آیا همیشه به سمت آدمهای بیعاطفه و منزوی کشیده میشوید؟
«جين ایر» ساخته رابرت استیونسون است که فیلمنامه را همراه با جان هاوسمن، آلدوس هاکسلی و هنری کاستر به اقتباس درآورده است. این فیلم بر پایه رمان شارلوت برونته ساخته شده و با بازی اورسن ولز، جون فونتین و پگی ان گارنر همراه است. موسیقی اثر را برنارد هرمن ساخته و جورج بارنز فیلمبردار آن است.
پس...
آیا همیشه به سمت آدمهای بیعاطفه و منزوی کشیده میشوید؟
«جين ایر» ساخته رابرت استیونسون است که فیلمنامه را همراه با جان هاوسمن، آلدوس هاکسلی و هنری کاستر به اقتباس درآورده است. این فیلم بر پایه رمان شارلوت برونته ساخته شده و با بازی اورسن ولز، جون فونتین و پگی ان گارنر همراه است. موسیقی اثر را برنارد هرمن ساخته و جورج بارنز فیلمبردار آن است.
پس از کودکی سخت و تکاندهنده، یتیم جوانِ جین ایر در عمارت تورنفیلد بهعنوان معلم خصوصی دختر ادوارد روچستر استخدام میشود. اختلاف طبقه و دیدگاه زندگی، جین و روچستر را از اساس در دو قطبِ مخالف قرار میدهد، اما پیوندی میانشان شکل میگیرد؛ پیوندی که آیا میتواند رمز و رازهای روچسترِ مرد و رازهای عمارت او را از میان بردارد؟
نسخه استیونسون از این رمان که بارها فیلم شده، مورد بررسیهای زیادی قرار گرفته و پرسش همیشگی این است که اورسن ولز تا چه اندازه در تولید اثر دخیل بوده است؟ با دانشی که امروز از کارهای ولز در دهه ۴۰ داریم، جای شک نیست که اثر تا حد زیادی مهر وِلسوار دارد؛ خود فونتین نیز گفته است که ولز اغلب پشت دوربین دیده میشد. این به هیچوجه به تخفیف کار استیونسون نیست—او بعدها حرفه قابل توجهی در کارگردانی ساخت—اما این برداشت از رمان برونته بهخاطر حضور ولز، هم جلوی دوربین و هم پشت آن، درخشان است.
با این حال دو ایراد اصلی وجود دارد: اول اینکه بازی ولز در نقش روچستر بر فیلم چیره میشود و نقش فونتین تا حدودی تحتالشعاع قرار میگیرد—مسألهای شگفتآور وقتی در نظر بگیریم که ولز تا دقیقه ۳۴ وارد داستان نمیشود. دوم اینکه با مدت زمان کمی بیش از یک ساعت و سیوپنج دقیقه، قرار نبود فیلم بتواند اقتباسی مفصل از رمان ارائه دهد. با وجود این، آنچه ساخته شده یک تولید برجسته است؛ فیلمی سرشار از اتمسفر پرتنش و احساسات درونفشان.
برخی گفتهاند تضاد سبک بازیگری فونتین و ولز حواسپرتکن است، اما من چنین نمیبینم: یکی از بزرگترین صداهای سینمای کلاسیک از لحاظ احساسی با یکی از زیباترین چهرهها میجنگد—این ترکیب در سینمای سیاهوسفید واقعی مانند ذرات طلایی است. با توجه به تفاوت شخصیتها در متن رمان، این انتخاب بازیگران در واقع هوشمندانه بهنظر میرسد؛ و همه چیز در تولید پیرامونشان کاملاً منطبق با حالوهوای روانی شخصیتهاست.
ظاهر فیلم قطعاً به آنچه بعدها «فيلم نوآر» خوانده شد نزدیک است؛ عکاسی سیاهوسفید زنده جورج بارنز در کنار نقاشیهای مات و طراحیهای گوتیک صحنه بهخوبی همراستا شدهاند. هنوز برایم شگفتآور است که این فیلم صرفاً در استیج ۲ کمپانی ۲۰th Century Fox تولید شده است. تصاویر زیادی در ذهن میمانند: از تکههای سایه که وقتی جین جوان را روی نیمکت تنبیه در مؤسسه لوود همراهی میکنند، تا ترکیبهای روشنایی و تاریکیِ روچستر در اطراف خانه خانوادگیِ سنگین و ستمگر—فیلم از لحاظ خلق و خوی بصری غنای فراوان دارد.
موسیقی برنارد هرمن نیز در هماهنگی کامل است؛ فرازوفرودهای ارکستر برای نشاندادن دلتنگی جین با ضربههای تهدیدآمیز موسیقی که خشونت روچستر را نشان میدهد مقابل هم قرار میگیرند. در کنار دو بازیگر اصلی، پگی ان گارنر بیشترین تأثیر را میگذارد؛ او نسخه کودکانه جین را با لبهای از غم نشان میدهد که لحن کلی فیلم را میسازد—صحنههای اولیهاش با الیزابت تیلورِ بدون اعتبار (که صدایش زیبا و مناسب است) درسهایی در بازیگری کودکانهاند. بازیگران دیگر نیز با اجراهای درخور توجهی چون مارگارت اوبراین، جان ساتن، سارا آلگود و اگنس مورهد همراهی میکنند.
ممکن است این نسخه اقتباس قطعیِ «جین ایر» نباشد و پایانِ سازششده آن امتیازی از آن بکاهد، اما در مجموع هنوز یک اثر برجسته از سینمای کلاسیک است. امتیاز: 9/10
بیشک داستان مورد علاقه من از برونته است و از بهترین اقتباسهای درام دورانی که میتوان دید. جون فونتین در نقش عنوانی بینظیر است؛ دختری که پس از مرگ پدر به یتیمخانهای بیرحم فرستاده میشود و پس از سالها آزارِ دستِ «بروکلهورست» غولصفت، بهعنوان معلم دخترِ ادوارد روچستر در عمارت دورافتاده و گوتیک تورنفیلد استخدام میشود. پس از شروعی پرتنش با کارفرمایش، رابطهای میان آنها شکل میگیرد، اما آیا هرآنچه میبینیم واقعاً همان است که بهنظر میرسد؟
رابرت استیونسون تصویری تأثیرگذار از بریتانیای ویکتوریایی خلق کرده و چشم تیزبین شارلوت برونته تنها به جزئیات داستان نمینگرد، بلکه نقدی ظریف و دقیق از جامعهای ارائه میدهد که حتی در میان متمدنترین افراد، ارزش انسانها اندک یا ناچیز بود. فیلم با صبر شخصیتها و فضاها را پرورش میدهد—استفاده از نور و سایه و دوباره موسیقی برجسته برنارد هرمن، هر دو اجرای اصلی را تقویت کرده و اقتباسی مهیج از کتابی قوی و دارای شخصیت ارائه میدهند. بهنظر من رنگ دشمن ذاتی چنین داستانهایی است—سیاهوسفید همیشه پادشاه است و هیچجا اینقدر درست از آن استفاده نشده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران