در آغاز قرن بیستم، گروهی سرباز برای شناسایی به دل بکرِ استان شرق سیبری فرستاده میشوند. به رهبری کاپیتان آرسنیف (یوری سولومین) آنها به اعماقِ سرزمینی بیرحم میزنند و خوششانسند که با شکارچی محلی گُلدی، درسّو (ماکسیم مونزوک)، برخورد میکنند. ارتباطشان ابتدایی است، اما خیلی زود درمییابند که بدون راهنمای زیرک و محترمشون در آن سرمای جانسوز نابود میشدند؛ پس از بازگشت، همه مدیونِ این...
در آغاز قرن بیستم، گروهی سرباز برای شناسایی به دل بکرِ استان شرق سیبری فرستاده میشوند. به رهبری کاپیتان آرسنیف (یوری سولومین) آنها به اعماقِ سرزمینی بیرحم میزنند و خوششانسند که با شکارچی محلی گُلدی، درسّو (ماکسیم مونزوک)، برخورد میکنند. ارتباطشان ابتدایی است، اما خیلی زود درمییابند که بدون راهنمای زیرک و محترمشون در آن سرمای جانسوز نابود میشدند؛ پس از بازگشت، همه مدیونِ این مرد کوچکاند. سالها بعد آرسنیف دوباره به آن دیار بازمیگردد و بار دیگر با دوست قدیمیاش روبهرو میشود. این بار کارشان نقشهبرداری نیست، بلکه شکارِ شکارچیان است: گروهی از چینیها که بیهیچ رحم و با تلههای وحشیانه میکشند. آنها همچنین در پیِ ردّ پایِ ببرِ جنگلاند؛ موجودی که از سوی ارواح بزرگِ جنگل محافظت میشود. وقتی درسّو اشتباهاً یکی از این ببرها را میکشد، از انتقامِ سرزمینی که سالها در آن زیسته میترسد و دعوتِ زندگی در شهر پیش روی دوستش را میپذیرد. اما در شهر چادر نیست، نمیتواند تیراندازی یا صید کند و حتی گرمایشِ مرکزی هم جایِ آن زندگیِ وحشی و بکر را پر نمیکند؛ او دلش برای بازگشت به سرزمین دستنخوردهاش تنگ میشود.
فیلم با تصویربرداریی خیرهکننده داستانِ روحِ انسانی را بازگو میکند — درباره آنچه وقتی انسانها با هم و با طبیعتِ پیرامونشان همکاری میکنند رخ میدهد. ماکسیم مونزوک در نقشِ شکارچی فوقالعاده است؛ پوشیدن پوستها و گذشتن از باتلاق و برف همراه با همراهانش را طوری بازی میکند که گویی آنها همچون جوجهاردکهایی از مادرشان پیروی میکنند. این داستان درباره دوستی، وفاداری و اتکای متقابل است؛ بر همزیستیای تأکید دارد که در آن همکاری بهترین نتیجه را میدهد و در پایان، عشق و احترامی را که میان دو مرد از فرهنگهای بالقوه متضاد شکل گرفته بهوضوح نشان میدهد. فیلمنامه با ظرافتی درباره انسانیت روایت شده و دیدنش ارزش دارد.
این فیلمِ آکیرا کوروساوا بر پایه خاطراتِ کاشفِ روس، ولادیمیر آرسنیف ساخته شده است. در سال 1976 برنده اسکار بهترین فیلم خارجی زبان شد و به کوروساوا این امتیاز را بخشید که در آن زمان تنها کارگردانی باشد که دو بار این جایزه را دریافت کرده است. فیلم درسهایی درباره دوستی، عشق به طبیعت و انساندوستی میآموزد و هم در دیالوگها و هم در فیلمبرداری بسیار تأثیرگذار است؛ هر قابش همچون یک نقاشی یا عکسِ باشکوهِ طبیعت است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران