داستان فیلم درباره یک بازرس و یک مامور اف.بی.آی است که یک مظنون به تروریست را تحت فشار قرار می دهند تا به محل سه اسلحه اتمی که قرار است کشور آمریکا را نابود سازند ، اعتراف کند...
داستان فیلم درباره یک بازرس و یک مامور اف.بی.آی است که یک مظنون به تروریست را تحت فشار قرار می دهند تا به محل سه اسلحه اتمی که قرار است کشور آمریکا را نابود سازند ، اعتراف کند...
«Unthinkable» سوالی را مطرح میکند که مدتهاست ذهن بسیاری را در سراسر جهان به خود مشغول کرده، بهویژه پس از 11 سپتامبر: آیا شکنجهٔ یک نفر برای نجات جانهای بسیاران هرگز توجیهپذیر است؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، تا چه حد میتوان پیش رفت؟
پرداختن به این موضوع حساس جسارت میخواهد و کارگردان، گرِگور جردن، با شجاعت آن را مطرح کرده است. نکتهٔ هوشمندانه این است...
«Unthinkable» سوالی را مطرح میکند که مدتهاست ذهن بسیاری را در سراسر جهان به خود مشغول کرده، بهویژه پس از 11 سپتامبر: آیا شکنجهٔ یک نفر برای نجات جانهای بسیاران هرگز توجیهپذیر است؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، تا چه حد میتوان پیش رفت؟
پرداختن به این موضوع حساس جسارت میخواهد و کارگردان، گرِگور جردن، با شجاعت آن را مطرح کرده است. نکتهٔ هوشمندانه این است که فیلم عملاً انتخابی ارائه نمیدهد و تماشاگر را به داوری و احساسکردن وا میگذارد؛ ایدهای جسورانه و بحثبرانگیز.
خلاصهٔ داستان چنین است: مردی با تبار آمریکایی که مسلمان شده، بهعنوان عملی تروریستی سه بمب هستهای را در سه شهر بزرگ آمریکا کار گذاشته که قرار است در چهار روز منفجر شوند. فیلمنامهنویس پیتر وودوارد در شخصیتپردازی تصمیمات تاکتیکی گرفته است؛ شخصیتها تا حدودی کلیشهایاند، اما هر کدام دلیل حضورشان در داستان را دارند. کری-آن ماس در نقش مأمور افبیآی نمایندهٔ وجدان، حساسیت و تلاشی است برای گرفتن تصمیم درست. در مقابل او، ساموئل ال. جکسون نقش بازپرسی سرد و بیرحم را بازی میکند که حاضر است هر کاری بکند چون فکر میکند تنها کسی است که قادر و آمادهٔ انجام آن است. روشهایی که او برای وادار کردن سوژهاش به حرف زدن بهکار میگیرد، تقریباً بهاندازهٔ خودشان ناپسند و غیرقابلباوراند. این احتمالاً یکی از خشونتبارترین فیلمهایی است که دیدهام، اما دلیل اصلی آن این است که صحنهها واقعاً تکاندهنده و باورپذیرند؛ چنین چیزهایی واقعاً اتفاق میافتد و پذیرفتنشان بسیار دشوارتر از فیلمهای وحشت اسلشر است، چون از منظر احساسی مخاطب را درگیر میکنند. سازمانهای اطلاعاتی و سرویسهای مخفی در سراسر جهان از این تکنیکها استفاده میکنند، چه بخواهیم باور کنیم چه نه.
در کل این فرصت مناسبی است برای پرداختن به یک مسئلهٔ مهم و تحریک فکر، اما یک مشکل بزرگ وجود دارد: نگارش ضعیف. فیلمسازان هرچه تلاش میکنند، در هیچ لحظهای موفق به برانگیختن همدلی در هیچیک از طرفین نمیشوند؛ نه با تروریست بهخاطر فقدان پیشزمینه و انگیزه، و نه با کسانی که سعی در جلوگیری از اجرای نقشههای هولناک او دارند. بهخصوص شخصیت کری-آن ماس، برو دی، کمی آزاردهنده است؛ هرچند مبارزهٔ او قابلدرک است—صرفاً بهخاطر انساندوستیاش—اما از منظر حرفهای ناتوانیاش در پذیرفتن فدا شدن یک نفر برای نجات میلیونها نفر او را سادهلوح نشان میدهد. دخالت مداوم او بهتدریج آزاردهنده میشود تا جایی که تنها میخواهید کنار برود. از سوی دیگر، شخصیت هِیِتِرِدِ (H.) جکسون آنقدر بیثبات است که تقریباً برای تروریست دلسوزی احساس میکنید. یک صحنهٔ خاص که مربوط به همسر تروریست است چنان تکاندهنده است که پوستانتان را میخواباند.
بقیهٔ شخصیتها تا حدی تخت و بیارتباطاند؛ بیشترشان را فراموش میکنید و در هر صورت تأثیر قابلتوجهی بر داستان ندارند. با این همه، همهٔ اینها میتوانست به فیلمی قابلقبول تبدیل شود اگر یک ضعف اساسی دیگر نبود: پایان وحشتناک. پایان فیلم آنقدر توخالی و ناراضیکننده است که پس از دیدن نود دقیقه شکنجه، تصمیمهای اشتباه و شکست، اصرار میکنید که حداقل دلیل منطقیای برای این همه درد و رنج وجود داشته باشد—که نیست. چرا تروریست این کار را کرد؟ نمیدانیم. مأموران به چه چیزی رسیدند؟ نه واقعاً. پس هدف چه بود؟ هیچ. فیلم در نهایت فقط نود دقیقه شکنجه، تصمیمات غلط و ناکامی است.
با این حال همهچیز بد نیست؛ دیالوگهای خوبی هست و علیرغم نواقص و ناسازگاریهای فیلمنامه، چند صحنهٔ خوب وجود دارد که بیننده را وارد ذهن شخصیتها میکند. بازیگران تا آنجا که میتوانند از پس نقشها برمیآیند: ساموئل ال. جکسون همانقدر قابلاطمینان است که همیشه، و کری-آن ماس در نقش خود باورپذیر است—غمانگیز است که از زمان «ماتریکس» و «ممنتو» او نقش بهیادماندنی چندانی نداشته است، درحالیکه بازیگر خوبی است. مایکل شین هم بهخوبی نقش تروریست را ایفا میکند، هرچند نویسندگان به او پیشزمینه و توسعهٔ شخصیت ندادهاند، اما او از صحنهای به صحنهٔ دیگر هیجانهای درونیِ لحظهای شخصیتش را به درستی منتقل میکند.
جمعبندی: من کسی را از دیدن فیلم منع نمیکنم؛ حالا میدانید چه انتظاری دارید و فیلم گاهی اوقات خوراک فکری جالبی ارائه میدهد، اما باید درک کنید که فیلم از نظر ذهنی و عملاً تماشایش چالشبرانگیز است. و اگر زیر 18 سال هستید، اصلاً تماشا نکنید.
---
«Unthinkable» از آن فیلمهایی است که شما را وادار میکند مستقیماً با معضلات اخلاقی روبهرو شوید و مرزهای شخصی خود را بازبینی کنید. پیامِ جسورانه و بیپردهای دارد که نمیتوان بهراحتی از آن گذشت. اگرچه داستان حول تهدید تروریستی میچرخد، تنش واقعی از تارشدن خطوط اخلاقی در نحوهٔ مواجهه با این تهدید نشأت میگیرد. تماشای آن آسان نیست، اما تا مدتها در ذهن میماند.
پردهٔ اول خوب صحنه را میسازد: شخصیتها معرفی میشوند و مخاطب به سنگینی موقعیت کشیده میشود. وقتی داستان وارد قلب تعارض میشود، تنش بهشدت بالا میرود و فیلم تقریباً روایت سنتی را کنار میگذارد تا تمام تمرکز را روی پیامش بگذارد. برخلاف انتظار، این رویکرد به نفع فیلم تمام میشود و فضایی غیرقابلپیشبینی و ناآرام خلق میکند. فیلم شدید، ناخوشایند و جذاب است، حتی وقتی تماشای آن دشوار میشود.
اجرای ساموئل ال. جکسون و مایکل شین برجسته است. حضور فرماندهیکننده و بیوقفهٔ جکسون در تقابل کامل با بازی محاسبهگر و هراسآفرین شین قرار میگیرد و پویاییای ایجاد میکند که پیشبرندهٔ داستان است. طراحی تولید و فضای سرد و بالینی به تقویت تنش کمک میکنند و حتی فیلمبرداری، بهویژه تغییرات ظریف بین دیدگاهها، به احساس ناخوشی میافزاید.
با این همه، فیلم خالی از اشکال نیست. فرصت باز کردن عمق آثار روانی و احساسی بر همهٔ درگیران از دست رفته که میتوانست لایههای بیشتری به تمها بیفزاید. همچنین در نزدیکی پایان یک لحظهٔ فنی هست که بیربط به نظر میرسد و رئالیسمِ زمینگیرکنندهٔ فیلم را تضعیف میکند. اما با وجود این لغزشها، «Unthinkable» در ارائهٔ تجربهای پرتنش و برانگیزانندهٔ فکر موفق است. اگر از فیلمهایی که مرزهای درست و غلط را به چالش میکشند خوشتان میآید، ارزش دیدن دارد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران