کوچکترین پسر یک خانواده سنتی پاکستانی به عنوان رقاص در یک گروه رقص برهنه وار به سبک بالیوود مشغول به کار می شود و به سرعت شیفته زن فرا جنسی با اراده می شود که این برنامه را اجرا می کند.
کوچکترین پسر یک خانواده سنتی پاکستانی به عنوان رقاص در یک گروه رقص برهنه وار به سبک بالیوود مشغول به کار می شود و به سرعت شیفته زن فرا جنسی با اراده می شود که این برنامه را اجرا می کند.
فکر میکنم مردم تفاوت میان «تبلیغ» و «نمایش» را فراموش کردهاند. برای کسانی که واقعاً معنای این واژهها را نمیدانند: تبلیغ یعنی تشویق و حمایت از چیزی، و نمایش یعنی نشان دادن چیزی تا مردم از آن آگاه شوند.
در طول ۱۲۶ دقیقه، Joyland هیچجا از همجنسگرایی یا چیزی ضداسلامی حمایت یا تبلیغ نمیکند. در واقع این حتی تنها موضوع فیلم هم نیست. فیلم تقریباً همه...
فکر میکنم مردم تفاوت میان «تبلیغ» و «نمایش» را فراموش کردهاند. برای کسانی که واقعاً معنای این واژهها را نمیدانند: تبلیغ یعنی تشویق و حمایت از چیزی، و نمایش یعنی نشان دادن چیزی تا مردم از آن آگاه شوند.
در طول ۱۲۶ دقیقه، Joyland هیچجا از همجنسگرایی یا چیزی ضداسلامی حمایت یا تبلیغ نمیکند. در واقع این حتی تنها موضوع فیلم هم نیست. فیلم تقریباً همه جنبههای زندگی خانوادگی یک مرد و یک زن از طبقه پایینِ متوسط در پاکستان را پوشش میدهد (در مورد افراد تراجنسیتی حرفی نزدم چون زندگی آنها در این فیلم به شکلی محدود نمایش داده شده است). فیلم همه واقعیتهای تلخ جامعهمان را نشان میدهد — آفتها و مشکلاتی که کشور را میخورند، بسیاری از آنها ربطی به دین ندارند اما بهواسطه قدمتشان به بخشی از سنت ما بدل شدهاند، درحالیکه بسیار سمیاند. اینها انگهایی هستند که در زندگیمان تحملشان میکنیم اما کسی دلش نمیخواهد از شرشان خلاص شود، چون مدتهاست وجود دارند و برایمان عادی شدهاند. زندگی بدون اینها از دید «بزرگترها» غیرعادی یا حتی ننگآور تلقی میشود.
فیلم همجنسگرایی موجود در کشور را نمایش میدهد؛ قضاوت نمیکند که خوب است یا بد، فقط آن را نشان میدهد. تنها نکته منفی به نظرم میرسد بعضی صحنههای صریح تصویری است که لزومی به اینقدر گرافیکبودن نداشتند.
در پایان، میگویم Joyland احتمالاً بهترین فیلمی است که در مدتی طولانی از صنعت سینمای پاکستان بیرون آمده. باید از چنین فیلمهایی حمایت کنیم، وجود خشونتها و زشتیهای جامعهای را که ما را نسبت به آن آگاه میکنند بپذیریم و در نهایت تلاش کنیم برای تغییرشان کاری انجام دهیم.
عنوان فیلم بهطور سطحی یک پارک تفریحی است که فقط بهطور غیرمستقیم در این داستان قدرتمند و جذاب حضور دارد و محور قصه درباره «حیدر» (علی جونجو) است. او با خانواده بزرگش زندگی میکند و بیکار است، در حالی که همسرش «ممتاز» (راستی فاروق) بیرون کار میکند. او کمی تحت فشار است: باید بسیاری از کارهای خانه را انجام دهد — حتی اتوکشی لباسهای برادرش «سلیم» (سامیر سهیل). برادرش تازه صاحب یک فرزند شده — باز هم دختر — و پدر (سلمان پیرزادا) شدیداً آرزوی پسری دارد تا نام خانوادگی را ادامه دهد.
حیدر دنبال کار میگردد و شغل غیرمنتظرهای پیدا میکند. بهواسطه دوستی، در آزمون استخدامی یک رقاص در تئاتر محلی شرکت میکند و با اینکه «دو پای چپ» دارد، برای دو کنسرت فقط با قرارداد ماهانه ۴۰٬۰۰۰ روپیه پذیرفته میشود. او به خانوادهاش در مورد ماهیت دقیق کار دروغ میگوید و بهزودی زیر نظر «بیبا» (الینا خان) که بیتردید ستاره نمایش است، در صحنه میجنبد. هرچه جلو میرویم، متوجه میشویم بیبا پیچیدگیهای بیشتری دارد و با نزدیک شدن دو نفر به هم، دلایلی که باعث تأخیر در بهدنیا آمدن پسر برای آن زوج دوستداشتنی شده نیز نمایان میشود.
شیمی مؤثری بین خان و جونجو وجود دارد و با پیشروی داستان با موقعیتهایی روبهرو میشویم که دیدگاههای تثبیتشده — هرچند ذکرِ آن بهعنوان دیدگاهِ غربی درست است — را درباره اینکه جامعه چگونه باید عمل کند به چالش میکشد؛ از نقش زنان و مردان تا مسائل فزایندهای که افراد خارج از آن دوقطبی خطی با آن مواجهاند. فیلم در جاهایی خندهدار است و دیالوگها در پیش بردن این داستان شخصیتمحور کارآمدند.
اینجا بود که کمی ناامید شدم؛ نه اینکه فیلم کار نکند، اما به نظرم نوعی کوتاهآمدن اندوهبار از سوی نویسندگان بود که گویی برای رعایت وضع موجود کوتاه میآیند. با این حال، خودتان دربارهاش قضاوت کنید — و من پیشنهاد میکنم آن را تماشا کنید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران