ایستوود هنوز سرحال است؛ در فیلم جدیدش ناامیدتان نمیکند. و بله، حتی چند دقیقه صحنهٔ اکشن هم دارد. ⭐⭐⭐⭐⭐
فیلم قابل قبول بود، اما برای من دقیقاً آنچیزی نبود که از آثار اخیر ایستوود انتظار دارم. بازی او با سبک آرامشبخشاش در برخی لحظات فیلم را جلو میبرد، اما نمایش ضعیفتر چند بازیگر دیگر حواسم را پرت میکرد. مثلاً درویت یوآکام، که همیشه صدایش را دوست...
ایستوود هنوز سرحال است؛ در فیلم جدیدش ناامیدتان نمیکند. و بله، حتی چند دقیقه صحنهٔ اکشن هم دارد. ⭐⭐⭐⭐⭐
فیلم قابل قبول بود، اما برای من دقیقاً آنچیزی نبود که از آثار اخیر ایستوود انتظار دارم. بازی او با سبک آرامشبخشاش در برخی لحظات فیلم را جلو میبرد، اما نمایش ضعیفتر چند بازیگر دیگر حواسم را پرت میکرد. مثلاً درویت یوآکام، که همیشه صدایش را دوست داشتهام، گاهی دیالوگها را خشک و بیروح ادا میکرد.
زیاد وارد نقد ریز نمیشوم؛ در کل فیلم دیدنی بود. فقط احساس میکنم اگر ایستوود در بعضی صحنهها کمی پرانرژیتر عمل میکرد، فیلم جرقهٔ بیشتری داشت — مثلاً با همان نگاه محزون و کند و حرکات دست نزدیک کمربند که انگار خشاب نیست.
فیلمی متوسط از کلینت ایستوود.
«Cry Macho» قابل قبول است؛ من از تماشایش لذت بردم، هرچند خیلی درگیرش نشدم و مشکل جدیای هم ندیدم. از نظر من نمرهٔ تقریبیاش 7 از 10 است.
در 91 سالگی، ایستوود همچنان بازی میکند، کارگردانی و تهیهکنندگی میکند — باید به دوام و پایداریاش احترام گذاشت! دیدنش همچنان سرگرمکننده است. در بازیهای مکمل چیز خاصی به چشم نمیآید، با این حال ادواردو مینت و ناتالیا تراون قابل قبولاند.
بیش از این حرفی ندارم. فیلم رضایتبخش است.
نویسندگی ضعیف و بازیها حداکثر میانردهاند. کلینت ایستوود خیلی پیر شده که حتی بخواهد نقش یک معشوق را بازی کند. صحنههایی که چند خانم جوان به دنبال او هستند، مضحک به نظر میرسید. او همچنین برای نقش قهرمان اکشن خیلی سن دارد. در صحنههای نمایش مهار اسبها، تقریباً میشد حدس زد بدلکار برای گرفتن افسار فراخوانده میشود. پسرک قرار بود جوانی کوچهبازاری و سرکش باشد، اما تنها نشانهٔ آن این بود که ظاهراً میتوانست ماشینهای قدیمی را بدزدد. در کل، اگر از خاطرات خوبتان دربارهٔ کلینت ایستوود محافظت میکنید، توصیهام این است که این فیلم را نادیده بگیرید تا تصویر او در ذهنتان لکهدار نشود.
یکی از بهترین صحنههای «Cry Macho» مربوط به زبان اشاره است. در واقع حتی صحنهٔ مستقل هم نیست؛ فقط یک تبادل کوتاه اما دلنشین است. اشاره میکنم چون کاش بخشهای بیشتری از فیلم اینگونه بودند.
هر دو قهرمان فیلم انگلیسی حرف میزنند، اما در عین حال مسئلهٔ مانع زبانی وجود دارد. دقیقتر بگویم، بازیگری که نقش رافائل را بازی میکند، ادواردو مینت، تقریباً هر بار که حرف میزند آدم را وسوسه میکند که دکمهٔ بیصدا را بزند — مگر وقتی که به زبان مادریاش اسپانیایی برمیگردد.
این تقصیر جوان نیست و برای بهترینها هم پیش میآید؛ فقط کافی است به ژان گابَن در «Moontide» یا خاویر باردم در «Loving Pablo» یا سلمی حایِک، سوفیا ورگارا و پنلوپه کروز در نقشهای انگلیسیزبانشان گوش دهید.
میدانم او نقش پسری مکزیکی را بازی میکند که انگلیسی زبان دومش است و آگاه هم هستم که شخصیتش قرار نیست فوراً با تماشاگر خودی شود — در واقع رافائل تا پایان چندان تغییر نمیکند یا عاقلتر نمیشود — اما دوست دارم فکر کنم این از پیش طراحیشده است؛ کل فیلم شاید بخشی کوتاه از یک دایرهٔ بلند باشد و گفتوگوی جذابِ تقریباً پایانی مایک (کلینت ایستوود) و رافائل نوید میدهد که مسیر رواییِ رافائل در نهایت کامل میشود و او به همان میزانِ عقلانیت (اگر نه سنِ برابر) نزدیک میشود که همراه کنونیاش دارد.
ما فقط کمی بیشتر از آنچه دربارهٔ مایک میفهمیم دربارهٔ مقصد رافائل میفهمیم، اما گذشتهٔ یکی و آیندهٔ دیگری در حالِ حاضر هر دو مرد بهخوبی ضمنی هستند؛ طنز ماجرا این است که رافائل نمیتواند از انتخابهای بدی که در انتظارش است فرار کند، درست همانطور که مایک — که نصیحتهایش مثل هشدارهایی بیفایده بر زمین مینشیند؛ خرد چیزی است که بهدست میآید و قابل انتقال نیست — نمیتواند برگردد و از لغزشهای گذشتهاش جلوگیری کند. بنابراین اتفاقات فیلم، به نوعی، پیشدبستانیِ آموزشیِ سختِ رافائلاند.
شاید دارم زیادی روی ماجرا فکر میکنم؛ شاید این فقط چیزی بود که ذهنم هنگام بیتوجهی به لهجهٔ افتضاح انگلیسیِ مینت به خودش اختصاص داد. ایستوود بهتر بود رافائل را بهاندازهٔ مایک در زبان انگلیسی ناتوان نشان میداد (یا حتی میشد رافائل تا پایان از حرفزدن به زبان مایک امتناع کند تا در پایان و پس از کسب مقدار کمی از احترام مایک، تعجب ایجاد شود)، تا ارتباطات غیرکلامی بیشتری شکل میگرفت.
آموزش مرد جوانی دربارهٔ چموخم زندگی در سفر از مکزیک
یک ستارهٔ سابق رُدئو که بسیار سالخورده است (کلینت ایستوود) مأمور میشود پسر نوجوان یک دامدار (نقشها بهترتیب ادواردو مینت و دروایت یوآکام) را از مکزیکو سیتی به غرب تگزاس بازگرداند؛ در این مسیر ماجراهای مختلفی برایشان رخ میدهد. فرنندا اورِخئولا نقش مادر پسر را بازی میکند و ناتالیا تراون هم نقش زنی را دارد که در راه با آنها آشنا میشوند.
«Cry Macho» شباهتهایی با فیلمهای قبلی ایستوود مانند «The Mule»، «Gran Torino»، «A Perfect World»، «Honkytonk Man» و «Bronco Billy» دارد. این یک فیلم جادهای است که شخصیتها در طول سفر با هم آشنا میشوند. ظرافت کار در تضادِ یکی که در حال بالغشدن است و دیگری که در آستانهٔ مرگ قرار دارد نهفته است.
فیلم دربردارندهٔ درام، طنز، احتمال خشونت و کمی رومانس است. مانند «The Mule» و «Bronco Billy» تا حدی روزمره است، اما بهنوعی (تا حدودی) روشنگر و دلگرمکننده هم هست.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۴ دقیقه است و در مناطق مرکزی نیومکزیکو فیلمبرداری شده است.
نمره: B / B-
من بیش از احترام به کلینت ایستوود ندارم؛ او در روزگار خودش بازیگر درخشانی بود، اما دیدن پیرمردی که همینقدر هم سخت راه میرود و تلاش میکند برای دنبالکردن یک مرغ بدود، دردناک بود! ده دقیقه تماشا کردم و بعد نتوانستم ادامه دهم، اما او کارگردان و تهیهکنندهٔ بزرگی است. به نظرم باید از ستارههای قدیمی هالیوود در تیم نویسندگی بیشتر استفاده شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران