داستان در مورد محاکمه رجانی به اتهام مقدمهچینی برای ترور مائوریتزیو در سال 1995 است. رجانی که به تومر مغزی مبتلا شده و همسرش او را ترک کرده بود، آدمکشی اجیر میکند تا مائوریتزیو را به قتل برساند. او که در آن زمان از مطبوعات لقب «بیوه سیاه» گرفته بود، به 18 سال حبس محکوم و در سال 2016 آزاد شد...
داستان در مورد محاکمه رجانی به اتهام مقدمهچینی برای ترور مائوریتزیو در سال 1995 است. رجانی که به تومر مغزی مبتلا شده و همسرش او را ترک کرده بود، آدمکشی اجیر میکند تا مائوریتزیو را به قتل برساند. او که در آن زمان از مطبوعات لقب «بیوه سیاه» گرفته بود، به 18 سال حبس محکوم و در سال 2016 آزاد شد...
نامزد ۱ جایزهٔ اسکار؛ ۱۸ جایزه و مجموعاً ۸۱ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان4071
زندگی لحظاتی خوب دارد و تصویربرداریاش خوب است، اما برایم سخت بود واقعاً واردش شوم؛ با این حال از آشوب و خیانتهای خانوادگی کمی لذت بردم. از سوی دیگر، لهجههای ایتالیایی گاهی خندهدار بودند و جرد لتو با آن گریم و لهجهاش مضحک بهنظر میرسید. افتضاح نیست و حداقل قابلتماشا است، هرچند میتوانست کمی کوتاهتر باشد. امتیاز: 2.75/5
بهندرت میتوانم این را بگویم، اما بهترین بازیگر...
زندگی لحظاتی خوب دارد و تصویربرداریاش خوب است، اما برایم سخت بود واقعاً واردش شوم؛ با این حال از آشوب و خیانتهای خانوادگی کمی لذت بردم. از سوی دیگر، لهجههای ایتالیایی گاهی خندهدار بودند و جرد لتو با آن گریم و لهجهاش مضحک بهنظر میرسید. افتضاح نیست و حداقل قابلتماشا است، هرچند میتوانست کمی کوتاهتر باشد. امتیاز: 2.75/5
بهندرت میتوانم این را بگویم، اما بهترین بازیگر فیلم بهنظر من جرمی آیرونز است. او رودولفو سالخورده را بازی میکند که همراه با برادر بسیار پرزرقوبرقش، آلدو (ال پاچینو)، خانه مد افسانهای ایتالیایی را اداره میکنند. پسرش مائوریتزیو (آدام درایور) عاشق پاتریزیا (لیدی گاگا) میشود؛ او دختر صاحب یک شرکت حملونقل است و پدر مائوریتزیو از این وصلت راضی نیست. پدر، پسرش را از خود طرد میکند، اما مائوریتزیو کاملاً شیفته زن بلندپرواز و زیرک شده و بهزودی ازدواج میکنند و با عمو وارد همکاری میشوند. در همین حال آلدو که از خود بیخود شده، پسر سادهاش پاولو (جرد لتوی تقریباً غیرقابلشناسایی) سعی میکند با طرحهای خودش نظر عمو را جلب کند — و صحنهای که مرد سالخورده بیپرده حقیقت را میگوید، از دید من بهترین است! خیلی از بهترین بخشها قبلاً در تریلرها لو رفتهاند. گاگا خوب است ولی نه عالی، و زمان زیادی صرف معرفی شخصیتها شده است. وقتی میرسیم به داستان جدیتر درباره اینکه این ازدواج، این خانواده و این کسبوکار چگونه به خودشان خیانت کردند و زخمی شدند، ریتم کند میشود و اتفاقات پایانی خیلی شتابزده روایت میشوند. خیلی از نقطهپایانیها در یک صحنه و با متن روی صفحه خلاصه شدهاند. اگر کمتر روی مقدمات مانور داده میشد، فکر میکنم ریدلی اسکات میتوانست بهتر از علل جالب و سرگرمکننده مشکلات خاندان بهره ببرد. با این حال، فیلم لذتبخش است و سریع میگذرد؛ ارزش دیدن دارد.
این فیلم واقعاً در ریتم دچار مشکل بود. بارها از اینکه جهشهای زمانی چقدر بزرگاند شگفتزده شدم، گرچه همه چیز بهصورت زمانی پیش میرود. بهطور کلی فکر میکنم آنها از یک داستان جذاب کار میکردند اما نتوانستند آن را طوری روایت کنند که کاملاً مجذوبکننده باشد. فیلم فقط تا نیمی از مدتزمانش توانست توجه مرا نگه دارد.
برایم سخت است بفهمم از کجا باید درباره «خانه گوچی» شروع کنم. میتوانم از جایی شروع کنم که فیلم هم آغاز میکند: آخرین صبح زندگی مائوریتزیو گوچی (آدام درایور). یا میتوانم از لهجه عجیب ایتالیایی لیدی گاگا در نقش پاتریزیا شروع کنم؛ همچنین پروتزهای بسیار بحثبرانگیزی که برای جرد لتو بهکار رفته تا پاولو را بازی کند نیز وجود دارد. با در نظر گرفتن اینها، از آنچه از فیلم میخواستم شروع میکنم.
«خانه گوچی» تماشای خوبی دارد. از بازی لیدی گاگا و آدام درایور لذت بردم؛ بهنظرم گاگا بهترین بازیگر فیلم است — پس از «ستارهای متولد شد»، این دومین نقش موفق اوست و مشتاقم ببینم در آثار بعدیاش چه ارائه میدهد. سایر بازیگران هم بسیار خوب عمل کردهاند، از ال پاچینو و جرمی آیرونز گرفته تا جک هاسون و حتی جرد لتو؛ انتخاب بازیگران موفق بوده است. این فیلم ۱۵۸ دقیقهای ریتم قابلقبولی دارد؛ فیلم سریع نمیگذرد اما جریانش حفظ میشود. با این حال موسیقی را دوست نداشتم؛ بعضی انتخابهای موسیقایی عجیباند و بهنظرم با فضای فیلم سازگار نیستند. همچنین گاهی عجیب است که همه به انگلیسی با لهجه حرف میزنند، مخصوصاً وقتی در ایتالیا هستند. دوست داشتم نشان دادن مکان یا سال برخی صحنهها منظمتر باشد؛ نه اینکه فهمیدن سخت باشد، اما بعضی صحنهها که در زمان یا مکان دیگری بودند گاهی با هم قاطی شده بهنظر میرسیدند. این کاستیها بزرگ نیستند و من از این فیلم ریدلی اسکات سرگرمی لازم را گرفتم.
خوشحالم که آن را دیدم، اما کمی ناامیدم چون اکشن کمتری نسبت به آنچه در تریلر نمایش داده شد داشت — هرچند این نکته را میتوان درباره خیلی فیلمها گفت، اما در این یکی اساساً اکشن قابلتوجهی نبود. حتی قتل وعدهدادهشده هم چندان برجسته نبود. با این حال دیدن تاریخچه آن کیف دستیای که به آن افتخار میکنید ارزشمند است. اگر به بیوگرافیهای دنیای مد علاقه دارید، «کوکو قبل از شنل» گزینه بهتری است، و اگر به قتلهای مد علاقهمندید، «ترور جانی ورساچه» از لحاظ دراماتیک تأثیر بیشتری دارد. با این حال این فیلم ارزش افزوده به تاریخچه برندها را دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران