"ایو هارلینگتون" بازیگر مشتاق راه خود را به زندگی ستاره مشهور "مارگو چنینگ"،نویسنده فیلمنامه"لوید ریچاردز" و کارگردان "بیل سمپسون" باز می کند.داستانی کلاسیک از خیانت و جاه طلبی که...
"ایو هارلینگتون" بازیگر مشتاق راه خود را به زندگی ستاره مشهور "مارگو چنینگ"،نویسنده فیلمنامه"لوید ریچاردز" و کارگردان "بیل سمپسون" باز می کند.داستانی کلاسیک از خیانت و جاه طلبی که...
این فیلم کلاسیک با دیالوگها و فیلمنامهای درخشان و اجرای برجستهی بت دیویس، اثری است که دیدنش لازم است.
بازی همهٔ بازیگران عالی است، بهویژه بت دیویس، آن باکستر و جورج سندرز؛ اجراها بیش از خود داستان مرا مجذوب کردند، اگرچه دیالوگها واقعاً تحسینبرانگیزند. در مجموع شاید اثر شگفتانگیزی نباشد، اما همچنان سرگرمکننده است. امتیاز: ۴ از ۵.
کمربندهایتان را ببندید: این یکی از بهترین فیلمهای قرن...
این فیلم کلاسیک با دیالوگها و فیلمنامهای درخشان و اجرای برجستهی بت دیویس، اثری است که دیدنش لازم است.
بازی همهٔ بازیگران عالی است، بهویژه بت دیویس، آن باکستر و جورج سندرز؛ اجراها بیش از خود داستان مرا مجذوب کردند، اگرچه دیالوگها واقعاً تحسینبرانگیزند. در مجموع شاید اثر شگفتانگیزی نباشد، اما همچنان سرگرمکننده است. امتیاز: ۴ از ۵.
کمربندهایتان را ببندید: این یکی از بهترین فیلمهای قرن بیستم است. فیلمهایی بینقص کماند، اما این اثر تقریباً از آن دست است؛ نتیجهٔ ترکیبی ایدهآل از عوامل گوناگون که بهطور هماهنگ کنار هم قرار گرفتهاند و آن را به یک اثر هنری تبدیل کردهاند. فیلمی جاودان که امروز همان اندازه لذتبخش است که پنجاه سال پیش بود. با این حال، به نظر میرسد هرگز کاملاً دلِ مخاطبان عام را نگرفته؛ فیلم مستحق توجه بیشتر امروز است و دیدنش ارزش دارد. این فیلم نامزد چهارده جایزهٔ اسکار شد و شش تندیس از جمله بهترین فیلم را دریافت کرد.
فیلم با صحنهای آغاز میشود که بازیگری بهنام ایو جایزهای مهم برای اجرای تئاتریاش دریافت میکند، سپس با بازگشت به گذشته (فلشبک) ما را با رخدادهایی که منجر به آن لحظه شد آشنا میکند. اینگونه شاهد صعود ایو هستیم؛ بازیگری تازهکار از آغازهای گمنام که توانست دلسوزی و همدردی مارگو چانینگ، بزرگترین ستارهٔ صحنهها، را برانگیزد. فیلم بهخوبی به کنش و واکنش میان این دو شخصیت میپردازد. ایو در بخشهایی از فیلم دوپهلو بهنظر میرسد و حتی پس از آشکار شدن جنبههای تیرهٔ شخصیتش، ابهاماتی باقی میماند. مارگو بهظاهر زنی تندخو و سختگیر است، اما قلب مهربانی دارد که زیر لایهای از خودبینی و خُلقیات یک دیوای تئاتر پنهان شده است.
فیلم بر پایهٔ داستان کوتاهی است که جوزف منکیویچ با هوشمندی آن را گسترش داده و خود کارگردانی فیلم را بر عهده داشته است. فیلمنامه پر از دیالوگهای بهیادماندنی و جذاب است که احتمالاً برخی جملاتش در خاطرهها ماندهاند. بت دیویس با استعدادی درخشان و کاریزماتیک، تمام توانش را در این نقش گذاشته و از نظر من این یکی از درخشانترین اجراهای اوست؛ جدایی میان مارگو، شخصیت داستان، و بت دیویس، بازیگر، آنقدر ناچیز است که گویی بازیگر بخشی از شخصیت را به زندگی خود منتقل کرده است. آن باکستر بهعنوان ایو نیز اجرای برجستهای دارد و تعامل دو بازیگر در صحنهها بسیار مسحورکننده است. سلست هولم، جورج سندرز و هیوج مارلو نیز نقشهای خوبی ایفا میکنند؛ هرچند نقشهای مردان بهاندازهٔ نقشهای زنان قدرتمند نیستند.
سیاهوسفید بودن فیلم ممکن است برای برخی مخاطبان امروزی مانعی ایجاد کند، اما بهنظر من این مسئله مشکلساز نیست؛ برعکس، تصویربرداری فیلم بسیار شکیل و زیباست. برخی نماها و حرکات دوربین غریب بهنظر میرسند، اما این ویژگیهایی غیرمعمول و جالب در آثار آن دوره هستند. طراحی لباسها هماهنگ با داستان است و برخی از لباسهای بازیگران زن همچون آثارِ مدِ فاخر جلوه میکنند. فیلم دارای طنزی تلویحی است که ممکن است از دید کمدقتها پنهان بماند — مانند قطعهٔ پیانویی که بت دیویس در حالت مستی چند بار گوش میدهد و بعدها آن را «احساساتیگری ارزانقیمت» مینامد.
در مجموع، این درام قدرتمند با شش شخصیت اصلی که هر یک در برابر چشم تماشاگر تحول مییابند، جنبههای خوب و بد طبیعت انسانی و تربیت را بهخوبی عیان میکند. جوزف ال. منکیویچ اقتباسِ استادانهای از داستان ماری اور ارائه داده و اجازه داده تا روایتِ تیز و موجزِ او بهتدریج اما تاثیرگذار شکل بگیرد؛ هرچند فیلم از همان ابتدا تا پایان تا حدی پیشبینیشدگی دارد، اما همچنان سفری پرستاره و تماشایی است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران