داستان زنی که به خانه دوران بچگیاش برمیگردد و متوجه میشود دوست خیالیای که در کودکی داشته کاملاً واقعی است و از اینکه او را ترک کرده بسیار ناراحت و عصبانی است...
داستان زنی که به خانه دوران بچگیاش برمیگردد و متوجه میشود دوست خیالیای که در کودکی داشته کاملاً واقعی است و از اینکه او را ترک کرده بسیار ناراحت و عصبانی است...
آیا یادتان هست تام پِین نیمهعریان در فیلم «پزشک» (2013) توسط استلان اسکاشگورد بهدام افتاد؟ آن لحظه شاید میتوانست این فیلم را تا حدی بخشیده کند اگر پِین نقش پررنگتری داشت؛ اما بهنظر میرسد او فیلمنامهٔ تکراری را خوانده و تصمیم گرفته فقط یک روز فیلمبرداری کند، بنابراین تقریباً نقشی ندارد. آنچه فیلم نشان میدهد همان کلیشهٔ همیشگی خانوادهٔ ناکارآمد است: او تازه با انیماتور...
آیا یادتان هست تام پِین نیمهعریان در فیلم «پزشک» (2013) توسط استلان اسکاشگورد بهدام افتاد؟ آن لحظه شاید میتوانست این فیلم را تا حدی بخشیده کند اگر پِین نقش پررنگتری داشت؛ اما بهنظر میرسد او فیلمنامهٔ تکراری را خوانده و تصمیم گرفته فقط یک روز فیلمبرداری کند، بنابراین تقریباً نقشی ندارد. آنچه فیلم نشان میدهد همان کلیشهٔ همیشگی خانوادهٔ ناکارآمد است: او تازه با انیماتور خیرخواهی به نام جسیکا (دوواندا وایز) ازدواج کرده و تلاش میکند با دو دخترش رابطهٔ خوبی داشته باشد — نوجوان تیلور (تیگن برنز) و کوچکتر، آلیس (پایپر بران). خانواده تصمیم میگیرند به خانهٔ پدر او که اکنون در آسایشگاه است نقل مکان کنند و خیلی زود کوچکترها یک خرس عروسکی را پیدا میکنند. بله، یک خرس تدی — اما این خرس اصلاً خوشرفتار نیست؛ کاملاً بدذات است و سعی میکند همه را (بهجز تام که تا آن موقع فرار کرده) به واقعیتی موازی بکشد که پر از اتاقها و سناریوهای مختلف است؛ بعضی کمضرر، بعضی خطرناکتر. جس به زودی درمانده میشود اما همسایه، گلوریا (بِتی باکلی)، با نصیحتهایی ظاهر میشود که شاید کمک کنند — یا شاید نه.
فیلم دقیقاً همان چیزی است که از پیش انتظار دارید: هیچ چیز خلاقانهای در آن نیست، بازیها در بهترین حالت متوسطاند و بعضی دیالوگها چنان بیپایهاند که مخاطب را به تعجب وا میدارند. این یک اثر استاندارد از نوع تولیدات بلامهاوس است که بیشتر بهعنوان وقتگذرانی عمل میکند و نیازی به بهکار انداختن ذهن بیننده ندارد — در واقع میتوانستید فقط ده دقیقهٔ پایانی را ببینید و بخش زیادی از فیلم را از دست ندهید.
پایپر بران شایستهٔ تحسین است، اما در مجموع «Imaginary» شکست میخورد. من با داستان همراه نشدم و هیچوقت برای شخصیتها دلم نسوخت؛ حتی آلیسِ بران با اینکه بازی بسیار خوبی دارد، چندان جذاب نیست. دوواندا وایز کمی کسلکننده است و تام پِین هم هرچند نقش کوتاهی دارد، بازیاش قانعکننده نیست — در حالی که میدانیم توانایی بازیگری او بیشتر از اینهاست. شخصیتهای منفی هم بد استفاده شدهاند؛ خرس تبلیغشده در پوستر پرنمایش اما خستهکننده است؛ نیاز به نمایشِ نوعی نقشآفرینی شبیه به «چاکی» بود، نه همان نگاههای خالی که هر چند دقیقه تکرار میشود. پایانبندی هم کشدار است و چند بار فکر کردم زودتر تمام میشود اما فیلم راهی برای ادامه پیداکردن پیدا کرد؛ هرچند آزاردهندهٔ عمدهای هم ندارد. موسیقی فیلم دستکم قابل قبول است.
نکتهٔ بامزه اینکه مدتی طول کشید تا بفهمم اسم خرس «چانسی» است — آنقدر برایم آشنا نبود که دفعهٔ اول درست متوجه شوم. در جمعبندی، حق تقدیر به پایپر بران میرسد اما از نظر بازیگران و تیم سازنده میشد عملکرد بهتری ارائه شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران