«میشل برگ» پسری که در سنین نوجوانی عاشق و همخانهی زن میانسالی بنام «هانا» (کیت وینسلت) میشود. روابط عاشقانه ی آن ها روز به روز بیشتر میشود، ولی پس از چند سال هنگامی که میشل در رشتهی حقوق تحصیل میکند، متوجه میشود که عشق قدیماش هانا، به جرم جنایات جنگی و عضویت در حزب نازی آلمان در دادگاه کیفری در حال محاکمه است و این مسئله زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد...
«میشل برگ» پسری که در سنین نوجوانی عاشق و همخانهی زن میانسالی بنام «هانا» (کیت وینسلت) میشود. روابط عاشقانه ی آن ها روز به روز بیشتر میشود، ولی پس از چند سال هنگامی که میشل در رشتهی حقوق تحصیل میکند، متوجه میشود که عشق قدیماش هانا، به جرم جنایات جنگی و عضویت در حزب نازی آلمان در دادگاه کیفری در حال محاکمه است و این مسئله زندگی او را تحت تاثیر قرار میدهد...
دیوید کراس در این قصهٔ جوانانه بسیار موثر ظاهر میشود؛ داستان پسری نوجوان («مایکل») که در هنگام باران پشت درِ یک آپارتمان پناه میگیرد و با «هانا» (کیت وینسلت) آشنا میشود. در مدت کوتاهی این پسر پانزدهساله عاشق او میشود و نقشمایهٔ رابطهشان آن است که او را وادار میکند برای هانا بخواند. مایکل زود شیفته میشود و وقتی روزی در آپارتمان او را نمییابد؛...
دیوید کراس در این قصهٔ جوانانه بسیار موثر ظاهر میشود؛ داستان پسری نوجوان («مایکل») که در هنگام باران پشت درِ یک آپارتمان پناه میگیرد و با «هانا» (کیت وینسلت) آشنا میشود. در مدت کوتاهی این پسر پانزدهساله عاشق او میشود و نقشمایهٔ رابطهشان آن است که او را وادار میکند برای هانا بخواند. مایکل زود شیفته میشود و وقتی روزی در آپارتمان او را نمییابد؛ همهچیز برایش ویران میشود. سی سال بعد، رالف فاینس نقش مایکل بزرگسال را بر عهده میگیرد و ما درمییابیم هانا بهخاطر رفتارهایش بهعنوان یک زندانبان بیرحم نازی محاکمه و به حبس ابد محکوم شده است. در دوران زندانشان، آن دو همچنان نامهنگاری میکنند و او برای کمک به خواندن هانا نوار میفرستد. استیون دالدری این اثر را محک و لطیف ساخته؛ وینسلت در نقش خود بسیار درخشان است: فیلم از خیالپردازی جنسی یک پسر نوجوان آغاز میکند و به بخش دوم تیرهتر و هولناکتری میرسد. اجرای وینسلت چیزی آزاردهنده و در عین حال طبیعی دارد؛ از معشوقهای بازیگوش و بخشنده اما زودخشم برای آن پسر ساده تا زنی منزجرکننده، بدون پشیمانی و تقریباً لجوج در دادگاه. با این حال دالدری بهنوعی موفق میشود اندکی هم همدلی نسبت به او برانگیزد. آیا او ذاتاً بد بود یا صرفاً ضعیف—یا هر دو؟ آیا او هم مثل مایکل هنگام آشنایی، تشنهٔ محبت نبود؟ روایت مایکل سرشار از بیعاطفگی است؛ بزرگشدن در خانوادهای پرجمعیت با پدری سرد و دور، و در این نقش جوان کراس واقعاً میدرخشد. صحنههای جنسیِ ابتدای فیلم فراواناند اما نابجا نیستند؛ کشفگرانهاند و آن صمیمیت به غنای یک قصهٔ در نهایت غمانگیز میافزاید. فیلم، هرچند مسئلههایی دربارهٔ بخشش و آشتی مطرح میکند، نشان میدهد که بسیاری از کسانی که در ماشین نازی گرفتار شدند، کمسواد و ترسان بودند. نقش ظریف برونو گانتس در نقش استاد حقوق «رول» هم شایان توجه است؛ کاراکتری که برای مایکل به مجرایی کلیدی بدل میشود تا با آنچه در مورد هانا میپنداشت و آنچه او شده، کنار بیاید. ریتم فیلم سنجیده است، تصویربرداری اغلب صمیمی و معطوف لحظههاست و دقت در طراحی صحنه به شدت بر بار احساسی این روایت تأثیر میگذارد؛ فیلمی که تماشایش واقعاً ارزش دارد.
من این فیلم را فقط به این دلیل که دو نفر دیگر داشتند تماشا میکردند قطع نکردم—صحنههای جنسی زیبا داشت اما نکتهای که برایم قطعاً مسئلهساز بود این بود که «آلمانیها» به انگلیسی صحبت میکردند؛ این موضوع برای من کلِ قابلیتِ پذیرش داستان را از بین برد. این فیلم برداشت ضعیفی از یک رمان آلمانیِ جایزهدیده است که توسط بریتانیاییها بازآفرینی شده؛ شاید فقط کسی از نسلهای پساهولوکاستِ آلمان (واژهای که برتولت برشت برای اشاره به نسلهای پس از هولوکاست بهکار برد) باید سراغ ساخت این فیلم میرفت. دو ستارهٔ واقعی فیلم کیت وینسلت و دیوید کراساند؛ بقیهٔ اجزاء کار چندان قانعکننده نیستند.
فیلم «خواننده» ترکیبی از یک عشق جنجالبرانگیز و احساس گناه جمعی آلمان پساجنگ را ارائه میدهد و داستانی لایهدار و احساسی را با بازیهای قدرتمند و کارگردانی دقیق پیش میبرد. با وجود برخی خلأهای منطقی، فیلم در بازنمایی کشمکشهای فردی و اجتماعی از طریق ضربهها و رازهای شخصیتها موفق است؛ برای علاقهمندان به درامهای کند و پر از پیچیدگیهای اخلاقی، دیدن این اثر دلنشین و قابل تأمل است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران