سباستیان کین» (بیکن)، دانشمند نابغه اما تک رو، رهبر گروه دانشمندانی است که به سفارش سری دولت، درآزمایشگاهی حفاظت شده در پنتاگون، درباره ی نامرئی شدن تحقیق می کنند. سرانجام اوفرمول دست نیافتنی را کشف می کند اما خیلی زود وسوسه می شود فرمول را روی خودش امتحان کند…
سباستیان کین» (بیکن)، دانشمند نابغه اما تک رو، رهبر گروه دانشمندانی است که به سفارش سری دولت، درآزمایشگاهی حفاظت شده در پنتاگون، درباره ی نامرئی شدن تحقیق می کنند. سرانجام اوفرمول دست نیافتنی را کشف می کند اما خیلی زود وسوسه می شود فرمول را روی خودش امتحان کند…
اخیراً تو تماشای فیلمهای کانال SyFy حسابی خوششانس بودهام. در ابتدا نمیدانستم دقیقاً با چه فیلمی طرفم، ولی گزینهٔ دیگری نبود و دیدم کارگردانیاش برعهدهٔ پل وِروهوِن است که قبلاً فیلمهای زیادی ساخته که من دوست داشتم، لذا تصمیم گرفتم امتحانش کنم. معلوم شد این فیلم هم از متوسطِ معمولِ پخششده در آن کانال بالاتر است.
رتبهٔ ۲۷٪ در روتن تومیتوز بیمعنی است. منتقدان بهاصطلاح حرفهای...
اخیراً تو تماشای فیلمهای کانال SyFy حسابی خوششانس بودهام. در ابتدا نمیدانستم دقیقاً با چه فیلمی طرفم، ولی گزینهٔ دیگری نبود و دیدم کارگردانیاش برعهدهٔ پل وِروهوِن است که قبلاً فیلمهای زیادی ساخته که من دوست داشتم، لذا تصمیم گرفتم امتحانش کنم. معلوم شد این فیلم هم از متوسطِ معمولِ پخششده در آن کانال بالاتر است.
رتبهٔ ۲۷٪ در روتن تومیتوز بیمعنی است. منتقدان بهاصطلاح حرفهای که روتن تومیتوز برای امتیازدهی استفاده میکند اغلب فیلمهایی را که از نظر آنها «کافی نیستند» مورد تندروزی قرار میدهند؛ بهنظرم بهتر بود از دیدِ مخاطبان واقعی استفاده شود. در IMDb امتیازش ۵.۶ از ۱۰ است که منطقیتر است. بین ۶ و ۷ مردد بودم و در نهایت ۶ دادم چون فیلم تا حدی قابل قبول است اما شگفتانگیز نیست.
داستان نسبتاً کلیشهای است: دانشمندی روی خودش آزمایش میکند، آزمایش اشتباه میشود، دانشمند دیوانه میشود، خشونت رخ میدهد، دانشمند میمیرد و بازماندگان خوشحال میشوند. بنابراین فیلم بیشتر روی جلوههای ویژه تکیه دارد که در واقع خیلی خوب کار شدهاند. اثرهای نامرئی و صحنههایی که کِین بهصورتِ نیمهمرئی بهخاطر دود یا آب دیده میشود، دیدنیاند.
کوین بیکن نقش یک دانشمند متعصب و بسیار نامطبوع را فوقالعاده اجرا میکند؛ حتی وقتی ماسک لاتکس دارد و از حالات چهره محروم است، کار بسیار خوبی انجام میدهد. بقیهٔ بازیگران ترکیب معمول هالیوودی و تا حدی بیروحی ارائه میدهند.
در مجموع فیلم را خوشگذرانیِ قابل قبولی یافتم. شروعش کمی کند است و نمایش نگرشهای مگالومانیای کِین بعد از مدتی خستهکننده میشود؛ نقش او واقعاً آدمدوستداشتنیای نیست. وقتی نامرئی میشود، اوضاع جذابتر میشود ولی بالا گرفتن داستان کمی زمان میبرد. در کل شبی تلفشده نبود و بهنظر میرسد ارزشش حداقل ۶ از ۱۰ باشد.
جملهٔ آغازینِ فیلم—«شگفتانگیز است چه کارهایی میتوان کرد وقتی دیگر لازم نیست خودت را در آینه ببینی»—خودِ فیلم را خوب خلاصه میکند.
این فیلم همان کاری بود که پل وِروهوِن را قانع کرد هالیوود را ترک کند و مدتی از ساخت فیلم فاصله بگیرد؛ او معتقد بود هر کارگردان هالیوودی میتوانست Hollow Man را بسازد، فیلمی پرداختهشده با جلوههای بزرگ و فروش تجاری. این ضعف اصلی اثر است: فیلم از تیزبینی و گزندگیِ نقادانهٔ مرسومِ وِروهوِن و حتی از آن عنصر اغراقشدهٔ جنسیِ معمولش بیبهره است. با این حال اگر توقعِ شاهکار وِروهوِن را نداشته باشید و پذیرای این باشید که فیلم تا حدی پتانسیلش را هدر میدهد و مثل یک فیلم تعقیب و گریزِ خانهٔ خالی پیش میرود، فیلمی سرزنده و سرگرمکنندهٔ «پاپکُرنی» است.
بهسرعت معلوم میشود که با یک کار نمایشی جلوههای ویژه طرفیم؛ تیتراژ آغازین پرانرژی و علمی-تخیلی جذاب است و سکانس ابتدایی واقعاً مخاطب (و یک جوندۀ نحیف) را محکم درگیر میکند. از آن به بعد جلوههای سطح «A» میبینیم و راههای هوشمندانهای برای نمایاندنِ «نامرئی» بودن سباستین کِین (کوین بیکن) ارائه میشود. متأسفانه اجرای بازیگران تا حد زیادی شبیه هم و پر از کلیشههای علمی-تخیلی است؛ همهٔ حاضر میتوانستند بهتر بازی کنند، ولی اینها مخاطب را به سینما میکشند و در نهایت فیلم بهعنوان اثرِ هیجانانگیز و حسی جواب میدهد، نه الزاماً اثرِ عمیقِ فکری. امتیاز: ۶.۵ از ۱۰.
یکی از جنبههای جالب Hollow Man این است که سفر قهرمان را نمیبینیم؛ در واقع عکسِ آن. شاید نتوانیم بگوییم سفرِ یک شرور است، ولی تا پایان فیلم مشخص میشود که چه کسی شرور است؛ نکتهٔ جذابتر اینکه او از اول هم شخصیتی زمخت داشته و نامرئی شدن صرفاً آن را آشکار میکند. یعنی به نوعی او همان کسی میشود که همیشه میتوانست باشد، اگر قدرتش را داشت. او در آغاز فیلمنامه شمایلی تقریباً آشنا و محبوب از قهرمان را دارد—شخصیتی که در فیلمهای زیادی پیش از Hollow Man دیدهایم—و بسیار تکاندهنده است که این آرکتایپ تا چه اندازه میتواند به یک آدم خصمنما نزدیک باشد؛ شاید این همان نکتهٔ اصلی فیلم است.
امتیاز نهایی: ★★★ — من خوشم آمد؛ شخصاً پیشنهاد میکنم یک بار ببینید.
تماشای این فیلم سرگرمکننده است، حتماً دوباره خواهم دید و میتوانم توصیهاش کنم. ایدهٔ بنیادیِ ساختنِ روشهایی برای «نامرئیکردن» و «قابلدیدنکردن» موجودات زنده فوقالعاده است. برای یک فیلم سال ۲۰۰۰، تولیدِ باکیفیتی دارد و در آن زمان احتمالاً جلوههای کامپیوتریاش جزو بهترینها بودند؛ در بیشتر صحنهها هنوز قابل قبولاند هرچند در مقاطعی ضعیف میشوند. بهنظرم همین اثرِ «نامرئیبودن» است که به فیلم کمک میکند که همچنان کارا بماند.
این فرضیه کمی دشوار است: فیلم بهظاهر داستان دانشمندی را نشان میدهد که خودش را نامرئی میکند، اما در واقع نزدیکتر به یک اپیزود «Twilight Zone» است که به خداگونهشدنِ یک پزشک میپردازد. سؤال جالب این است که انسان وقتی برتر یا نیرومندتر از دیگران میشود، چه میکند؟ هرچند این موضوع بهتر مینشست اگر آن را بهعنوان «شکست روانی» کاراکتر میپذیرفتیم؛ اما فیلم سریعاً به سمتی میرود که شخصیت میگوید «میتوانم فلان کار وحشتناک را انجام دهم، چه کسی جلویم را میگیرد؟» و این همان تکرار کلیشهٔ دانشمند دیوانه است: «میتوانیم، اما آیا باید؟»
کوین بیکن نقش دانشمند زشت و غیرقابلبخشی را بسیار خوب اجرا میکند و الیزابت شیو هم نقش حمایتی و در عین حال قهرمان فیلم را خوب بازی میکند. جالب است که قهرمانِ داستان در واقع آدمِ بدِ داستان است یا دستکم مرزآفرین و دوگانه است؛ انگار دو دیدگاه متفاوت با هم ترکیب شدهاند تا یک روایت خلق شود.
من طرفدار ژانر «ترسِ گریبانگیر» هستم و این فیلم نمونهٔ خوبی از آن است؛ احتمالاً طرفداران ژانرِ تعلیق/ترس بهتر از خالصِ علمی-تخیلیها از آن لذت خواهند برد. با توجه به آمدنِ نسخهٔ جدید «مرد نامرئی»، دیدن این فیلم برای علاقهمندان جذاب است و من منتظر نسخهٔ جدیدتر هم هستم.
خیلی این فیلم را دوست داشتم. تا آن زمان مفهومِ این فیلم را ندیده بودم. خودِ نامرئیبودن برایم اصلاً ناخوشایند نیست، ولی میتوانم درک کنم که بازگشت به حالت عادی هم میتواند خستهکننده یا آزاردهنده باشد.
کوین بیکن در نقش سباستین کِین رهبری تیمی از دانشمندان را برعهده دارد که دنبال راهی برای نامرئیکردن موجودات زندهاند. وقتی خودش بهعنوان موش آزمایشگاهی انتخاب میشود اوضاع کمی از کنترل خارج میشود — موفق میشوند او را ناپدید کنند اما بازگرداندنش کامل انجام نمیشود. علیرغم تلاشهای الیزابت شیو (لیندا) و جاش برولین (مت)، او کمکم از مسیر خارج میشود و با تواناییهای تازهاش برای کارهای ناشناس، تبدیل به آدمِ خطرناکی میشود که میخواهد از رئیس و همکارانش انتقام بگیرد. فیلم تا حد زیادی شبیه یک اسلشر نهچندان جدی است با جلوههای اسکلتشکنیِ هوشمندانه و ریتم مناسب، اما دیالوگها و موقعیتها اغلب مضحکاند و تقریباً هیچ شیمیِ قابللمسی بین بازیگران دیده نمیشود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران