بعد از گریختن از سیاره بیگانگان، سفینه ی «الن ریپلی» هم در آن است، در یک معدن سقوط می کند. ریپلی می فهمد که یک موجود بیگانه که بطور مخفیانه وارد سفینه شده، علت سقوط بوده است. این موجود بیگانه شروع به کشتن ساکنان معدن می کند، اما ریپلی نمی داند که دشمن اصلی او چیزی بیشتر از این موجود بیگانه است.
بعد از گریختن از سیاره بیگانگان، سفینه ی «الن ریپلی» هم در آن است، در یک معدن سقوط می کند. ریپلی می فهمد که یک موجود بیگانه که بطور مخفیانه وارد سفینه شده، علت سقوط بوده است. این موجود بیگانه شروع به کشتن ساکنان معدن می کند، اما ریپلی نمی داند که دشمن اصلی او چیزی بیشتر از این موجود بیگانه است.
نامزد ۱ جایزه اسکار؛ ۵ جایزه و در مجموع ۲۵ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان4589
Aliens فیلم اکشن خوبی است، اما آن را کمارزش کرد چون جانشین موجودی فوقالعقل و نشدنی با لشکری از هیولاهای بیمغز شد. این قسمت سوم تنها یک موجود دارد، اما متأسفانه به همان اندازه بیمغز است. وقتی ریپلی (ویور) روی یک سیاره زندان فرود میآید که پر از آدمهای خشن است و سالهاست زنی ندیدهاند، با کشف یک بیگانهٔ فراری از رئیس زندان میخواهد اسلحهها...
Aliens فیلم اکشن خوبی است، اما آن را کمارزش کرد چون جانشین موجودی فوقالعقل و نشدنی با لشکری از هیولاهای بیمغز شد. این قسمت سوم تنها یک موجود دارد، اما متأسفانه به همان اندازه بیمغز است. وقتی ریپلی (ویور) روی یک سیاره زندان فرود میآید که پر از آدمهای خشن است و سالهاست زنی ندیدهاند، با کشف یک بیگانهٔ فراری از رئیس زندان میخواهد اسلحهها را بیاورند؛ و وقتی میگویند اسلحه نیست، خودش هم باور نمیکند — و ما هم باور نمیکنیم. بازی خوب در گذشته خیلی از فیلمنامههای ضعیف را نجات داده، اما اینجا نه. دنِس در پردهٔ اول کشته میشود، همانطور که رئیس زندان کلیشهای (گلوور) نیز از بین میرود، و تنها سیگورنی ویور، به همان قوت همیشگی، و جمعی بازیگر فرعی باقی میمانند. هرچند فیلمبرداری کلوزآپِ فینچر که از صحنههای گرانقیمت هدررفته استفاده کرده، به حس وحشت تنگنفسِ فیلم کمک میکند.
با اَخموها شوخی نکنید!
من واقعاً این فیلم را دوست دارم. اساساً یک فیلم دربارهٔ هیولای فراری است، اما فضاسازی در یک کلونی زندان علمی ـ تخیلی — همراه با تندرویهای مذهبی — تجربهای مهیج و پرجوّ میسازد. اگر این فیلم بهصورت مستقل و بدون پیشینهٔ Alien و Aliens بود، نسخهٔ بلندِ ویژه (Special Edition) احتمالاً برداشت متفاوتی ایجاد میکرد.
جمعی از بازیگران بریتانیایی برای خلق تنشی مملو از هیجان صف کشیدهاند و کارگردان دیوید فینچر با فیلمبردار الکس تامسون تصویری هم زیبا و هم هراسآور عرضه کردهاند. کابوس فلزی اتاقها و بتن سرد با هم ترکیب شدهاند تا تعقیب و پارانویا را شکل دهند — نوعی پستپانک تصویری که بهطرز منحصربهفردی با دنیأ آیندهٔ Alien همخوانی دارد. و البته سیگورنی ویور در مرکز قرار دارد، حضور آرامشبخشی میان قاتلان، متجاوزان و آزاردهندگان کودکان.
من میتوانم بدون تلاش برای پایانی متعالی زندگی کنم، اما در نسخهٔ بلند چیزهای زیادی برای مفتون شدن دارد. این فیلم نشان داد فینچر کارگردانی است که باید او را دنبال کرد — اگر او فرصت کامل برای ساختن دیدگاه خودش را داشت، چه میشد؟ در هر حال، این آغاز قابلتوجهی برای کارگردانی اوست.
برتر در همهٔ جوانب نسبت به اکشن صرفِ Aliens،
Alien 3 این مجموعه را به ریشههای هنریِ وحشت بازمیگرداند که ریدلی اسکات پایه گذاشت. دیگر خبری از بچههای دیزنی، پایانهای شاد و آدمهای مسلحِ هیجانطلب نیست.
این فیلم تجربهای زیبا و تاریک است و دنبالهٔ واقعی Alien (1979) بهشمار میآید. اجراها بهطور کلی عالیاند — بهویژه چارلز دنسی بهعنوان پزشک زندان، کلمِنس، و البته سیگورنی ویور که بهترین نقشآفرینیاش را در نقش ریپلی ارائه میدهد.
شاهکاری از دیوید فینچر که وحشت و کرامت را به سری بازمیگرداند. خدا را شکر برای Alien 3!
پایان یک سهگانهٔ حماسی (با اسپویلِ خفیف)
همهچیز دربارهٔ این فیلم قبلاً گفته شده، اما بیایید ببینیم چرا امتیاز آن در سایتهای دیگر پایین است. نقدِ رایجی که محبوبیت زیادی دارد چند نکته مطرح میکند: بین اوقات تماشاگر بیحوصله میشود و در لحظاتی از صحنههای نامأنوس و غریب گیج میشود.
صحنهها چقدر غریب بودند؟ آیا بیش از حد بیگانه بودند؟ و اینکه با فیلمبرداری استثنایی و ریتمی که بهدرستی اجازهٔ پیش رفتن میدهد، احساس من این است که کسلکننده نبوده. بعضی میگویند فیلم آشفته و شتابزده است؛ اما داستان برای من خطی بهنظر آمد — پس آیا کسلکننده است یا شتابزده؟
این نقدها اغلب صرفاً میگویند «بد است» بدون ارائهٔ دلیل. دربارهٔ چارلز داتن گفتهاند خوب است اما شخصیتش توسعهٔ کافی ندارد؛ به نظر من شخصیت داتن نیاز به «توسعه»ٔ بیش از حد ندارد — چه انتظاری دارید، تبدیل شدنش به آدم دیگری؟ شخصیتهای فرعی هم جزئیاتی دارند؛ مثلاً یکی از نگهبانان که ظاهراً کمهوش است، ناگهان جانش را فدا میکند؛ این خود توسعهٔ قوی برای یک نقش فرعی در یک تریلر علمیـتخیلی است. مشکل اصلی کسانی که Alien 3 را ناموفق میدانند این است که فیلم را با انتظارات اشتباه میسنجد: این فیلم نه یک فیلم وحشت مثل Alien و نه یک اکشن پرهیجان مثل Aliens است.
در مجموع، از آنجا که Alien 3 به روش خاصی سرنوشت ریپلی را تمام میکند — شیک و اصیل، بدون تحقیر شعور بیننده یا بازپختن دوبارهٔ خطوط قبلی داستان — من پنج ستاره میدهم.
آیا گوردون رمزی کارگردانی کرده؟ فحشهای فراوان!
سیگورنی ویور تماشایی است، در حالی که چارلز اس. داتن و چارلز دنِس اضافههای قویای هستند؛ بهویژه داتن. موسیقی فیلم و نمایش بیشتر از خود بیگانه هم از نکات مثبتاند؛ دقیقاً همان چیزی که من در دو قسمت اول آرزو میکردم.
داستان بهترین نیست اما کاملاً دیدنی است، و پایان آن نسبتاً خوب است. یک نقدم دربارهٔ دیالوگهاست: فیلم سرشار از کلمهٔ «f—» است؛ انگار هر دو کلمه یک بار تکرار میشود. من با استفاده از فحش مشکلی ندارم، اما اینجا افراط شده است.
در کل، فیلم نسبت به دو قبلی افت کرده اما همچنان سرگرمکننده است و اثری قابلتوجه برای آغاز کارگردانی دیوید فینچر محسوب میشود.
قسمت سوم مجموعه مشتاقانه به فضای تنگتر و خفقانآورِ نسخهٔ اول بازمیگردد: ریپلی (سیگورنی ویور) در یک کلونی زندان که زیر نظر اندروز (برایان گلوور) اداره میشود فرود میآید؛ زندانیان آدمهای نامطبوعیاند. خیلی زود پس از ورود او، یکی از زندانیان در یک پنکهٔ تهویهایِ عظیم تکهتکه میشود — یا شاید نشد؟ شک او وقتی بیشتر میشود که یکی از سگهای نگهبان دچار حملهٔ شدید گاستروانتریت میشود! با کمک پزشک سابقالجرم کلمِنس (چارلز دنِس)، ریپلی باید همنوعان شکاکش را برای یورش قریبالوقوع بسیج کند و در عین حال با اطلاعات شخصی هولناکی هم روبهرو شود. فیلم حالوهوای بریتانیاییتری دارد که همیشه جواب نمیدهد: گلوور بیش از حد بازی میکند، و پل مکگن، دنِس و حتی دنی وبب (از Morse) حمایت کافی به ویور نمیدهند تا همان حس خطرِ نسخهٔ اول را به وجود بیاورند. با این حال، فیلمبرداریِ دقیق صحنههای داخلی و ریتم ماهرانهٔ فینچر حس تهدید را بدون نیاز به خونریزی و جلوههای ویژهٔ افراطی ایجاد میکند. پایان فیلم تا حدودی بیرمق است، اما بههرحال ساختِ علمیـتخیلیِ ترسناکی است که باوجود اینکه در سطح دو قسمت اول نیست، دیدنی است.
اینک که فیلم بیش از ۶۰٪ رأی دارد خوشحالم. زمان زیادی را صرف دفاع از Alien 3 بهعنوان افزودهای درخشان به مجموعه کردم. بخش زیادی از بغض نسبت به آن بهخاطر سرنوشت شخصیتهایی است که در Aliens با آنها آشنا شده بودیم.
ایدهٔ «سگ» برای بیگانه جالب بود و چرخش تازهای به موجود داد. و دیوید فینچر... واقعاً سبک او بهشدت با این مجموعه همخوانی دارد: تیره و ساختاری و بهنوعی شبیه Mad Max.
این فیلمِ Alien ای است که دههٔ ۹۰ لایقش بود، نه Resurrection. فیلمی تاریکتر از Aliens و بسیار بیشتر در ژانر وحشت، نزدیکتر به قالب Alien اصلی. Alien 3 کمتر سروصدا دارد و بیشتر به فضایی تکموجودی برمیگردد؛ نتیجه اگر انتظار «مارینهای فضایی» و اکشنِ بیشتر نداشته باشید، قابلقبول است.
فیلمی که اگر با شروع بدی روبهرو شود، پایان خوبی هم نخواهد داشت — با این حال ارزشهایی برای برجسته کردن دارد.
بدون تردید دو فیلم اول مجموعهٔ Alien کلاسیکاند و در میان بهترین آثار وحشت و علمیـتخیلی جایگاهی ویژه دارند؛ آنها نمونههاییاند که همهچیز در آنها بهخوبی با هم جور درآمده است. این فیلم از پسِ آنها برنمیآید و دلیلش هم به گذشتهٔ آشفتهاش برمیگردد. از ابتدا میان استودیو، تهیهکنندهها، دیوید فینچر و تیم فیلمنامه اختلافات و سردرگمیهای مداومی بود؛ صحنهها و فیلمنامه مرتب تغییر کرد، میلیونها دلار صرف برداشتهای دوباره شد و حتی صحنههایی ساخته شدند که هیچگاه استفاده نشدند. در چنین فضای پرتنشی ساختن یک فیلم عالی تقریباً ناممکن بود.
داستان ادامهٔ ماجرای لیفتنانت ریپلی را دنبال میکند: آتشسوزی مرموزی باعث میشود سفینهٔ حامل او کپسولها را بیرون پرتاب کند و از سه بازماندهٔ فیلم قبل تنها او توسط ساکنان یک کلونی زندان فضایی نجات مییابد. آنجا محلی دورافتاده است، زندانیان اندکاند و بسیاری به نوعی معنویت عجیب پناه بردهاند. ریپلی با کمک پزشکِ مقیم پی میبرد که یک بیگانهٔ زنده روی کشتی بوده و تهدید در حال رشد در کلونی است.
فیلم نقاط قوتی دارد: فیلمبرداری، دکور و لباسها عالیاند و با فیلمهای قبلی هماهنگاند؛ حس تهدید و تنش هنوز حضور دارد و کارا است، هرچند دیگر تعجبی از توانِ کشتار زنونومور نمیبینیم. موسیقی، جلوههای صوتی، تدوین و جلوههای ویژه همچنان حرفهای و پرهزینهاند. عملکرد بازیگران هم رضایتبخش است: سیگورنی ویور نقش را بهخوبی بر دوش میکشد و با تعهدش به کار به آن قوت میبخشد؛ چارلز دنِس نیز حمایت قابلقبولی ارائه میدهد، اما آنها تقریباً تنها بازیگران قوی فیلماند و بقیه ضعیفترند. حتی حضور کوتاه لنس هنریکسن هم هرچند کمثمر است، اما خوب است.
با این حال مشکلاتی که فیلم را تضعیف میکند به فیلمنامه بازمیگردد: مثلاً بهراحتی بازماندگان قسمت قبل را کنار میگذارد و آنها را در خواب میکشد. همچنین رفتار زنونومور — اگرچه در کشتار بسیار مؤثر است — شبیه رفتار طبیعی یک حیوان نیست: در طبیعت حیوانات معمولاً برای غذا یا دفاع میکشند، اما این موجود گاهی انگار از سر لذت هم میکشد؛ فیلم این جنبهٔ هوشمندی شبیهانسانی را بررسی نمیکند و فقط هیولا را رها میکند تا بیهدف آدم بکشد. این بهعنوان عنصر وحشت کار میکند، اما از تیزی و زیرکیای که میتوانست جذابترش کند، محروم است. همچنین پیامدهای مسائل مذهبی و معنوی زندانیان که در فیلم مطرح میشود، بهخوبی پرداخت نشده و فقط در نماهایی از نیایشهای آخرالزمانی نشان داده میشوند. اگر همهٔ زندانیان آدمهای سابقاً خشنیاند، چرا فیلم نتوانسته از خشونت و «تجربهٔ جنایی» آنها در دفاع از خود بهره ببرد؟
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران