یک کارشناس سابق اطلاعاتی آمریکا به دلیل انتشار غیرمجاز اطلاعات دولتی به رسانه ها در مورد دخالت روسیه در انتخابات 2016 ایالات متحده از طریق یک ایمیل، به تحمل طولانی ترین مجازات ممکن مجکوم گردید...
یک کارشناس سابق اطلاعاتی آمریکا به دلیل انتشار غیرمجاز اطلاعات دولتی به رسانه ها در مورد دخالت روسیه در انتخابات 2016 ایالات متحده از طریق یک ایمیل، به تحمل طولانی ترین مجازات ممکن مجکوم گردید...
قبل از دیدن فیلم هیچ چیز از این پرونده نمیدانستم، پس وقتی اسم «ریئالیتی وینر» و افبیآی را دیدم، انتظار داشتم با موقعیتی شبیه «میلیونر زاغهنشین» روبهرو شوم. اما نه؛ هیچ شباهتی نداشت. این نام واقعی زنی است (با بازی سیندی سوئینی) که برای دولت آمریکا روی ترجمه اسناد ایرانی کار میکرد. یک روز به خانه برمیگردد و میبیند «گارریک» (جاش همیلتون) و «تیلور» (مارچانت...
قبل از دیدن فیلم هیچ چیز از این پرونده نمیدانستم، پس وقتی اسم «ریئالیتی وینر» و افبیآی را دیدم، انتظار داشتم با موقعیتی شبیه «میلیونر زاغهنشین» روبهرو شوم. اما نه؛ هیچ شباهتی نداشت. این نام واقعی زنی است (با بازی سیندی سوئینی) که برای دولت آمریکا روی ترجمه اسناد ایرانی کار میکرد. یک روز به خانه برمیگردد و میبیند «گارریک» (جاش همیلتون) و «تیلور» (مارچانت دیویس) روی چمن خانهاش ایستادهاند با حکمی برای تفتیش او، خانه و ماشینش… او گیج و کمی بیتفاوت است، بهویژه وقتی مهمانانش ظاهراً بیشتر نگران حال گربه و سگشاند! در هر صورت آنها سرانجام وارد خانه میشوند و بازجویی آغاز میشود. برای مدتی این فرایند با شدت مؤثری پیش میرود و چون از متن اصلی مصاحبه استفاده شده، ارائهای واقعی و مستندگونه از کارآمدی این مأموران ارائه میدهد. چون ما با یک پرونده تاریخی روبهرو هستیم، خطر قریبالوقوع وجود ندارد — و فکر میکنم سوئینی بازی نسبتاً قویای ارائه میکند وقتی که داستان پیچیده میشود — اما همه چیز خیلی دیر شروع میشود و ساختار فیلم کمی بریدهبریده به نظر میرسد. این خط روایی تا حدی قدرتهای ترسانندهٔ دولت آمریکا را نشان میدهد که گاهی تماشای آن ناخوشایند است. فیلم دراماتیکی بهیادماندنی نیست و نیازی به نمایش سینمایی ندارد؛ اما برای تماشا روی تلویزیون مناسب است و چند سؤال درباره آنچه به «مصلحت عمومی» مربوط میشود یا نمیشود، مطرح میکند.
شاید من نسبت به فیلمهای کوتاه ضعف داشته باشم، اما این فیلم کوتاه است و فوقالعاده جذاب. نحوهٔ فیلمبرداری را دوست داشتم، مگر در وقتی که سانسورِ نام The Intercept متوقف میشود و تصویر شلوغ و عجیب میشود—آن قسمت کمی مصنوعی به نظر میآید. قطعاً هرگز نمیخواهم توسط افبیآی بازجویی شوم و از این پس به آدمهایی که کمربند تاکتیکی بهپا دارند جور دیگری نگاه خواهم کرد؛ فکر میکردم آنها پدرانی در تعطیلاتاند، اما معلوم شد همهشان پلیساند. همه مهرباناند اما همزمان ترسناک.
چرا «گلیچها» در دنیای «حقایق» و «تفسیرها» ضروریاند؟
فیلم «ریئالیتی» به کارگردانی تینا ساتر، معمایی-هیجانی آمریکایی است که در جشنوارهٔ برلین ۷۳ به نمایش درآمد و برای فیلم و کارگردانی نامزد شد.
تم مرکزی فیلم حول مفهوم «گلیچ در سیستم» میچرخد. کارگردان بهطرز هوشمندانهای از جلوههای بصری—دقیقتر بگوییم، «گلیچها»—استفاده میکند تا مفهوم یک سیستم «کامل» را به چالش بکشد و حتی راستیپذیری روایت فیلم را مورد سؤال قرار دهد. ساتر عمداً اطلاعات حیاتی را از اسناد و دیالوگها سانسور میکند و تماشاگر را به درگیری فعال با روایت وادار میسازد تا حقیقت را کشف کند. این اعوجاجها یا «کرشها» تصادفی نیستند؛ بلکه اختلالاتی زمانبندیشده و عمدیاند که لایههای پیچیدگی را به قصهگویی اضافه میکنند. حضور این اختلالات بصری ذهن تماشاگر را به سمت خطاهای دیجیتال و ویروسها سوق میدهد—موجوداتی که میتوانند وارد سیستم دشمن شوند، به دادههای طبقهبندیشده دسترسی پیدا کنند و از آنها بهرهبرداری کنند. در چارچوب فیلم، این «نویز» بهمثابه گسستی میان روایت ساختگی کارگردان و داستانِ واقعی عمل میکند.
فیلم نشان میدهد چگونه یک «نویز» کوچک در دستگاه امنیتی آمریکا—ریئالیتی وینر—باعث اختلال عظیمی شده است و رویدادها و پیامدهای غیرمنتظرهای را در سیستمی که ظاهراً «بینقص و منظم» است، به وجود آورده. این صدای کوچک برای دولت چنان فاجعهبار بوده که تصور از کارکردن درست سیستم را دچار تردید کرده است. در عین حال، سازنده ظریفانه پیشنهاد میدهد که انتقال موفق اطلاعات یا حقیقت به وجود «نویز» نیاز دارد—چهرههایی مانند ریئالیتی وینر. به عبارت دیگر، بدون وجود این نویزها، اطلاعات دقیق وجود نخواهند داشت.
برای عموم، کارکرد سیستم بهصورت یک «معما» جلوه میکند، اما مداخلهٔ نویز این راز را گشوده میکند. در این میان، خبرگزاری The Intercept نقش واسطهٔ این نویز را بازی میکند—خودِ نویزی در قلب آمریکا؛ رسانهای که با توان رسانهایاش میتواند یک موضوع را از گفتمانی مرسوم و بیوقفه خارج کند، معانی را از مفاهیم تثبیتشده بزداید و تفاسیر تازهای تولید کند.
وقتی در بخشهایی از فیلم، ریئالیتی وینر یا گاهی مأموران پلیس بهطور موقتی و غیرطبیعی از قاب ناپدید میشوند—از طریق یک گلیچ بصری—تماشاگر برای لحظهای به خلأ معنایی پرتاب میشود. این فضاهای خالی و نامفهوم میتواند نشانگر از دست رفتن کنترل شخصیتها یا روایت باشد و پیشفرضهای تماشاگر دربارهٔ روایتهای محتمل را به چالش بکشد. از طریق این تصاویر تحریفشده و روایتهای دستکاریشده، مخاطب به قلمروی نامطمئن «حقیقت» و «تفسیر» هل داده میشود.
برای من، «ریئالیتی» فیلمی دربارهٔ نویز است—نویزی که هم شکاف بین کارکرد سیستم و اختلالاتش را آشکار میکند و هم بهطور پارادوکسیکال پلی برای پر کردن آن شکافهاست.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران