بازیگران و اختلاف نسلشان، تکامل سینما و زیبایی طبیعت
این فیلم دربارهٔ بازیگر میانسالی است که در آلپ سوئیس همراه با دستیار شخصیاش اقامت دارد و در حال آمادهشدن برای پروژهای جدید است. در این مدت خبری میشنود که نویسندهٔ کتابی که ۲۰ سال پیش از روی آن فیلمی ساخته شد (که او نقش اصلی را در آن داشت) ناگهان درگذشته است؛ اکنون قرار است بازسازی...
بازیگران و اختلاف نسلشان، تکامل سینما و زیبایی طبیعت
این فیلم دربارهٔ بازیگر میانسالی است که در آلپ سوئیس همراه با دستیار شخصیاش اقامت دارد و در حال آمادهشدن برای پروژهای جدید است. در این مدت خبری میشنود که نویسندهٔ کتابی که ۲۰ سال پیش از روی آن فیلمی ساخته شد (که او نقش اصلی را در آن داشت) ناگهان درگذشته است؛ اکنون قرار است بازسازی آن اثر تولید شود و نقش اصلی را یک استعداد جوان بازی میکند، در حالی که او نقشی متفاوت بر عهده دارد. موضوع فیلم بیش از همه دربارهٔ تکامل سینما و تغییر جایگاه هنرمندان است: در این دو دهه، سینما و گرایشهایش با سرعت زیادی پیش رفتهاند و فیلمهای تجاری و بازیگران جوان کمکم جای فیلمهای هنری و هنرمندان اصیل را گرفتهاند.
اگر دستکم سیسال سن داشته باشید، با این فیلم ارتباط بیشتری برقرار خواهید کرد؛ چون سینمای دههٔ ۹۰ که من در آن رشد کردم بسیار متفاوت بود — نه از حیث جلوههای بصری، بلکه از نظر داستان و نحوهٔ روایت برای پردهٔ سینما. امروز ژانرهای ساینسفیکشن و دیستوپی با حمایت شبکههای اجتماعی و مخاطبان جوان غالب شدهاند. بهنظر من فیلم پیام معناداری دارد، بهویژه اگر از فیلمهایی لذت میبرید که تحولات اخیر سینما را دنبال میکنند.
نقاط ضعف فیلم شامل طولانی بودن، ریتم کند و درام نسبتاً ساده است. اما نکات مثبت عبارتاند از بازی بازیگران، لوکیشنها، تم کلی و برخی دیالوگها. کارگردان فرانسوی است و پروژهای بینالمللی با چند حضور مهمان؛ بخش عمدهٔ فیلم در آلپ میگذرد. نتیجهٔ کار با انتظارات من متفاوت بود، ولی دوست داشتم، هرچند در چند بخش پیشروی ضعیف فیلم باعث یکنواختی و کسالت شد. این فیلم برای مخاطب انتخابشدهای است؛ یعنی جمع محدودی آن را تحسین خواهند کرد. من نسبتاً بیطرف هستم ولی کمی به نفع فیلم تمایل دارم.
نمره: ۶/۱۰
در مسیر قبول جایزه — روبهرو شدن با عمر و جایگاه هنری
در راه پذیرفتن جایزهای از نمایشنامهنویسی که او را کشف کرده بود، همان مردی که پیش از مراسم ناگهان درگذشت، بازیگر مطرح ماریا اندرز ناچار میشود با سن خودش و جایگاهش در هنر معاصر کنار بیاید. در حالی که برای نقشی تمرین میکند که عملاً بهخاطر سنش چارهای جز پذیرفتن آن ندارد، باید با بازیگر جوانی که قرار است نقش قدیمی او را بازی کند کنار بیاید.
این فیلم ریتمی کند دارد و با صبر روند از هم پاشیدن اعتمادبهنفس یک بازیگر پیر را آشکار میکند. مکانها بر کشمکش او تاکید میگذارند: کوهستانهای تنها، جادههای مارپیچ طولانی و مه و ابرهای سنگینی که زمین را در آغوش میگیرند. قابهای طولانی و فیلمبرداری زیبا چشم را نوازش میدهد، در حالی که ماریا تمرین میکند و بهتدریج اعتمادبهنفسش را از دست میدهد و با دستیار جوانش، والنتین، کشمکش پیدا میکند. هرچند والنتین تلاش میکند از آنچه ماریا ناکافی یا غیرحرفهای میداند دفاع کند، ماریا با این واقعیت خفهکننده دستوپنجه نرم میکند که نقشهایش — چه در نمایش و چه در جهان هنر — دارند بدون ارادهٔ او تغییر میکنند.
بازیها ستودنیاند؛ جولیت بینوش مانند همیشه عملکردی محکم ارائه میدهد و کریستن استوارت نیز حضور غافلگیرکنندهای دارد. این دو بازیگر با شیمی قابللمسی، فیلم را به دوش میکشند؛ رابطهٔشان هر تغییری را در فضای فیلم و هم در احساس تماشاگر بازتاب میدهد. این فیلم مناسب تماشاگران صبور و کسانی است که از مطرح شدن پرسشهای بزرگ استقبال میکنند.
هنر و واقعیت — خط نامرئی میان آنها
«به ما اجازهٔ پشیمانی داده نشده است. اگر صادق باشیم، ما مجموع تجربههایمان هستیم ... بدون استثنا.»
هنر و واقعیت یکی، دیگری را تقلید میکند. اما کدامشان مقلد است و کدام خالق؟ آن رشتهٔ ناپیدا میان هنر و واقعیت، محور این فیلم است. اولیویه آسایاس درامی روانشناختی، پیچیده و لایهلایه ساخته است که در آن متن صحنه و فیلم توسط رشتهٔ باریکی از پیوند میان هنر و واقعیت به هم متصلاند. جولیت بینوش و کریستن استوارت اجرایهایی استادانه و پر از ظرافت ارائه میدهند تا چشمانداز آسایاس جان بگیرد.
ثلث اول فیلم ممکن است دمدست، نامنسجم و حتی در آستانهٔ رخوت بهنظر برسد، اما در پایان درمییابید که نبوغ اثر در این است که هیچ صحنهٔ اضافهای وجود ندارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران