلی مُردِکای ، یک دلال آثار هنری خلافکار و شیک پوش ، برای پیدا کردن یک تابلوی دزدیده شده که شایعه شده کُدی داخلش وجود دارد ، که محل طلاهای گمشده ی نازیها را نشان میدهد ، با هم رقابت میکنند و ...
فیلمی که خیلی بهتر از چیزی است که منتقدان گفتهاند؛ با این حال اغراقآمیز، فیلمنامهاش گیجکننده و پر از شخصیتها و موقعیتهای بیشازحد جنسیزده است.
دیوید کوپ حتماً به این پروژه خیلی مطمئن بوده است. برای ساخت فیلم سراغ شخصیتی کماهمیت از مجموعه رمانهای کیریل بونفیگلیولی رفت — نویسندهای که عمدتاً میان انگلیسیزبانان شناخته شده است. من هرگز کتابهای این نویسنده را در پرتغال ندیدهام. فیلم...
فیلمی که خیلی بهتر از چیزی است که منتقدان گفتهاند؛ با این حال اغراقآمیز، فیلمنامهاش گیجکننده و پر از شخصیتها و موقعیتهای بیشازحد جنسیزده است.
دیوید کوپ حتماً به این پروژه خیلی مطمئن بوده است. برای ساخت فیلم سراغ شخصیتی کماهمیت از مجموعه رمانهای کیریل بونفیگلیولی رفت — نویسندهای که عمدتاً میان انگلیسیزبانان شناخته شده است. من هرگز کتابهای این نویسنده را در پرتغال ندیدهام. فیلم از نظر تجاری و از نگاه منتقدان شکست سنگینی خورد و من نگران بودم با چه چیزی روبهرو خواهم شد، اما حقیقت این است که فیلم را تا حدی رضایتبخش یافتم.
فیلم با معرفی شخصیتهای اصلی قصه از زبان قهرمان آغاز میشود: چارلی مورتدکای، دلال آثار هنری و آقازادهای خوشگذرانی، همسر زیبا و همراه وفادارش جاک که مردی خشن و بیشازحد مردانه است. از اینجا قهرمان را در ماجرایی دنبال میکنیم که در جستوجوی نقاشی گمشدهای است که احتمالاً اثری از فرانسیسکو گویا باشد؛ اثری که گذشتهای مرتبط با نازیها دارد و گمشده تلقی میشود.
این کمدی تلاش فراوانی میکند تا هرچه خندهدارتر باشد و همه چیز را روی نوعی کمدی اغراقآمیز میگذارد؛ جایی که هر شخصیت به کاریکاتور بدل شده و همهچیز تا مرز مضحکه پیش میرود: مورتدکای مثلاً فقط یک دلال هنر نیست، او یک اشرافزاده ورشکسته با تیکهای خودبزرگبینی و شیفتگی به سیبیلش است (راستی، من خودم هم سیبیل داشتم و شبیه آن بود، اما هرگز نگذاشتم سیبیل بر من مسلط شود، اگر منظورم را میفهمید). همینطور جاک به نوعی گانگستر و ورزشکار جنسی تبدیل شده است. اغراق جواب میدهد: نشدنی است که به این مضحکه نخندید. نمونه بارز آن طرز توهین مورتدکای به آمریکا است، طوری که انگار هنوز یک مستعمره وحشی بریتانیاست.
مشکل اغراق این است که اگر زیاد استفاده شود کارساز نخواهد بود: نیمه دوم فیلم خیلی ضعیفتر است چون از قبل میدانیم از شخصیتها چه انتظاری داشته باشیم. شاید بتوانم این را ببخشم؛ اما سختتر میتوانم بپذیرم که فیلمنامه در پیچوخمهای خودش گم میشود. آیا تنها منم که حس میکنم داستان آنقدر گیجکننده است که حتی شخصیتها هم نمیدانند باید چه کار کنند؟ همچنین از حجم شوخیهای جنسی هم نمیتوانم چشمپوشی کنم. فیلم در آمریکا با ردهبندی سنی بسیار محدود نمایش داده شد، اما در اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دیگر، از جمله پرتغال، اشتباه بزرگی کردند و به فیلم ردهبندی سنی پایینتری دادند و آن را در دسترس مخاطب نوجوان قرار دادند. تقصیر تهیهکنندگان نیست، بلکه به عهده مراجع ردهبندی هر کشور است، ولی این سؤال مطرح میشود که آیا نوجوانان ما که زودتر و با آگاهی کمتر وارد زندگی جنسی میشوند به محتوای تشویقکنندهی جنسی بیشتری نیاز دارند؟ این دیگر در قلمرو خوشگذرانی نیست؛ این انحراف است.
با وجود کارنامهای موفق، جانی دپ در اوج فرم نیست. او این فیلم را بعد از دو شکست دیگر ساخته و در آن دوره حرفهای بدی را میگذرانده که با یک ازدواج جنجالی (و سالها بعد طلاقی پرتنش و رسانهای) همراه بود. نمیدانم زندگی شخصیاش تا چه اندازه بر کارش اثر گذاشته، اما آنچه میتوانم بگویم این است که دپ سایهای از خودِ سابق است. جوکها، طنز و حرکات کمدی که او به خوبی از عهدهشان برمیآمد، اینجا همه تصنعی و خندهدار نیستند. پل بتانی، دوست شخصی دپ و بازیگری صاحبنام، در نقش جاک بسیار مؤثرتر عمل میکند. این نخستینبار نیست که بتانی نقش یک شخصیت خشن را بازی میکند و به نظر میرسد در این نوع نقشها مهارت دارد. خوشحالکننده است که گوئینت پالترو در فیلم هست: با وجود شیمی سرد و تصنعیاش با دپ، به نظرم نقشها چنین چیزی میخواستند و پالترو توانسته به شخصیتش ظرافت و جذابیت اضافه کند. ایوان مکگرگور حمایت خوبی ارائه میدهد اما حضورش تأثیر چندانی ندارد.
از منظر فنی، فیلم ویژگیهای زیادی دارد و کاملاً روشن است که بودجهای شایسته بازیگرانش اختصاص یافته بود. فیلمبرداری بسیار خوب است؛ رنگها، نورپردازی و وضوح عالیاند و از جلوههای ویژه و CGI بهطرزی هنرمندانه و هوشمندانه استفاده شده است. مخصوصاً افکتی که با هواپیماها و نام شهرها به کار رفته و هر بار که شخصیتها سفر میکنند بهخوبی عمل میکند را پسندیدم. لوکیشنها خوب انتخاب شدهاند و دکور و لباسها (بهویژه لباسهای دپ و پالترو) طراحی بسیار خوبی دارند... هرچند باید اشاره کنم که لباسهای مورتدکای با استفاده افراطی از حریر، مخمل و رنگهای تند نوعی رایحهٔ «ثروت تازهبهدستآمده» میدهند که یک اشرافزاده اصیل آن را نکوهش میکرد. موسیقی متن هم بینقص وظیفهاش را انجام میدهد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران