اولین چیزی که دقیقاً لحظهای بعد از پایانِ Sunshine Cleaning به ذهنم رسید این بود که «میتوانستم حداقل یک ساعت دیگر هم به تماشای این فیلم ادامه دهم». نه فقط بهخاطر پایانِ کمی ناگهانیاش، بلکه بیشتر به این خاطر که از دیدنِ این فیلم بهقدری لذت بردم که واقعاً از تمام شدنِ آن ناامید شدم. مثل آن کتابی است که آنقدر جذاب است که هر...
اولین چیزی که دقیقاً لحظهای بعد از پایانِ Sunshine Cleaning به ذهنم رسید این بود که «میتوانستم حداقل یک ساعت دیگر هم به تماشای این فیلم ادامه دهم». نه فقط بهخاطر پایانِ کمی ناگهانیاش، بلکه بیشتر به این خاطر که از دیدنِ این فیلم بهقدری لذت بردم که واقعاً از تمام شدنِ آن ناامید شدم. مثل آن کتابی است که آنقدر جذاب است که هر کلمهاش را میخواهی هورت بکشی، اما از تمام شدنِ آن هم هراس داری.
Sunshine Cleaning دربارهٔ دو خواهر است که بهخاطر مشکلات مالی شدید تصمیم میگیرند کسبوکاری راه بیندازند: «حذف زیانهای بیولوژیک/تمیزکاری صحنهٔ جرم»، یعنی تمیزکردن خانههایی که افراد در آنجا مرگهای وحشتناکی داشتهاند. ایده ساده است، اما اجرا بسیار دلنشین و گرم است؛ نیمهتراژدی و نیمهکمدی. این فیلم فقط دربارهٔ پاککردن خرابههای دیگران نیست، بلکه دربارهٔ پاککردن بخشی از بارهای خودشان هم هست، مخصوصاً وقتی با خاطرهٔ مرگی مشابه با کاری که حالا روزمرهشان شده روبهرو میشوند. در میانهٔ همهٔ اینها باید با پدر عجیب و غریبشان، پسر خاص خواهر بزرگتر، عشق، فقدان، شکست و یک نورِ امید سر و کله بزنند. شاید این توصیف کمی احساساتی و کلیشهای به نظر برسد، اما واقعاً اگر قرار بود چنین باشد، از آن متنفر میشدم — باور کنید.
امی آدامز نقش رز، خواهر بزرگتر، و امیلی بلانت نقش نوره، خواهر جوانتر و سرکش را بازی میکند. بهندرت شده که بین دو بازیگر اصلی چنین شیمی و انرژی قوی ببینم. این دو زن طوری بازی میکنند که انگار سالهاست با هم کار میکنند و از نظر ظاهر هم واقعاً شبیه خواهرند. رز واضحاً آن یکیِ پخته و مسئولتر است، در حالی که نوره بیشتر جریان را میپذیرد، نگرانی کمتری دارد و مسئولیتپذیری را کنار میگذارد. بهنظر میرسد پیوند آنها نه صرفاً خویشاوندی، بلکه سرنوشت و سختیهای دوران کودکی است که هر دو را دچار تأثیر کرده، هرچند هر کدام با راهی متفاوت با آن روبهرو شدهاند. رز سخت تلاش میکند زندگی بهتری برای خودش و پسرش بسازد و کمتر خوششانس است؛ نوره اما بیمحابا پیش میرود و از بزرگشدن طفره میرود.
امی آدامز و امیلی بلانت هر دو نشان میدهند که ستاره و بازیگر قابلی هستند؛ حالا رسماً میتوانم خودم را طرفدارِ هر دویشان بنامم. بازیشان خام و واقعی است؛ یکی شیرین و دیگری تند، بدون اغراق. آلن آرکین هم در نقش پدرشان بسیار خوب است: عجیب، تلخ اما دوستداشتنی، ایدهآلگرا و انگار در وضعیتی از انکار آرام قرار دارد. او تقریباً همان نقشِ پدر بداخلاق را که در فیلم دیگری از تهیهکنندگان این اثر، Little Miss Sunshine، داشت تکرار میکند؛ چنین نقشهایی انگار برای او نوشته شدهاند. نقش خوب دیگری را کلیفتون کالینز جونیور بازی میکند؛ او وینستون صاحب فروشگاه ملزومات نظافتی است و همان جرقهٔ کوچک خوششانسی است که رز شدیداً به آن نیاز دارد. در واقع، تقریباً همهٔ بازیگران آنقدر بهخوبی انتخاب شدهاند که گویی واقعاً با هم خانوادهاند و در موقعیتی واقعی قرار دارند. فیلم هرگز ساختگی بهنظر نمیرسد، گرچه میتوانست خیلی راحت در دام ملودرام و احساسات نمایشی سقوط کند، اما چنین اتفاقی هرگز رخ نمیدهد.
معمولاً وقتی فیلمی در آستانهٔ تبدیلشدن به کلیشه است اما موفق میشود، علتش یکی یا دو عامل است. اما در Sunshine Cleaning همهٔ عوامل دستبهدست هم دادهاند: بازیگران، فیلمنامه، دیالوگها، کارگردانی، فیلمبرداری، تولید — همه چیز عالی است. واقعاً کم میآورم از صفات مثبت برای توصیف این فیلم.
مایل بودم به این فیلم ده ستاره بدهم، هرچند یک نکتهٔ کوچک به نظرم ناموفق بود: پایان. از نظر داستانی ایرادی ندارد، اما آنقدر ناگهانی تمام میشود که انگار نوار تمام شده باشد. این موضوع کمی من را گیج کرد. با این حال... به هر حال این فیلم شایستهٔ ده ستاره است، بهراحتی.
در پایان، Sunshine Cleaning داستانی زیبا و ماهرانه دربارهٔ زمینخوردنِ سخت و دوباره بلند شدن است. حس واقعی فیلمهای مستقل را دارد و درواقع جواهری کوچک از سینمای هنری است. اگر بخواهید بدانید چه انتظاری از این فیلم داشته باشید، همینقدر بگویم: فیلمی گرم، احساسی و دلپذیر. من بهشدت دیدنِ Sunshine Cleaning را به تقریباً همهٔ مخاطبان پیشنهاد میکنم. این فیلم واقعاً فوقالعاده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران