آخرین شکارچی زنبور خانم در اروپا باید برای نجات جان زنبور ها و بازگرداندن تعادل به سرزمین عسل بکوشد. خانواده ای از چادرنشینان زنبوردار به سرزمین او حمله کرده و معاش او را تهدید می کنند.
آخرین شکارچی زنبور خانم در اروپا باید برای نجات جان زنبور ها و بازگرداندن تعادل به سرزمین عسل بکوشد. خانواده ای از چادرنشینان زنبوردار به سرزمین او حمله کرده و معاش او را تهدید می کنند.
نامزد ۲ جایزهٔ اسکار؛ ۳۷ جایزه و مجموعاً ۵۵ نامزدی
«هانیلند» و گرتا تونبرگ — قهرمانان جدید زمانه ما
این دو پدیده واکنشهای عمومی را بهصورت دوقطبی برانگیختند؛ گروهی آنها را ستودند و گروهی دیگر تا حد نقد شدید و نفرت پیش رفتند. این واقعیت بهتنهایی نشان میدهد که آنها به هدفشان رسیدهاند: تأثیری در جهان گذاشتهاند روی موضوعاتی که جوامع، رهبران و مردم معمولاً آنها را نادیده میگیرند.
امید دارم وارد عصر جدیدی میشویم که پرستش...
«هانیلند» و گرتا تونبرگ — قهرمانان جدید زمانه ما
این دو پدیده واکنشهای عمومی را بهصورت دوقطبی برانگیختند؛ گروهی آنها را ستودند و گروهی دیگر تا حد نقد شدید و نفرت پیش رفتند. این واقعیت بهتنهایی نشان میدهد که آنها به هدفشان رسیدهاند: تأثیری در جهان گذاشتهاند روی موضوعاتی که جوامع، رهبران و مردم معمولاً آنها را نادیده میگیرند.
امید دارم وارد عصر جدیدی میشویم که پرستش مسائل کوچکِ بیاهمیت و سرگرمی صرف را پشت سر بگذاریم و مسائل مهم را کماهمیت نپنداریم. جوامع ما تا کنون بالاترین ارزشها را به ورزشکاران، بازیگران مشهور و آدابورسوم مدرن دادهاند. امیدوارم وقتش رسیده باشد که انسانهای عادی و «ناشناس» مانند گرتا تونبرگ و «هانیلند» با نویسندگان و شخصیت اصلیاش — هاتیدزه — نیروی محرکه جدیدی در جامعه شوند و با نفوذشان تغییرات رادیکال اجتماعی پدید آورند و قهرمانان عصر نو شوند.
هاتیدزه، آخرین زنبوردارِ وحشیِ اروپا، دارای ویژگیهایی است که در همه فرهنگها، ادیان و مکتبهای فکری قابلفهماند و احتمالاً از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و تکامل یافتهاند: احترام به طبیعت، تواضع، میانهروی و شفقت. این ارزشها آرام و بیسروصدا در سراسر فیلم بازتاب مییابند. هاتیدزه از همراهی زنبورها لذت میبرد، آنها را صادقانه دوست دارد و عسل را بیخود و حساب با آنها قسمت میکند — نیمی برای مردم و نیمی برای زنبورها — نمونهای نادر از پایداری واقعی.
اینکه برای اولین بار در تاریخ اسکار یک مستند در بخش بهترین فیلم بینالمللی وارد رقابت شده در حالی که دیگر نامزدها آثار داستانیاند، چندان شگفتآور نیست. از سازندگان باید برای تبدیل مستند به هنری بدیع تشکر کرد؛ اثری که بهگونهای همچون فیلم بلند داستانی درک میشود.
نگاهی جالب به یکی از لحظات غیرعادی فیلم این نکته را نشان میدهد که برداشت تماشاگران از آن متفاوت است. هاتیدزه هنگام فراخواندن زنبورها با صدایی شبیه «مات، مات، مات، مات» برخی را به خاموش کردن فیلم سوق داده و برخی دیگر، از جمله منتقد هلندی بلیندا ون ده گراف، آن را خواندن یا آواز برای زنبورها تعبیر کردند. من خود آن لحظه را شاعرانهای محض یافتم. این فراخوان ریشه در واژه «ماتیتسا» (matica) دارد — یعنی ملکه زنبور (لاتین: mater, matrix). جالب اینکه هاتیدزه غالباً به ترکی عثمانی حرف میزند، اما «ماتیتسا» واژهای مقداری مقدّم و در زبان مقدونی نیز وجود دارد، نشاندهنده واژهای دیرین که از مرز زبانهای امروزی فراتر میرود. پرسش سادهای که ناگزیر به ذهن میآید این است: چه سحری در ملکه — حشرهای ساده — هست که آن کلمات را بهعنوان فراخوانی دوستداشتنی از سوی انسان میشناسد، در حالی که بر اساس نظریه تکامل داروین این دو گونه چنان متفاوتاند؟
وقتی برای نخستین بار بهار گذشته پیشنمایش را دیدم، آن لحظهی فراخوانِ هاتیدزه چنان برایم آشنا و نزدیک شد که ناگهان کودکیام را به یاد آوردم؛ در روستایی کوهستانی در شرق مقدونیه، مادربزرگم توضیح میداد چگونه زنبورها را در سبدهای بافتهشده نگه میداشتند، همانگونه که هاتیدزه استفاده میکند، و چگونه با فراخوان ملکه «مات، مات، مات» زنبورها را گرد هم میکردند و با آنها ارتباط برقرار میکردند. در آن لحظه قطعات پازل کنار هم قرار گرفتند و دریافتم که وقتی هاتیدزه آن «مانترا» را میخواند، خود را با ملکه زنبورها یکی میبیند؛ نقش ملکه را به عهده میگیرد، صدا میزند، گرد میآورد و ارتباط برقرار میکند — هاتیدزه تبدیل به ملکه زنبورها میشود. همزیستی شگفتانگیزی میان انسان و طبیعت.
این فیلم برای من تحسینبرانگیز است؛ هم سازندگان و هم تماشاگرانی که پذیرفتهاند هیچ زندگیای موفق یا ناموفق، هیچ انسانی مهم یا کماهمیت، هیچ داستانی بزرگ یا کوچک بهصورت مطلق وجود ندارد — همه زندگیها تجربههایی یگانه و بیتکرارند. این فیلم نوری انداخت روی زندگیای که ظاهراً ساده بود و انسانی بهظاهر عادی را بلندمرتبه و بزرگنمایی کرد؛ انسانی که در نهایت بسیار اخلاقی، پاک، مهربان نسبت به مردم و طبیعت و بهسادگی زیبا بود، درست مثل خودِ فیلم.
با وجود اشکالاتی در ترکیببندیاش، «هانیلند» تأملی اندیشمندانه و دلسوزانه است در نمایش شیوه زیستی که بسیاری سالها پیش آن را کنار گذاشتهاند و شایسته جایگاهی در حافظه جمعی ماست. هاتیدزه موراتووا تنها یک زن است، اما تلاشهای او برای زیستن بهصورت اخلاقی باید از سوی هر کسی که با داستانش روبهرو میشود جدی گرفته شود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران