"ماریو" مردی خجالتی و تازه وارد به لیورنو،با زنی گریان بر روی یک پل به گفتگو می نشیند.آن زن،"ناتالیا" سالهاست که منتظر بازگشت عشق خود است.به مدن سه شب او با "ناتالیا" همراهی می کند،با او می رقصد و سرگرمش می کند.او عاشق می شود اما آیا می تواند "ناتالیا" را از گذشته اش جدا کند...
"ماریو" مردی خجالتی و تازه وارد به لیورنو،با زنی گریان بر روی یک پل به گفتگو می نشیند.آن زن،"ناتالیا" سالهاست که منتظر بازگشت عشق خود است.به مدن سه شب او با "ناتالیا" همراهی می کند،با او می رقصد و سرگرمش می کند.او عاشق می شود اما آیا می تواند "ناتالیا" را از گذشته اش جدا کند...
مارچلو ماسترویانی زنی جوان را میبیند که صبورانه کنار پلی ایستاده است. ابتدا فکر میکند او از زنان روسپی است، اما وقتی عبور میکند به نظرش میرسد گریه میکند. زن مضطرب سعی میکند از او فرار کند، اما او او را آرام میکند و با هم گفتوگو میکنند. قرار میگذارند فردای شب همانجا و همان ساعت هم را ببینند؛ این آغازِ این درام ساده و...
دیدگاه های کاربران