هشت سال بعد از اینکه «بتمن» ( کریستین بیل ) تمام جنایت های «هاروی دنت» را گردن میگیرد، رهبر گروهی از تروریست ها بنام «بین» ( تام هاردی )، شهر گاتهام را ویران می کند و اینگونه است که شوالیه تاریکی برای محافظت از شهر باز می گردد...
هشت سال بعد از اینکه «بتمن» ( کریستین بیل ) تمام جنایت های «هاروی دنت» را گردن میگیرد، رهبر گروهی از تروریست ها بنام «بین» ( تام هاردی )، شهر گاتهام را ویران می کند و اینگونه است که شوالیه تاریکی برای محافظت از شهر باز می گردد...
نامزد دریافت ۱ جایزه بفتا — در مجموع ۴۵ جایزه و ۱۰۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان75
فکر میکنم این فیلم پایان باشکوهی برای سهگانه بتمن نولان بود. شاید The Dark Knight Rises ضعیفترینِ سهگانه باشد، اما وقتی از مقیاسی در این حد حرف میزنیم، باز هم از بهترین فیلمهایی است که در چند سال اخیر دیدهام.
منتظر بتمن بیشتری بودم (خصوصاً با مدت زمان ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه)، اما هرچند داستان سقوط بروس وین و گاتهام خوب بود، برایم شگفتانگیز نبود....
فکر میکنم این فیلم پایان باشکوهی برای سهگانه بتمن نولان بود. شاید The Dark Knight Rises ضعیفترینِ سهگانه باشد، اما وقتی از مقیاسی در این حد حرف میزنیم، باز هم از بهترین فیلمهایی است که در چند سال اخیر دیدهام.
منتظر بتمن بیشتری بودم (خصوصاً با مدت زمان ۲ ساعت و ۴۵ دقیقه)، اما هرچند داستان سقوط بروس وین و گاتهام خوب بود، برایم شگفتانگیز نبود. این یکی از معدود نقدهای من است — فیلم طولانی بود اما بهنظرم برای داستانی که روایت میشد شاید باز هم کم بود؛ با اطمینان میگویم این حجم از داستان میتوانست در دو فیلم بهتر جا بیفتد.
بازیگری، تدوین، ریتم، موسیقی متن و تم کلی همان کیفیت «نزدیک به بینقص»ی را داشت که از فیلمهای کریستوفر نولان انتظار میرود. واقعاً این آدم بلد است چطور فیلم بسازد!
لازم نیست طرفدار بتمن باشید تا از این فیلمها لذت ببرید؛ این سهگانه بهنظر من بیشک بهترین نمایش اسطورههای کمیک در پرده بزرگ است. تقریباً بینقصاند.
شخصاً فکر میکنم این فیلم دستکمی از The Dark Knight ندارد، شاید حتی بهتر باشد.
برخی معتقدند فیلم برای داستانش طولانی است؛ من اینطور نپنداشتم. مدت زمان فیلم طولانیتر از برخی فیلمهاست اما اصلاً چنین احساسی نمیدهد. خوشم آمد که فیلم اجازه داد داستان پخته شود بهجای آنکه عناصر بیشتری را بیهدف در آن بگنجانند — این به خلق یک پایان دراماتیک کمک کرد (مثل یک قطعه موسیقی کلاسیک که آرام و ساکت است تا رسیدن به کرشندو نهایی).
در نهایت، پسندیدن این فیلم بستگی دارد به اینکه کارهای کریستوفر نولان را دوست داشته باشید یا تا کنون سهگانه بتمنِ نولان را قبول داشته باشید. بهنظر من فوقالعاده است.
The Dark Knight Rises یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۱۲ است. داستان آن طوری است که هر بار وسوسه میشوید دوباره ببینیدش. بهعلاوه، بهنظرم یکی از بهترین شرورهای تاریخ سینما را دارد: بین! بتمن مثل همیشه خوب بازی شده و بازیگران هم بهخوبی انتخاب شدهاند. فکر میکنم این فیلم بهترین نسخه بتمنی است که تا به امروز به نمایش درآمده — یا به عبارت دیگر یکی از تاریکترین و بهترینِ آنها.
شکی نیست که این فیلم یکی از بهترینهای این دوران است. فیلم در آنچه میخواهد ارائه دهد کم نمیآورد: روایت ساده با کارگردانی فوقالعاده، بازیگری، موسیقی، فیلمبرداری و بسیاری از ویژگیهای دیگر. کریستین بیل قطعاً بسیار سرگرمکننده است. نیروی محرکه اصلی فیلم پشت صحنه است؛ کارگردان، کریستوفر نولان، هستهٔ واقعی خلق اثر است. فیلم همچنین بار فلسفی دارد و از آن پر است از ایثارها. این یکی را واقعاً نباید از دست داد.
با اینکه واضح است این فیلم بهلحاظ برجستگی به پای اثر مشهورِ پیشینش نمیرسد، دلیلش بازی درخشان و برنده اسکار هیث لجر است و نقش جوکر که در ناخودآگاه جمعی ما بهعنوان بزرگترین ضدقهرمان کمیک نقش بسته است. با این حال این فیلم هنوز یک شاهکار است و خداحافظی شایستهای برای برجستهترین سهگانه سینمایی است که تا کنون ساخته شده. با وجود تمام موفقیتهای نولان و فیلمهایی مثل Interstellar، واقعاً نمیدانم آیا او میتواند کارش را در این سهگانه بهراحتی تکرار یا بالاتر ببرد یا نه — اما من شخصاً مشتاقم بفهمم.
خلاصه اینکه، پایان یک سهگانه و پایانِ دورانی از دنیای بتمن از نگاه کریستوفر نولان را اینجا میبینیم — و واقعاً با هیجان تمام میشود.
وقتی وارد سالن شدم مطمئن نبودم چه انتظاری داشته باشم. Batman Begins را دوست داشتم اما از The Dark Knight چندان خوشم نیامد، پس سؤال این بود که TDKR شبیه کدامیک خواهد بود؟ جواب: نه شبیه اولی، نه دومی.
این قسمت سوم بهخودیخود وزن و قوتش را دارد. با وجود نداشتن مقدمه طولانی یا تیتراژ، ساختار لازم بهخوبی بنیانگذاری شده (تا حدی مرهون صحنهٔ افتتاحیهٔ دیوانهوار). زمینۀ داستانی پر از اکشن بهدرستی چیده شده، چیزها را بهاندازه توضیح میدهد و در عین حال کنجکاوی بیننده را حفظ میکند. اگر فکر میکنید نولان نمیتواند از کارهای قبلیاش بهتر باشد، خوشایندانه شگفتزده خواهید شد.
کریستین بیل در نقش بتمن عالی است. تا به حال اَبَرحقِیقی را اینقدر انسانی و آسیبپذیر ندیده بودیم. وقتی نقابِ بیهویتیاش کمکم فرو میریزد، مردی را میبینیم که دلیل ادامه دادنِ نقش خود را زیر سؤال میبرد و باید قبل از آنکه دیر شود پاسخ پیدا کند. چون کسی در تلاش است او و گاتهام را نابود کند و ممکن است آن فرد برای بتمن بسیار قدرتمند باشد…
آن «کسی» کاراکتری بهنام بین است. سخت است بازیگری بخواهد جای هیث لجرِ جوکر را بگیرد، اما تام هاردی این کار را انجام میدهد — و موفق هم هست. اجرای او هیجانانگیز و واقعاً ترسناک است؛ نه فقط اینکه بدانید باید از او بترسید، بلکه واقعاً آن ترس را حس میکنید. او احساس هراس و ناراحتیای ایجاد میکند که کمتر شرور فیلمی اینقدر موفق به ایجادش میشود. چیزی که در بین برایم جذاب بود این است که برخلاف اسکرِککراو که کمکم شرور شد و جوکر که دیوانهای تمامعیار بود، بین ظاهراً از دل جهنم زاده شده است؛ او دیگر صرفاً یک انسان نیست، بلکه تجسم زندهای از شر است که قابل مذاکره نیست. اجرای هاردی استادانه است؛ چون ماسکش اغلب پایین نمیآید، مجبور است بدون نمایش چهره بازی کند و صدا و نحوهٔ حرف زدنش ابزار اصلی او هستند. لحن و صدایش از پشت ماسک کافی است تا لرزه به تن بیندازد. این دیگر صرفاً یک ضدقهرمان معمولی نیست؛ میتوان او را در جمع دهتای برتر بدمنهای سینما جای داد.
یک نکته منفی جزئی این است که شخصیتها بیش از اندازه زیادند، چه جدید و چه آشنا. علاوه بر شخصیتهای شناختهشده، سه شخصیت جدید اصلی معرفی میشوند و چند شخصیت فرعی هم هستند که ظاهراً کماهمیتاند اما در واقع باید به آنها توجه کنید.
میدانم که نقش جوزف گوردون-لویت، بلیک، برای خودِ او نوشته شده چون نولان میخواست او حضور داشته باشد. هرچند بهعنوان یک شخصیت کار میکند، اما حس میشود بهقیمت کمرنگ شدن گَری اولدمن تمام شده است. نقش پلیسی که لویت بازی میکند کارهایی را انجام میدهد که میتوانست بهعهدهٔ شخصیت اولدمن باشد، اما او بیشتر زمان فیلم را در بیمارستان میگذراند؛ انگار خواستهاند او را از صحنه دور کنند که واقعاً جای تأسف دارد.
از دیدن بازی آن هاتاوی در نقش زن گربهای خوشحال شدم؛ اول شک داشتم چون تصور میکردم او بیش از حد شیرین است، اما او نشان داد چقدر زیرک و حیلهگر میتواند باشد. با اینحال نولانها در ارائهٔ زن گربهای کمی ناامیدم کردند؛ او واقعاً آنچنان زنِ گربهای کلاسیک نیست، بیشتر شبیه یک دختر جذاب در لباس تنگی است که میتواند کتک بزند؛ حرکاتش هم آنقدرها شبیه گربه نیست — که این تا حدی ناامیدکننده بود.
همچنین لازم است به اجرای مایکل کیم اشاره کنم؛ بهنظرم بازی او در این فیلم عمیقتر و شخصیتمحورتر از دو فیلم قبلی است. در واقع صحنهای هست که تقریباً مرا به گریه واداشت. این در اصل بزرگترین قوت TDKR است؛ برخلاف دو فیلم قبلی، اینبار بیشتر با احساسات انسانی سروکار داریم و بینشی از انگیزههای درونی شخصیتها، چه قهرمانان و چه شرورها، به دست میآوریم.
از نظر فنی تقریباً همه چیز عالی است. ریتم فیلم خوب متعادل است و در حدود دو و نیم ساعت یک لحظه هم حوصلهام سرنرفت. سکانسهای اکشن با لحظات آرامتر متناوباند و جلوههای ویژه بسیار باکیفیتاند. هانس زیمر دوباره موسیقی فوقالعادهای ساخته و دیالوگها هم در سطح بالاییاند. چند پیچش داستانی خوب و دو نقش کوتاه جالب هم هست. چند سوراخ داستانی دیده میشود، اما باقیِ نکات بهراحتی آنها را جبران میکنند.
من شدیداً The Dark Knight Rises را توصیه میکنم؛ پایان شایستهای برای سهگانه است و بیش از انتظاراتم بود.
بتمن یکی از قهرمانان دوران کودکی من از مجلات کمیک بود، هرچند سوئدیها او را بهنام مضحکی «Läderlappen» (یعنی چیزی شبیه «پَچِ چرمی») ترجمه کرده بودند که واقعاً مسخره است.
وقتی کریستوفر نولان Batman Begins را ساخت و از آن نمایشهای کمیکی مضحکی که فیلمهای قبلی بتمن (بهجز اولین) تبدیل شده بودند دور شد، بسیار خوشحال شدم. متأسفانه از این فیلم ناامید شدم.
عنوان فیلم گمراهکننده است چون بتمن دقیقاً صعود نمیکند، بلکه بیشتر در حال غرق شدن است. اگر داستان دربارهٔ یک آدم دیگر بود شاید فیلم عالی میبود، اما موضوع دربارهٔ بتمن است و من انتظار داشتم او قهرمان باشد و بهدورِ شهر بچرخد و بدمنها را بزند.
در عوض فیلم با بتمنی روبهرو میشویم که به سیلی از mélancolie فرو رفته و از دنیا کنارهگیری کرده؛ وقتی دوباره ظاهر میشود غالباً شکست میخورد و حتی از ثروت وِین محروم میشود. این دیگر چه وضعی است؟ تا انتها هم بتمن واقعی خیلی دیر پیدایش میشود و آنوقت هم چندان هیجانانگیز نیست.
در واقع بتمن بهعنوان بتمن برای بخش زیادی از فیلم حضور ندارد و قهرمان واقعی فیلم پلیس جوانی است که جایگزین چندان راضیکنندهای برای ابرقهرمانی که انتظار داشتم نیست.
برای انتخاب نمره مردد بودم ولی در پایان از آنجا که اگر این فیلم برچسب بتمن نداشت احتمالاً آن را فیلم خوبی میدانستم، به آن ۵ از ۱۰ دادم. حداقل جلوههای ویژهاش نسبتاً قابل قبول بودند.
«و وقتی همهچیز تمام شد و گاتهام به خاکستر تبدیل شد، آنوقت اجازه دارید بمیرید.» — بین، The Dark Knight Rises.
پایانی حماسی و شگفتانگیز برای سهگانهٔ دارک نایت. بازیهای عالی، خطوط فرعی پیچیده، یک ضدقهرمان هولناک، سکانسهای اکشن دیدنی و موسیقیای که ضربان قلب را بالا میبرد. من واقعاً این فیلم را دوست دارم و آن را از آثار خوب نولان میدانم و ایکاش مردم اینترنتی قدرش را بیشتر بدانند.
راستی، من اصلاً به مشکلات کوچک داستانی مثل پای مصنوعی جادویی یا بازگشت بروس به گاتهام در حالی که کمی قبلتر در صحرایی بوده حساس نیستم — آیا واقعاً دوست دارید ده دقیقهٔ فیلم را ببینید که بروس با جراحی پلاستیک استخوانش را ترمیم میکند یا در فرودگاه به گاتهام میرود؟
اگرچه داستان بهنسبت دو قسمت قبلی کمی آشفتهتر بهنظر میرسد، نمیتوان از لبخندی که پس از پیچش غیرمنتظره و صحنههای پایانی بر لب میآید چشمپوشی کرد؛ همین چیزها The Dark Knight Rises را به یک فصل پایانی شایسته برای سهگانهٔ حماسی نولان تبدیل میکنند.
۹/۱۰
تام هاردی در این پایانیِ سهگانهٔ بتمنِ کریستوفر نولان فوقالعاده است. نمایش او از بین، باهوش و شومی خاصی دارد که هم پیچیده و هم ترسناک است. کریستین بیل هم حالا کاملاً نقش را تحت کنترل دارد و در کنار دوست قدیمیاش گوردون (گری اولدمن) و دزد جواهراتی که به زن گربهای تبدیل شده (آن هاتاوی) با بزرگترین چالشش روبهرو میشود. نکتهٔ خوب فیلم این است که بندهای بازِ داستان از دو قسمت اول را میبندد؛ برخی جزئیات را تکمیل میکند و در عین حال بهطرزی دقیق و گاه زیرپوستی رشتههای جدیدی به کت قدیمی میافزاید. این فیلم برای همهٔ بازیگران شخصیتمحور است — بهویژه مایکل کین در نقش آلفرد که بسیار کملحن و تأثیرگذار بازی میکند و مورگان فریمن در نقش مخترع ارشد فاکس. داستان بهتدریج شکل میگیرد، کشوقوس زیادی وجود دارد و همپیمانان جدید باید یاد بگیرند به هم اعتماد کنند. من بیش از اندازه از بین هم همدلی کردم — نشانهٔ یک ضدقهرمان بزرگ؛ وقتی داستان خصوصیات و بخشهایی از گذشتهاش را نشان میدهد، تا حدودی رفتار او را قابل درک میکند. دیالوگها موجز و قدرتمندند و تصویرپردازی هم مؤثر است: نور و سایه بهخوبی بهکار رفتهاند و موسیقی هانس زیمر نسبت به کار قبلیاش پیشرفت چشمگیری داشته. این قطعاً فیلمی برای پردهٔ بزرگ است — هر بار که تماشا میکنید چیزهای زیادی برای دیدن وجود دارد، و با اینکه بتمن هیچگاه ابرقهرمان مورد علاقهام نبود، این فیلم باید در فهرست تاریکترین و بهترین فیلمهای ابرقهرمانی جا بگیرد.
از دیدن The Dark Knight لذت بردم. حداقل توانستند همان بتمنی را که در فیلم قبلی بود حفظ کنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران